آراز نیوز

ارگان خبری تشکیلات مقاومت ملی آزربایجان

دیرنیش
شنبه ۸ام شهریور ۱۴۰۴
شما اینجا هستید: / تیتر یک / اصلاح‌طلبان و پارادوکس دموکراسی در جمهوری اسلامی

اصلاح‌طلبان و پارادوکس دموکراسی در جمهوری اسلامی

اصلاح‌طلبان و پارادوکس دموکراسی در جمهوری اسلامی
20 آگوست 2025 - 17:51
کد خبر: ۶۷۸۲۱
تحریریه آرازنیوز

👤 یادداشت آراز نیوز

در روزهای اخیر و در شرایطی که جمهوری اسلامی در دو راهی تسلیم و یا سقوط قرار گرفته بار دیگر روحانی و جبهه اصلاح‌طلبان وارد میدان شده و با اظهارات و نامه‌هایی خواستار گشایش سیاسی شده اند.

تجربه نشان داده است یکی از ویژگی‌های بارز سیاست در جمهوری اسلامی، تغییر گفتمان نیروهای سیاسی بسته به جایگاهشان در ساختار قدرت است. جریان اصلاحات و شخصیت‌هایی چون سید محمد خاتمی و حسن روحانی در این زمینه نمونه‌های روشنی به شمار می‌روند. آنان در هنگامی که از کانون قدرت دور می‌شوند، بیشترین تأکید را بر دموکراسی، آزادی‌های سیاسی و جامعه مدنی دارند، اما وقتی به دولت و نهادهای اجرایی راه می‌یابند، یا در تحقق آن شعارها ناتوان می‌مانند یا اولویت‌های دیگری را در پیش می‌گیرند.

خاتمی در سال ۱۳۷۶ با شعار «توسعه سیاسی»، «جامعه مدنی» و «حاکمیت قانون» وارد عرصه انتخابات شد. موج اجتماعی بی‌سابقه‌ای پشت سر او شکل گرفت و نسل جوان به ویژه زنان و دانشجویان به او امید بستند. در سال‌های نخست دولت اصلاحات، شاهد رشد مطبوعات آزادتر، شکل‌گیری جنبش دانشجویی پرقدرت و افزایش مشارکت مدنی بودیم.

اما وقایعی چون کوی دانشگاه ۱۸ تیر ۷۸ و سرکوب گسترده دانشجویان، همچنین بسته شدن مطبوعات در سال ۱۳۷۹ نشان داد که ساختارهای انتصابی نظام مجال چندانی برای تحقق دموکراسی نمی‌دهند. مجلس ششم اصلاح‌طلب نیز با سد شورای نگهبان مواجه شد و بسیاری از طرح‌های اصلاحی ناکام ماندند. در نهایت، بخش زیادی از بدنه اجتماعی که به خاتمی امید بسته بودند، با یأس و سرخوردگی از اصلاحات فاصله گرفتند.

روحانی که خود در اوایل انقلاب جزو افراطی‌ترین چهره‌ها بود در سال ۱۳۹۲ با شعار «تدبیر و امید» و وعده «منشور حقوق شهروندی» وارد انتخابات شد. بسیاری تصور می‌کردند او، هرچند از دل حاکمیت آمده، می‌تواند راهی برای باز کردن فضای سیاسی بیابد. در آغاز دولت او، گفت‌وگو درباره آزادی‌های مدنی و رفع محدودیت‌ها بار دیگر در جامعه اوج گرفت.

اما دولت روحانی خیلی زود همه توان خود را بر پرونده هسته‌ای و برجام متمرکز کرد. از سوی دیگر، اعتراضات دی ۱۳۹۶ و آبان ۱۳۹۸ نشان داد که نارضایتی اجتماعی به سطحی رسیده است که دولت نه توان مدیریت سیاسی آن را دارد و نه اراده‌ای برای پاسخ‌گویی به مطالبات سیاسی و آزادی‌های مدنی نشان می‌دهد. در عمل، «گشایش سیاسی» و «حقوق شهروندی» که از شعارهای اصلی روحانی بودند، به حاشیه رانده شدند.

پارادوکس تاریخی اصلاح‌طلبان

این دو تجربه تاریخی یک نکته مهم را روشن می‌سازد: اصلاح‌طلبان و چهره‌های میانه‌رو در ایران اغلب زمانی به دموکراسی و آزادی‌های سیاسی تأکید می‌کنند که از قدرت فاصله گرفته‌اند. اما هنگامی که خود به قدرت می‌رسند، یا با سد ساختارهای سخت حاکمیت مواجه می‌شوند، یا اولویت‌های سیاسی–اقتصادی دیگر را جایگزین مطالبات دموکراتیک می‌کنند.

بنابراین، جامعه بارها با این پرسش مواجه شده است:
آیا دموکراسی و آزادی‌های سیاسی برای اصلاح‌طلبان یک هدف پایدار و اصولی است، یا صرفاً ابزاری تاکتیکی برای بازگشت به قدرت؟

روی خط خبر