آراز نیوز

ارگان خبری تشکیلات مقاومت ملی آزربایجان

دیرنیش
سه شنبه ۸ام آذر ۱۴۰۱
آخرین عناوین
شما اینجا هستید: / نوشتار / کتابسوزی بزرگ ۲۶ آزر ۱۳۲۵

کتابسوزی بزرگ ۲۶ آزر ۱۳۲۵

کتابسوزی بزرگ ۲۶ آزر ۱۳۲۵
16 دسامبر 2013 - 20:48
کد خبر: ۵۲۹۱
تحریریه آرازنیوز

در تاریخ ۲۶ آزرماه ۱۳۲۵، به دنبال شکست نیروهای  فرقه ملی از ارتش شاهنشاهی ایران که خود داستان مفصلی دارد، تصمیم بر ان گرفته شد تا تمامی میراث مادی و معنوی این فرقه در آزربایجان از ریشه سوزانده شود. واقعیت این است که حکومت سید جعفر پیشه وری علی رغم تمامی تهمت ها در خصوص  وابستگی به اتحاد جماهیر شوروی و نیز سوءظن روحانیون در خصوص ضد اسلام بودن آن، توانسته بود تا در ظرف تنها یک سال حکومت بر آزربایجان تحولات فراوانی را در ان خطه ایجاد نماید.

احداث کارخانجات عظیم نساجی ؛ شبکه سراسری برق رسانی در آزربایجان؛ایجاد مدارس امروزی با استفاده از کتابهای تورکی از اول دبستان ؛ آسفالت خیابان های تبریز و تلاش برای مدرن کردن شهر های آزربایجان تنها جزئی از این فعالیت ها می باشد. هنوز فراوانند افراد پیری در آزربایجان که با تحسین از آن دوران سخن می گویند.

تحولاتی که حکومت ملی در  آزربایجان ایجاد به دو دسته تقسیم می گردیدند. دسته اول فیزیکی و قابل لمس بوده و دسته بعدی غیر فیزیکی و  یا فرهنگی و سیاسی بودند.  حکومت مرکزی ایران بعد از شکست دولت پیشه وری و یارانش، بر حذف تمامی دست آوردهای غیر فیزیکی فرقه ملی اهتمام نمود.  یکی از بزرگترین دست آوردها و یا از دیدگاه حکومت شاهنشاهی، گناهان حکومت ملی رسمیت دادن به زبان تورکی و تدریس آن در مدارس بود. کاری عجیب که این حکومت تنها در ظرف چند ماه موفق به انجام آن گردید.  به عنوان مثال حکومت ملی در دی ماه ۱۳۲۴ چنین اطلاعیه ای را منتشر نمود:

«برای هرچه نزدیکتر کردن ملتمان به نهاد دولتی و درک صحیح نیازهای عامه به طریق مستقیم و همچنین به منظور هموار سازی راههای رشد و شکوفایی زبان و فرهنگ ملی، دولت ملی آزربایجان در جلسه ۱۶ دی ماه (۱۳۲۴) خود موارد زیر را به تصویب رساند؛

 ١- زبان آزربایجانی [تورکی] از امروز به عنوان زبان رسمی دولتی در آزربایجان اعلام می شود. باید بیانیه ها، ابلاغیه ها و آگهی های دولتی، همچنین فرمانهای خطاب به یگانهای نیروهای مسلح و لایحه های قانونی، فقط و فقط به زبان آزربایجانی [تورکی] نوشته شوند.

٢- همه ادارات (اعم از دولتی، ملی و شرکتهای بازرگانی و صنفی) موظف هستند مکاتبات و مکتوبات خود را به زبان آزربایجانی [تورکی] بنویسند. اسناد و مدارکی که به زبانی غیر از زبان آزربایجانی [تورکی] نوشته شوند، دارای اعتبار رسمی و قانونی نخواهند بود.

٣- جریان محاکمات قضایی باید به زبان آزربایجانی برگزار شود و برای کسانی که زبان آزربایجانی [تورکی] نمی دانند، باید مترجم گرفته شود.

۴- باید همه تابلوهای سر درب ادارات دولتی، موسسات دولتی و ملی و مراکز بازرگانی به زبان آزربایجانی [تورکی] نوشته شوند.

۵- گردهمایی های رسمی، سخنرانیها و مذاکرات باید به زبان آزربایجانی [تورکی] برگزار شود.

