راهپیمایی گوتنبرگ؛ صدای وحدت ملت آذربایجان جنوبی در برههای سرنوشتساز
راهپیمایی اعتراضی گوتنبرگ، صرفاً یک تجمع نمادین یا واکنشی احساسی به تحولات روز نیست؛ بلکه بخشی از یک روند تاریخی، آگاهانه و ضروری در مبارزه ملت تورک آذربایجان جنوبی برای آزادی، عدالت و حاکمیت ملی است. در مقطعی قرار داریم که تحولات داخلی ایران، توازنهای سیاسی را بهطور جدی دستخوش تغییر کرده و همزمان نقش دیاسپورا بیش از هر زمان دیگری برجسته شده است.
ملتهای ساکن ایران، و در رأس آنها ملت تورک آذربایجان، امروز نهتنها با یک حکومت سرکوبگر، بلکه با یک ساختار تبعیضآمیز و انکارگر هویت مواجهاند. سرکوب خونین اعتراضات، نظامیسازی شهرها و تلاش برای خاموشکردن هر صدای مستقل، نشان میدهد که حاکمیت بیش از گذشته از جامعه و از سازمانیابی مردم واهمه دارد. دقیقاً در چنین شرایطی است که هر حرکت جمعی، هر راهپیمایی منسجم و هر کنش سازمانیافته، معنا و وزن سیاسی مضاعف پیدا میکند.
راهپیمایی گوتنبرگ از این جهت اهمیت دارد که صدای داخل را به بیرون از مرزها منتقل میکند؛ صدایی که رژیم تلاش دارد آن را با قطع اینترنت، سرکوب رسانهای و ایجاد رعب خاموش کند. دیاسپورا در این میان نه جایگزین مبارزه داخل، بلکه امتداد طبیعی آن است. تجربه جنبشهای موفق در نقاط مختلف جهان نشان داده است که پیوند میان داخل و خارج، یکی از عوامل کلیدی در تداوم و ثمربخشی مبارزات آزادیخواهانه بوده است. دیاسپورا میتواند روایت واقعی را به افکار عمومی جهانی منتقل کند، هزینه سرکوب را افزایش دهد و مانع مصادره یا تحریف مطالبات ملتها شود.
در این میان، مسئله وحدت تشکلها و احزاب حرکت ملی آذربایجان جنوبی اهمیتی بنیادین دارد. اختلاف سلیقه، تفاوت در روشها و حتی تضاد دیدگاهها، امری طبیعی و اجتنابناپذیر در هر جنبش زنده و پویاست. آنچه خطرناک است، تبدیل این اختلافات طبیعی به شکافهای فرساینده و تضعیفکننده است. امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند تمرکز بر نقاط مشترک هستیم؛ بر هدفی که فراتر از گرایشها و سلایق قرار دارد: سعادت آذربایجان و آیندهای آزاد و عادلانه برای ملتمان.
شعار «آزادلیق، عدالت، میللی حکومت» دقیقاً از همین ظرفیت برخوردار است. این شعار، نه یک گزاره تنگنظرانه و نه متعلق به یک جریان خاص، بلکه چکیده خواست تاریخی هر آذربایجانی با هر دیدگاه سیاسی است. آزادی بدون عدالت معنایی ندارد و عدالت بدون حاکمیت ملی تحققپذیر نیست. این سهگانه، چارچوبی فراگیر ایجاد میکند که میتواند همه نیروهای دلسوز آذربایجان را ذیل خود جمع کند.
نباید فراموش کرد که رژیم حاکم بیش از هر چیز از فعالیت تشکیلاتی و سازمانیافته هراس دارد. اعتراض پراکنده، خشم لحظهای و واکنشهای فردی، هرچند قابل فهم، اما در نهایت قابل کنترل و مهار هستند. آنچه توازن قوا را به ضرر حاکمیت تغییر میدهد، شکلگیری شبکههای منسجم، اعتماد متقابل میان فعالان، و استمرار کنش جمعی است. راهپیماییهایی از جنس گوتنبرگ، اگر بهدرستی تداوم یابند، میتوانند به بسترهایی برای تقویت ارتباطات، هماهنگی تشکلها و ارتقای سطح فعالیت سازمانی تبدیل شوند.
این گردهمآییها همچنین پیامی روشن به افکار عمومی جهان مخابره میکنند: مسئله آذربایجان جنوبی نه یک موضوع حاشیهای، بلکه بخشی جداییناپذیر از بحران ساختاری ایران است. تا زمانی که تبعیض ملی، انکار هویت و سرکوب سیستماتیک ادامه دارد، هیچ نسخهای برای ثبات، دموکراسی یا عدالت در ایران قابل تحقق نخواهد بود.
راهپیمایی گوتنبرگ باید آغاز یا ادامه یک مسیر دیده شود، نه نقطه پایان. تداوم این حرکتها، حتی اگر در مقاطع مختلف با دشواری، اختلاف نظر یا خستگی همراه باشد، سرمایهای برای آینده مبارزات ملی آذربایجان جنوبی خواهد بود. آنچه اهمیت دارد، حفظ اصل همگرایی، احترام متقابل و تمرکز بر هدف نهایی است.
در این برهه حساس، حضور در چنین راهپیماییهایی صرفاً یک انتخاب فردی نیست؛ بخشی از مسئولیت جمعی ما در قبال ملت، تاریخ و آینده آذربایجان است. اگر باور داریم که آزادی، عدالت و حکومت ملی حق طبیعی ماست، باید برای آن هزینه آگاهانه، منظم و مشترک بپردازیم. مسیر آسان نیست، اما روشن است؛ و این مسیر، بدون وحدت و سازمانیابی، به مقصد نخواهد رسید.