نظم تورکی در حال شکلگیری است
مسکو وتهران نگران فروپاشی نظم قدیمی
👤گؤکتورک تبریزلی - عضو کمیته دانشجویی تشکیلات مقاومت ملی آذربایجان (دیرنیش)
رقابت ژئوپولیتیک میان توران و محور مسکو–تهران در سالهای اخیر به یکی از مهمترین محورهای تحولات منطقهای تبدیل شده است؛ رقابتی که تنها یک اختلاف سیاسی نیست، بلکه تقابل دو نگاه بنیادین به آینده قفقاز، تورکستان و آذربایجان جنوبی را بازتاب میدهد. توران در حال شکلگیری، بر پیوندهای زبانی، فرهنگی و اقتصادی تورکان بنا شده و تلاش دارد یک فضای ارتباطی، ترانزیتی و امنیتی مستقل از قدرتهای سلطهگر بسازد. در مقابل، محور مسکو–تهران همچنان به الگوی سنتی نفوذ، کنترل جغرافیا، جلوگیری از خودمختاری ملتها و مدیریت بحرانها از بالا باور دارد.
صعود تورکیه به عنوان قدرت منطقهای، احیای اقتصاد و توان نظامی جمهوری آذربایجان، و تحول نسل جدید تورکان در تورکستان، نقشه ژئوپولیتیک منطقه را تغییر داده است. این تحول برای تهران و مسکو به معنای از دست رفتن فضای نفوذ تاریخی است؛ فضایی که در آن میتوانستند سرنوشت قفقاز و تورکستان را بدون حضور بازیگران تورک تعیین کنند. در نتیجه، هر دو پایتخت با ابزارهای متفاوت اما هدفی واحد، در برابر این روند ایستادهاند: جلوگیری از شکلگیری یک فضای سیاسی مستقل و هماهنگ میان ملتهای تورک.
در قفقاز جنوبی، جنگ ۴۴ روزه و پیروزی جمهوری آذربایجان، بزرگترین ضربه را به راهبرد ایران و روسیه وارد کرد. پایان اشغال، بازگشت مرزها و تقویت ارتش باکو هر دو کشور را وادار کرد تا سیاستهای امنیتی خود را بازنگری کنند. از نگاه تهران و مسکو، شکلگیری یک کریدور تورکی که تورکستان را به باکو، آنکارا و استانبول وصل کند، تهدیدی مستقیم برای نفوذ دیرین آنها محسوب میشود. به همین دلیل، تهران تلاش کرده با فشار نظامی، تحریک گروههای نیابتی و عملیات رسانهای، مانع شکلگیری این مسیر ارتباطی شود. در حالی که مسکو از ابزارهای سیاسی و نظامی موجود در قفقاز برای حفظ وضعیت مبهم و وابسته استفاده میکند.
در تورکستان نیز روند مشابهی دیده میشود. این جغرافیا از نظر اقتصادی و فرهنگی به سوی همگرایی در حال حرکت است. زبان تورکی، پروژههای مشترک انرژی، همکاریهای نظامی و پیوندهای دیجیتال، این منطقه را به سمت یک هویت مشترک سوق میدهد. این واقعیت تضاد مستقیمی با اهداف مسکو و تهران دارد؛ زیرا هر دو از تاریخی طولانی در کنترل این جغرافیا برخوردار بودهاند و اکنون شاهد هستند که نسل جدید تورکستان به جای نگاه به روسیه یا ایران، به تورکیه و باکو به عنوان مراکز الهام سیاسی و اقتصادی نگاه میکند.
آذربایجان جنوبی نیز قلب این معادله است. رشد آگاهی ملی، فشار بر هویت تورکی توسط حاکمیت ایران، و نزدیکی فرهنگی و رسانهای با جهان تورک باعث شده این منطقه در نقطه حساس رقابت قرار گیرد. برای تهران هرگونه تقویت هویت تورکی در داخل مرزهایش تهدیدی بنیادین است؛ اما برای جهان تورک، این منطقه حلقه گمشده اتصال تمدنی تورکان محسوب میشود.
این رقابت ژئوپولیتیک، فقط گذرا یا احساسی نیست؛ یک روند ساختاری و رو به رشد است. توران به عنوان یک فضای فرهنگی، اقتصادی و راهبردی در حال قدرتگیری است و محور مسکو–تهران نیز در برابر این تغییر تلاش میکند نظم قدیمی را حفظ کند. اما معادله قدرت امروز بسیار متفاوت از گذشته است. جمعیت جوان، اقتصاد در حال رشد، فناوری بومی و همگرایی فرهنگی تورکان، نشان میدهد که آینده منطقه به سوی یک نظم جدید حرکت میکند؛ نظمی که در آن نقش تورکان بسیار پررنگتر از گذشته خواهد بود.