۶- کسانی که در ادارات و موسسات عمومی و دولتی آزربایجان مشغول بکار هستند و زبان آزربایجانی [تورکی] نمی دانند، موظفند خواندن، نوشتن و سخن گفتن به زبان آزربایجانی [تورکی] را یاد بگیرند.

٧- وزارت فرهنگ برای آشنا کردن کسانی که در ادارات کار می کنند و زبان آزربایجانی [تورکی] را نمی دانند، کلاسهایی در جنب محل کار آنها در سطح بزرگسالان تاسیس کند. باید روزانه یک ساعت از مدت کار افرادی که در این کلاسها شرکت می کنند، کاسته شود.

٨- ملتهای دیگر که در آزربایجان زندگی می کنند، می توانند به زبان مادری خود مکالمه و مکاتبه کنند، با این حال آنها نیز باید آگهی های رسمی خود را به دو زبان – در کنار زبان مادری، به زبان آزربایجانی [تورکی] – به عنوان زبان رسمی و دولتی منتشر کنند.

٩- اقلیتهای ملی مقیم یا تابع آزربایجان ضمن تدریس زبان ملی خود در مدارس اختصاصی، موظفند زبان آزربایجانی [تورکی] را هم به عنوان زبان رسمی بیاموزند.

١٠- حکومت ملی آزربایجان پیش نویس لایحه قانونی وزارت آموزش و پرورش را در مورد تدریس به زبان آزربایجانی [تورکی] در مدارس تصویب می کند و به تمام آموزگاران و معلمها سفارش می کند که اهتمام برای گذر به زبان ملی را یک وظیفه ملی تلقی کنند.»

 باچنین تحرکاتی حکومت ملی توانست تا ظرف چند ماه تدریس به زبان تورکی را در همه مدارس و کاربرد آن را در همه ادارات آزربایجان عملی نماید و این گناهی بس عظیم از  دید دولت ایران بود. فعلی حرام که در اسرع وقت بایستی تطهیر و پاک سازی گردد.

بدین سان بود که از فردای ورود ارتش شاهنشاهی به آزربایجان و تبریز، مبارزه با تمامی عناصر تورکی سرلوحه امور مسئولان قرار گرفت. تمامی تابلوهای ادارات و مغازه ها که پیش از آن به زبان تورکی بود پایین آورده شده و  استفاده از اسامی تورکی ممنوع اعلام گردید. به دنبال این اقدامات، در روز ۲۶ آزر ۱۳۲۵ ، ماموران حکومتی تمامی کتابهای تورکی درسی مدارس را که به زبان تورکی آزربایجانی نگاشته شده بود را جمع‌آوری کرده و آنها را سوزاندند. سوزاندن کتب تورکی همزمان با تبریز، در چند شهر دیگر آزربایجان نیز به وقوع پیوست. در شهر تبریز، کتابسوزی در چندین نقطه از جمله میدان ساعت و میدان شهرداری تبریز؛ دانشسرای این شهر و در بسیاری از مدارس انجام شد. به گفته شاهدان عینی که برخی از آنها اکنون نیز در قید حیات اند کودکان و دانش ‌آموزان دبستانی را به صف کرده و آنها را مجبور می کردند تا جهت کسب اجازه برای ادامه تحصیل، با تشکیل صفهای متعدد منتهی به تلهای آتش، کتابهای درسی دریافتی خود از مدارس را که به زبان تورکی بودند و مخصوصا کتاب درسی «آنادیلی» (زبان مادری) را «زنده باد شاه» گویان  با دست خود در آتش اندازند. جشن کتاب‌سوزان پس از ٢۶ آزر نیز به مدت چندین روز ادامه یافت و کم کم علاوه بر کتابهای درسی مدارس، شامل کتب غیردرسی نیز شد. دولت ایران، تنها به سوزاندن کتاب‌های درسی تورکی اکتفا نکرد و به انهدام کلیه آثار مکتوب آزربایجانی و تورکی، و هر آنچه نشانی از زبان و فرهنگ و تاریخ تورکی داشت نیز پرداخت. نیروهای دولتی ایران و ارتش شاهنشاهی صدها هزار جلد کتاب چاپی و خطی و نشریات، اعلامیه ها، رساله‌ها و اسناد، اسکناسها و سایر مکتوبات نگاشته و طبع شده به زبان تورکی و سپس کتابهائی که به گفته مقامات کمونیستی بوده اند را از دفاتر ادارات، کتابخانه ها، دانشگاه ها، مدارس، و حتی کیف دانش اموزان و طاقچه خانه ها جمع اوری نموده و سوزاندند. حال آنکه اکثر کتب گویا کمونیستی، متونی جز ادبیات شفاهی آزربایجان و اشعار کودکانه تورکی نداشتند. در پی اشغال تبریز، دولت ایران به منظور ریشه کن کردن تورکی مکتوب، چاپخانه های تورکی را نیز مهر و موم کرد؛ آموزش و تحصیل به زبان تورکی در مدارس را ممنوع اعلام نمود؛ با دستورالعملهائی که برای ادارات و مدارس آزربایجان صادر کرد، تحصیل به زبان فارسی در آزربایجان را اجباری دانسته و بلافاصله کتاب‌های درسی جدید که به فارسی تدوین شده بود را جایگزین کتب تورکی گردانید. در واقع سوزاندن کتب تورکی توسط دولت ایران اقدامی آگاهانه به منظور هموار کردن راه فارسی سازی مردم آزربایجان و ایجاد فرهنگ یکسان فارسی در سراسر ایران بود. اقدامی که پیشتر با تاسیس فرهنگستان زبان فارسی آغاز گردیده و اکنون با جشن کتاب سوزان ٢۶ آزر ١٣٢۵ به اوج خود می رسید.

