آراز نیوز

ارگان خبری تشکیلات مقاومت ملی آزربایجان

دیرنیش
شنبه ۸ام شهریور ۱۴۰۴
شما اینجا هستید: / تیتر یک / از قاراباغ تا دمشق؛ وقتی جمهوری آذربایجان مستقل و بر پایه منافع ملی حرکت می‌کند

از قاراباغ تا دمشق؛ وقتی جمهوری آذربایجان مستقل و بر پایه منافع ملی حرکت می‌کند

از قاراباغ تا دمشق؛ وقتی جمهوری آذربایجان مستقل و بر پایه منافع ملی حرکت می‌کند
13 جولای 2025 - 16:27
کد خبر: ۶۷۳۲۳
تحریریه آرازنیوز

👤 یادداشت آراز نیوز

در پاسخ به یادداشت منتشرشده در خبرگزاری دانشجو که سیاست خارجی جمهوری آذربایجان را به وابستگی به آنکارا و تل‌آویو متهم کرده و با زبانی تحقیرآمیز جمهوری آذربایجان را «فرزند ناخلف» ایران خوانده که به دنباله‌روی از «پدرخوانده‌»های جدید در منطقه حرکت می‌کند.

باید گفت این نوع تحلیل‌ها نه از سر فهم ژئوپلیتیک جدید منطقه، بلکه از موضعی متوهم ناشی از استیصال و متأثر از شکست‌های زنجیره‌ای محور موسوم به مقاومت در منطقه نگاشته شده است. یادداشتی سراسر نفرت که در پی عقده‌گشایی از موفقیت‌های جشمگیر آذربایجان در سیاست خارجی است.

جمهوری آذربایجان پس از آزادسازی قاراباغ، نه‌تنها در صحنه قفقاز بلکه در معادلات منطقه‌ای به یک بازیگر مستقل و مؤثر تبدیل شده است. میانجی‌گری احتمالی باکو میان دمشق و تل‌آویو نه از سر دنباله‌روی، بلکه نتیجه اعتبار دیپلماتیکی است که باکو با عقلانیت، روابط چندوجهی و توازن منطقه‌ای به‌دست آورده است.

فرد به اصطلاح تحلیل‌گر شایعه جمهوری اسلامی ایران از «اعزام تکفیری‌ها به جنگ قاراباغ» را دوباره تکرار می‌کند. شایعه‌ای که در پی موفقیت ارتش مظفر آذربایجان در بین مقامات و رسانه‌های ایران نشخوار شد تا شاید این پیروزی تاریخی آذربایجان را کم‌رنگ جلوه دهد، اما نویسنده یادداشت فراموش می‌کند که جمهوری اسلامی ایران همزمان با جنگ، مسیر کمک‌رسانی به ارمنستان اشغالگر را باز گذاشت؛ کشوری که ده‌ها مسجد ویران‌شده در شوشا، خانکندی و فیضولی، سند سیاست اسلام‌ستیزانه‌اش است. اگر جمهوری آذربایجان با اسرائیل یا ترکیه رابطه دارد، شفاف و بر اساس منافع ملی خود است نه مانند پیروی جمهوری اسلامی از روسیه که در این چهار دهه همواره به در معادلات قدرت، جمهوری اسلامی را بازیجه دریافت امتیاز از غرب کرده است.

پروژه زنگه‌زور، «گروکشی ژئوپلیتیک» نیست؛ حق مسلم اتصال جغرافیایی آذربایجان است که حتی دولت کنونی ارمنستان نیز چراغ سبزی برای صلح با آذربایجان و قرار گرفتن در مسیر ترانزیتی نشان داده است. ایران اگر به دنبال همکاری منطقه‌ای و برد-برد است، باید به‌جای تهدید و بی‌ثبات‌سازی کشورهای منطقه، نقش سازنده‌تری ایفا کند و دست از رویای امپراتوری پوچش بر منطقه دست بکشد.

این‌که رسانه‌های ایران از جمله نویسنده یادداشت مذکور آذربایجان را «فرزند ناخلف» می‌نامند، چیزی جز زبان تحقیرآمیز نسبت به یک ملت مستقل نیست؛ همان دیدگاه بی‌ثبات‌ساز که ناشی از ایدئولوژی امپراتوری ایرانی است که قصد دارد تا تمام کشورهای منطقه را ببلعد. ملتی که امروز در باکو، گنجه، شوشا، خانکندی و نخجوان در مسیر توسعه و عزت حرکت می‌کند مورد حمایت اکثریت قاطع ملت تورک آذربایجان جنوبی است و قطعا نخواهد گذاشت آن ذهنیتی که دهه‌ها تبعیض و تحقیر و استعمار را برای آذربایجان جنوبی به بار آورده به پیکره آذربایجان شمالی دست دراز کند.

واقعیت آن است که ایران و روسیه این دو ذهنیت امپراتوری توسعه‌طلب و جنگ‌طلب با گسترش نفوذ و توسعه ترکیه و آذربایجان در منطقه کنار نمی‌آیند، اما به‌جای پذیرفتن نظم جدید، با تکرار اتهامات قدیمی، حمایت از گروه‌های افراطی و تروریستی سعی در بی‌ثبات‌سازی این کشورها و منطقه دارند. در حالی که دوران سیاست‌های انحصارطلبانه و توسعه‌طلبی ارضی و نگاه از بالا به پایین به‌سر آمده است. نویسنده در یادداشتش تهدید می‌کند که در ادامه روند میانجی‌گری باکو بین دمشق و تل‌آویو، ایران باید پروژه «فرزند ناخلف» را در جمهوری آذربایجان تقویت کند و از سوی دیگر در بلندی‌های جولان نیز «محور مقاومت» را احیا نماید.

جمهوری آذربایجان نه «فرزند ناخلف ایران» است و نه «پدرخوانده‌»ای دارد؛ بلکه کشوری مستقل با پیشینه‌ای غنی از تاریخ، فرهنگ و هویت ملی است که با اتکا به دیپلماسی متوازن و چندوجهی، حق مسلم دارد در معادلات منطقه‌ای نقش‌آفرینی کند. آن‌چه باید نگران‌کننده باشد، نه مشروعیت بین‌المللی باکو، بلکه استمرار ذهنیت‌های فرسوده‌ی استعماری–امپراتوری در ایران است؛ چه در قالب ناسیونالیسم باستان‌گرایانه، چه در هیئت ایدئولوژی مذهبی. ذهنیتی که هنوز با تحقیر ملت‌ها، توهین به همسایگان و حمایت از گروه‌های افراطی به‌دنبال بی‌ثبات‌سازی منطقه و تحقق رؤیای گسترش نفوذ خود است. اما وضعیت کنونی نشان می‌دهد که خود ملت‌ها در ایران نیز با اراده، آگاهی و عقلانیت، در حال مبارزه با ایدئولوژی‌های سلطه‌طلبانه از هر دو گونه آن مذهبی و باستان‌گرایانه هستند. این ملت‌ها نه‌تنها اجازه نخواهند داد پروژه‌های بی‌ثبات‌سازی و مداخله‌جویانه در کشورهای منطقه پیش برود، بلکه با تکیه بر اصول دموکراتیک و صلح‌طلبانه، پایه‌های همین سیستم را در درون کشور نیز از ریشه برخواهند کند.

روی خط خبر