راهپیمایی گوتنبرگ؛ اعلام وحدت تشکیلاتی ملت آذربایجان در روزهای سرنوشتساز و مرزبندی قاطع با جریانات فاشیستی
پیامهای ویدئویی یوروش مهرعلیبیگلو که اندکی پیش از بازداشت او منتشر شد، صرفاً موضعگیریهای فردی یک فعال سیاسی نیست؛ این پیامها بازتاب یک تجربه تاریخی، یک درک جمعی و یک هشدار جدی به آینده مبارزات ملت تورک آذربایجان است. بازداشت او درست پس از تأکید بر نقش تشکلها، خود گواهی روشن بر این واقعیت است که حاکمیت بیش از هر چیز از آگاهی سازمانیافته و فعالیت تشکیلاتی واهمه دارد.
مهرعلیبیگلو در پیامهای خود، با صراحت مرز آذربایجان را با هر دو شکل ارتجاع و جریان فاشیستی جمهوری اسلامی و پهلویگرایی ترسیم کرد
این موضع، نه از سر شعار، بلکه بر پایه حافظه تاریخی آذربایجان شکل گرفته است؛ حافظهای که سرکوب حکومت ملی، اعدامها، تبعیدها و انکار حق حاکمیت مردم را فراموش نکرده و نمیپذیرد که آینده با بازتولید اشکال کهنه و فاشیستی قدرت ساخته شود. تأکید او بر مردود بودن همزمان این دو جریان، بار دیگر نشان داد که راه آذربایجان راهی مستقل، مدنی و متکی بر اراده مردم است.
اما شاید مهمترین بخش پیامهای او، تأکید بر ضرورت فعالیت تشکیلاتی و نقش محوری احزاب و سازمانهای سیاسی بود. در شرایط یک حاکمیت استبدادی، فعالیت فردی هرچند شجاعانه و قابل احترام، بهسرعت سرکوب میشود. آنچه میتواند تداوم، انسجام و افق سیاسی ایجاد کند، کنش جمعی و سازمانیافته است. به همین دلیل است که فراخوان اعتراض، تعیین موضع سیاسی و نمایندگی ملت در عرصه بینالمللی، باید از سوی تشکلها و احزاب صورت گیرد، نه افراد تنها و بیپشتوانه.
امروز که بسیاری از فعالان در زنداناند و فشار امنیتی تشدید شده، این پیام بیش از گذشته اهمیت پیدا میکند. روزهای سرنوشتسازی پیش روست؛ روزهایی که پراکندگی، رقابتهای فرساینده و اختلافات ثانویه میتواند به تضعیف کل حرکت ملی منجر شود. وحدت تشکلها و فعالیت مشترک آنها در یک جبهه واحد، نه یک انتخاب تاکتیکی، بلکه یک ضرورت تاریخی است. جبههای روشن علیه فاشیسم، استعمار داخلی و هر شکل از انکار هویت و حق حاکمیت ملتها.
شعار «آزادلیق، عدالت، میللی حکومت» دقیقاً بیان فشرده همین مسیر است. این شعار، فراتر از گرایشهای سیاسی، زبان مشترک آذربایجانیهایی است که آیندهای آزاد و عادلانه میخواهند و حاضر نیستند این آینده را به نامهای مختلف استبداد واگذار کنند. آزادی بدون سازمانیافتگی به دست نمیآید و عدالت بدون وحدت پایدار نمیماند. حکومت ملی نیز تنها زمانی معنا پیدا میکند که اراده جمعی ملت، از مسیر تشکیلات و نهادهای سیاسی، خود را متجلی کند.
راهپیمایی گوتنبرگ در چنین بستری معنا پیدا میکند. این تجمع، نهفقط یک اعتراض خیابانی، بلکه تجلی عملی همان مفهومی است که مهرعلیبیگلو بر آن تأکید داشت: کنش جمعی، سازمانیافته و مستقل. حضور آذربایجانیهای مقیم اروپا در این راهپیمایی، پیوندی زنده میان زندان و خیابان، میان داخل و خارج، و میان پیام و عمل ایجاد میکند. این حضور، پیام روشنی به حاکمیت و همچنین به جریانهای فاشیستی میفرستد که آذربایجان تنها نیست و مبارزهاش قابل مصادره یا خاموشکردن نیست.
دیاسپورای آذربایجان در اروپا، امروز مسئولیتی فراتر از همدردی دارد. این مسئولیت، تبدیل صدا به کنش، و کنش به فشار سیاسی و رسانهای است. راهپیماییهایی از جنس گوتنبرگ، اگر با تداوم و هماهنگی تشکلها همراه شود، میتواند به یکی از ستونهای اصلی مبارزه ملی در مرحله پیش رو بدل شود.
بازداشت مهرعلیبیگلو، تلاشی برای قطع این مسیر است؛ اما خودِ این بازداشت نشان میدهد که مسیر درست انتخاب شده است. پاسخ به این سرکوب، عقبنشینی و پراکندگی نیست، بلکه حضور پررنگتر، وحدت عمیقتر و فعالیت تشکیلاتی گستردهتر است. راه آذربایجان روشن است؛ و این راه، با آزادی، عدالت و حکومت ملی گره خورده است.