هنوز بسیارند افراد زنده در تبریز و سایر نقاط آزربایجان که آنروز را به خاطر می آورند. در اینجا به اظهارات چند تن از شاهدان عینی اشاره می گردد:

١- واقعیت این است که حتی انبوه اسناد مکتوب، در برابر آنچه در ٢۶ آزر ١٣٢۵ در میدان ساعت تبریز روی داد گنگ و نارسا می‌نماید. در آن روز دانش‌آموزان دبستانی به صف کشانده شدند تا کتاب درسی «آنادیلی» (زبان مادری) را «زنده باد شاه» گویان در آتش اندازند. آن جشن کتاب‌سوزان ساعت‌ها و روزها ادامه یافت و کتاب‌هایی در آن سوختند که جز ادبیات شفاهی آزربایجان و چند اشعار کودکانه چیزی در آنها یافت نمی‌شد. شاید هدف از آن آتش‌سوزی که اندکی بعد انبوه کتاب‌های غیر درسی را نیز در کام خود کشید، رفع موانع و هموار کردن راه برای ایجاد فرهنگ عمومی بود که سنگ زیربنای آن در فرهنگستان اول گذاشته شده بود. (پاسخ به یک مقاله . فرقه‌ی دموکرات آزربایجان و داوری یکجانبه ایواز طه)

٢- زبان تورکی به عنوان زبان پرشمارترین قوم ممالک محروسه از دایره‌ی این یکسان‌سازی که با جشن کتاب‌سوزان آزر ١٣٢۵ (دسامبر ١٩۴۶) به اوج رسید، بیرون نماند. در نتیجه، محمد فضولی و دیگر شاعران کلاسیک آزربایجانی در گستره‌ی وسیعی از قزوین تا مغان، و از اورمیه تا همدان به «غریبی در وطن» مبدل شدند. (بیگانه‌ای در وطن. جستاری درباره‌ی غیبت محمد فضولی از ادبیات معاصر آزربایجان. ایواز طه)

٣- آنچه که بر حرمان تورکان آزربایجان در قبال کشتارهای سیاه روز ٢١ آزرماه افزوده است تخریب دانشگاه تبریز و همچنین به آتش کشیده شدن صدها هزار جلد کتاب در رشته های مختلف به زبان تورکی آزربایجانی در شهرهای گوناگون آزربایجان به ویژه تبریز است. این کتابسوزان شرم آور و بی سابقه در جهان، در روز ٢۶ آزرماه طی مراسمی دردناک در چندین میدان و خصوصا میدان دانشسرا ی این شهر انجام شد. بطوریکه شاهدان عینی می گویند دانش آموزان را مجبور می کردند تا جهت کسب اجازه برای ادامه تحصیل، کتابهایی را که به زبان مادریشان نوشته شده است در آتش بیفکنند! این اقدام طبق قواعد بین المللی بعنوان جنوساید فرهنگی تلقی می شود. (مقاله از جشن ملی ٢١ آزرماه سال ١٣٢۴ تا ماتم ملی ٢١ آزرماه سال ١٣٢۵)

