آراز نیوز

ارگان خبری تشکیلات مقاومت ملی آزربایجان

دیرنیش
شنبه ۸ام شهریور ۱۴۰۴
شما اینجا هستید: / تیتر یک / اگر چاره‌ای برای نژادپرستی فارسی اندیشیده نشود به فجایعی بزرگ منجر خواهد شد

اگر چاره‌ای برای نژادپرستی فارسی اندیشیده نشود به فجایعی بزرگ منجر خواهد شد

اگر چاره‌ای برای نژادپرستی فارسی اندیشیده نشود به فجایعی بزرگ منجر خواهد شد
25 آگوست 2025 - 23:03
کد خبر: ۶۷۸۵۶
تحریریه آرازنیوز

👤 مجید جوادی آراز

علی‌اکبر ولایتی از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۷۶ وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران بود و طولانی‌ترین دوره وزارت خارجه را در تاریخ جمهوری اسلامی بر عهده داشته است. پس از آن نیز به عنوان مشاور امور بین‌الملل رهبر جمهوری اسلامی فعالیت می‌کند. وی همچنین ریاست مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام و دانشگاه آزاد اسلامی را بر عهده داشته است.

علی‌اکبر ولایتی یکی از چهره‌های بارز فاشیسم ضد ترکی در ایران بوده است. وی کسی است که در دهه ۶۰ گفته بود «آذربایجان دیر یا زود از ایران جدا خواهد شد و لذا سرمایه‌گذاری در آذربایجان به صلاح نظام نیست». وی در دهه هفتاد و در بحبوحه جنگ اول قاراباغ به شیخ صبحی طفیلی که پرسیده بود «مگر آذربایجانی‌ها هم مذهب شما و هم تبار نیمی از جمعیت کشورتان و مظلوم نیستند؟ پس چرا از ارامنه حمایت می‌کنید؟» جواب داده بود «ارمنستان دیواری میان ترک‌هاست و باید تقویت شود.»

ولایتی در جنگ دوم قاراباغ و مسئله زنگه‌زور نیز بارها علیه آذربایجان موضع‌گیری کرد و ارمنستان را خط قرمز جمهوری اسلامی اعلام کرد.

نباید تصور کرد که سخنان ولایتی صرفاً حرف بوده‌اند. رفتار رژیم جمهوری اسلامی نشان داده است ذهنیت کلی حاکم بر رژیم همان است که ولایتی گفته است. آذربایجان در دهه‌های اخیر سهم بسیار ناچیزی در سرمایه‌گذاری دولتی داشته است. نه تنها در بخش‌های عمرانی سرمایه‌گذاری قابل‌توجهی در آذربایجان نشده است بلکه در امری حیاتی مانند احیای دریاچه اورمیه نیز در عمل هیچ سرمایه‌گذاری مفید و مثمر ثمری انجام نشد و دریاچه رها شد تا بمیرد. وضعیت صرف سرمایه دولتی در آذربایجان (که معادن و منابع آن بی‌وقفه به مرکز منتقل می‌شود) نشان می‌دهد سخنان ولایتی فقط حرف نبود، همچنان که در موضوع آذربایجان شمالی و قاراباغ نیز این واقعیت دیده می‌شود.

ولی به جرات می‌توان گفت پست اخیر ولایتی در پلتفرم ایکس اوج فوران و سرریز احساسات فاشیستی وی بر علیه آذربایجان و ترک‌ها می‌باشد.

ولایتی در نوشته‌اش با یک جعل تاریخی کوروش را ذوالقرنین می‌خواند تا اوج تفکرات شعوبی – ایرانشهری خود را به نمایش بگذارد. در حالی که منابع اسلامی تقریباً اتفاق نظر دارند که ذوالقرنین مذکور در قرآن اسکندر مقدونی است و فقط چند مفسر دارای تمایلات شعوبی ادعا کرده‌اند که ذوالقرنین کوروش است. واقعاً چگونه می‌توان متصور شد قرآن کسی را که ازدواج با محارم را سنت می‌دانست، بستاید و پادشاهی صالح بنامد‌؟ این تناقض با کدام منطق قابل توضیح است؟! این جعل از جنس همان حدیث جعلی مردان پارسی و علم و ثریا می‌باشد که جز خود شعوبیان و ایرانشهری‌ها کسی آن را جدی نمی‌گیرد.

ولایتی از سویی با هشتگ فرزندان کوروش تفاخر نژادی می‌فروشد، از سوی دیگر با وقاحت تمام ترک‌ها را قوم وحشی و یاجوج و ماجوج می‌خواند تا اوج نفرت و احساسات فاشیستی خود را به نمایش بگذارد.

فارغ از اینکه چگونه یک سیاستمدار می‌تواند درباره چهل درصد شهروندان کشورش چنین نژادپرستانه، سخیف و رذیل سخن بگوید، این نوع رفتار از سویی نشان از فطرت حقیر این افراد دارد و از سوی دیگر گویای شدت استیصال و انفعال آنها می‌باشد که دیگر چاره‌ای جز فحاشی برای عقده‌گشایی نمی‌بینند.

اینجانب پیش‌تر در مقاله‌ای استدلال کرده بودم که وجه اسلامی رژیم نیز بعد از وجه جمهوری آن پایان یافته است این نوشته ولایتی در اصل مهر تأییدی دوباره بر این ادعا است. این نوشته نشان می‌دهد نه تنها از جمهوریت و اسلامیت رژیم چیزی باقی نمانده است بلکه رژیم به دوران فاشیسم رضاخانی بازگشته است و ارتجاعی‌ترین ایدئولوژی عالم سیاست را بر ارکان قدرت مستولی کرده است.

تفاخر نژادی و توهین نژادی به شهروندانی که دارای تبار و زبان متفاوتی هستند توسط یک سیاستمدار یک مسئله عادی نیست. این رفتار از جنس همانی است که در آلمان نازی دیده می‌شد و به یک فاجعه بزرگ انسانی ختم شد. اگر چاره‌ای برای نژادپرستی فارسی در ایران اندیشیده نشود به فجایعی بزرگ منجر خواهد شد.

 

روی خط خبر