۴-  سوزاندن کتابهای تورکی بعد از سرکوب فرقه دمکرات آزربایجان در سال ١٩۴۶توسط رژیم پهلوی صورت گرفت. این جنایت، سوزاندن تاریخ و هویت یک ملت از اعمال وحشیانه ساسانیان در آزربایجان هم بدتر بود. نمایندگان دولت مرکزی به دستور تهران کتابهای درسی مدارس را جمع کردند و آتش زدند. در آن زمان هیچ دولت و سازمانی به این کشتار و کتابسوزی اعتراضی نکرد حتی سازمانهای فرهنگی جهان هم ساکت ماندند. مردم آزربایجان که از همه طرف (چپ و راست) ضربه خورده بودند میسوختند و جز ساختن چاره ای نداشتند. (تاریخ زبان و لهجه های تورکی، دکتر جواد هئیت)

۵- من خود بیشتر کتاب هائی را که در آن دوره چاپ شده بود مطالعه کرده ام، حتی سرود ملی فرقه را که در مدارس خوانده می شد، ولی اثری از ادعاهای رژیم پهلوی مبنی بر کمونیستی بودن آنها پیدا نکردم. در آن دوران کسی نه از چپ و نه از راست به این کتاب سوزی ها اعتراضی نکرد! من به هنگام برگزاری کنفرانس صلح پاریس در پاریس دانشجو بودم و در آنجا بود که شاعر پرآوازه آزربایجان شمالی صمد وورغون در کنفرانس صلح پاریس شعر معروف خود یاندیریلان کیتابلار ( کتاب های سوزانده شده) را در اعتراض به آن کتاب سوزی ها در کنفرانس خواند و صدای اعتراض مردم آزربایجان را به این بی حرمتی نسبت به زبان و فرهنگ و هویت آنان به گوش جهانیان رسانید.  (گفتگو با دکتر جواد هیئت)

 رضا براهنی نیز که به تایید دوست و دشمن از ستارگان ادب کشور محسوب می گردد، متولد ۱۳۱۴ در تبریز بوده و در جریان کتابسوزی موصوف دانش آموز بوده است. وی نیز ز خاطرات خود در آنروز می گوید که چگونه به صف ایستاده و مجبور شدند تا کتاب های تورکی را در آتش بسوزانند. وی در این باره می گوید که مجبور شدیم تا زبان خود را بسوزانیم.

در آن زمان و در شرایطی که هیچ دولت و سازمان و شخصیتی، به این کشتار و کتابسوزی اعتراضی نکردند و حتی سازمانهای فرهنگی نیز در مقابل آن ساکت ماندند؛ صمد وورغون (١٩۵۶-١٩٠۶) از شعرای جمهوری آزربایجان در سال ١٣٢۶ سکوت را شکسته و منظومه ای با عنوان “یاندیریلان کیتابلار” درباره این جنایت ضدبشری سرود. او در شعر خود که آن را در کنگره صلح جهانی پاریس – ١٩۵٢ ضمن نطقی خواند، دولت ایران را افشاء کرده و اعتراض خود را چنین بیان میکند:

جلاد! سنین قالاق قالاق یاندیردیغین کیتابلار

مین کمالین شؤهرتیدیر، مین اوره یین آرزیسى،

بیز کؤچه ریک بو دونیادان، اونلار قالیر یادیگار.

هر ورقه نقش اولونموش نئچه اینسان دویغوسو

مین کمالین شؤهرتىدیر، مین اوره یین آرزیسى،

یاندیردیغین او کیتابلار آلوولانیر، یاخشى باخ!

او آلوولار شؤعله چکیب شفق سالیر ظولمته،

شاعیرلرین نجیب روحو مزاریندان قالخاراق

او آلوولار شؤعله چکیب شفق سالیر ظولمته

آلقیش دئییر عئشقى بؤیوک، بیر قهرمان میللته

………………………………………………………………..

جلاد کتابهایی که تل تل میسوزانی

شهرت هزار کمال و آرزوی هزار دل است.

ما از این دنیا کوچ میکنیم و آنها یادگار میمانند

در هر ورقش چه احساسهای انسانی نقش بسته است

شهرت هزار کمال و آرزوی هزار دل است

کتابهایی که میسوزانی شعله میکشند، درست نگاه کن!

شعله ها تاریکی را روشن میسازد

ارواح نجیب شعرا از قبرها برمیخیزند

و به ملت قهرمانی که عشق بزرگی دارد آفرین میگویند

شعله ها تاریکی را روشن میسازد…

یکی از نکات حیرت آور در باره کتاب سوزی فوق و کلا جنایات انجام شده حین و پس از جنگ با حکومت ملی آزربایجان در سال ١٩۴۶، بایکوت و سکوتی است که در این باره وجود دارد. تاکنون در ‌باره این رویداد به تفصیل و دقت سخن گفته نشده است. کلا و بنا به قاعده ای عمومی، نخبگان فرهنگی فارسی که همیشه از کتاب‌سوزان واقعی و یا فرضی عرب‌ها در ایران انتقاد می نمایند، هرگز اشاره ای به کتاب سوزان شاهنشاهی در آزربایجان نمی کنند. افزون بر آن، سوزاندن کتابهای تورکی توسط نیروهای دولتی و ارتش ایران در آزربایجان، نه در آن هنگام و نه تا به امروز با کوچکترین اعتراضی از سوی کتابداران و کارمندان کتابخانه‌ها و روشنفکران و ادبا و اهل قلم فارسی مواجه نشده است. حتی در بسیاری از موارد از حمایت ضمنی و آشکار آنها نیز برخوردار گردیده است. در برابر آزربایجانی ها همه ساله و به طور فزاینده ای این روز را گرامی داشته و در فاصله ۲۱ تا ۲۶ آزر یک جلد کتاب تورکی به همراه یک شاخه میخک سرخ هدیه می دهند تا یاد و خاطره آنروزها را عزیز نگه دارند.

منبع: تبریزسسی

۴ دیدگاه برای این خبر ثبت شده است

  • قبل از انجام اين كارها توسط اين پان تركيستها
    آيا كتابها فارسي نبود و سرانجامشان چه بود سر درب ادارات چه بود فارسي بود يا نه و ….
    شعور لازمه بحث است با يك سالي كه در حكومت بودند چطور اين حجم مبالغه از اقدامات انجام شده را عنوان مي كنيد ، چقدر دروغ مي گوييد راستش را بنويسيد بگوييد يك خيابان اسفالت شد و قصد داشت چنين كارهايي را بكند نه اينكه از بيخ دروغ تعريف كنيد ؛
    ضمنا حمله كردن و سوزاندن از كارهاي هنري شماست و نه فارسها
    هنوز هم در به اتش كشيده شدن تخت جمشيد توسط اسكندر مقدوني يا اسكندر آذربايجاني اختلاف تاريخي وجود دارد
    پس سابقه سوختن و سوزاندن را شما تازي ها داريد و نه ما
    قوم ياجوج و ماجوج

  • چه توهماتی دارید
    >>>هنوز هم در به اتش کشیده شدن تخت جمشید توسط اسکندر مقدونی یا اسکندر آذربایجانی اختلاف تاریخی وجود دارد<<<
    اول بیا ثابت کن تخت جمشیدی وجود داشته بعد بیا ادعای کتابسوزیش را کن نادان
    در مورد نام خیابان(که به ترکی خیاوان گفته میشود) تحقیق کن البته قبلش بهتره بدانی که نام قدیم مشکین شهر خیاو بوده و مهاجرانی از خیاو به تبریز آمده بودند و محله خیاوان را در تبریز تشکیل داده بودند و اولین خیابانی که در ایران آسفالت شد همان خیابان بوده بعد خواهی فهمید که واژه خیابانی که استفاده میکنی و فکر میکنی فارسی است و مقابل street انگلیسی قرار میدهی یادگار آن دوران است.
    و بعد خواهی فهمید که از بیخ و بن و ریشه با دروغ ساخته شده ای

  • “ناشناس” نوکر حلقه به گوش پهلوی و پانفارس ، به خاطر یک سال حکومت پیشه وری الان تبریز شهر اولین هاست .
    پس مشک آن است که خود ببوید نه آنکه عطار بگوید.
    شماها چه گلی به سر این مملکت زده اید؟ بجز ویرانی و عقب افتادگی حاصل حکومت شماها چیست؟ به ممالکی که ایجاد کرده اید نگاهی بیاندازید

  • عجب سايتيه خودتون مي بافيد خودتون مي خونيد و خودتون هم نظر مي گذاريد ؟!!!
    خود گويي و خود خندي ، عجب مرد هنرمندي D;

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

روی خط خبر