در تاریخ معاصر ایران، نام بسیاری از نویسندگان، روشنفکران و فعالان سیاسی ثبت شده است؛ اما کمتر کسی را میتوان یافت که همچون صمد بهرنگی زندگی خود را با زندگی کودکان محروم گره زده باشد. صمد تنها یک نویسنده نبود، تنها یک معلم هم نبود؛ او بخشی از زندگی کودکانی شد که در روستاهای آزربایجان با فقر، محرومیت و تبعیض دستوپنجه نرم میکردند. او به میان آنان رفت، با آنان نشست، زبانشان را فهمید و دردهایشان را به ادبیات و اندیشه تبدیل کرد.
آنچه صمد را از بسیاری از معلمان زمان خود متمایز میکرد، رابطه عمیق او با دانشآموزانش بود. او کودکان را صرفاً شاگرد نمیدید؛ آنان را انسانهایی میدانست که حق دارند رؤیا داشته باشند، سؤال بپرسند و آیندهای بهتر را تصور کنند. صمد ساعتها با کودکان گفتوگو میکرد، داستانهایشان را میشنید و از دل همین زندگی روزمره، شخصیتهای داستانهایش را میآفرید. بسیاری از قهرمانان آثار او ریشه در همان کودکان محروم روستاهای آزربایجان داشتند.
بهرنگی به خوبی میدانست که محرومیت تنها فقر اقتصادی نیست. او میدید که کودکان ترکزبان در نظام آموزشی آن روزگار مجبورند به زبانی غیر از زبان مادری خود آموزش ببینند. همین مسئله برای او به یکی از دغدغههای مهم تبدیل شد. او درباره آموزش، زبان، فرهنگ و حقوق کودکان نوشت و تلاش کرد توجه جامعه را به مشکلات نظام آموزشی جلب کند.
شهرت جهانی صمد بیش از هر چیز با «ماهی سیاه کوچولو» گره خورده است. داستانی که در ظاهر قصهای کودکانه است اما در لایههای عمیقتر خود، روایت پرسشگری، جسارت و عبور از مرزهای ترس را بازگو میکند. ماهی سیاه کوچولو در حقیقت بازتاب همان روحیهای بود که صمد در میان کودکان آزربایجان جستوجو میکرد؛ روحیهای که انسان را به حرکت، اندیشیدن و تغییر فرا میخواند. این اثر بعدها به زبانهای مختلف ترجمه شد و به یکی از شناختهشدهترین آثار ادبیات کودک ایران تبدیل گردید.
صمد علاوه بر داستاننویسی، به گردآوری فولکلور و افسانههای آزربایجان نیز پرداخت. او باور داشت که فرهنگ مردم عادی، سرمایهای ارزشمند است و باید حفظ شود. بسیاری از روایتها و افسانههایی که او ثبت کرد، بخشی از حافظه فرهنگی مردم آزربایجان را برای نسلهای بعدی حفظ کردهاند.
مرگ زودهنگام او در رود ارس در سال ۱۳۴۷، هنوز یکی از بحثبرانگیزترین رخدادهای تاریخ روشنفکری ایران است. اما صرفنظر از روایتهای مختلف درباره مرگش، آنچه اهمیت دارد میراثی است که از خود به جا گذاشت. صمد در بیستونه سال زندگی، اثری بر جای گذاشت که بسیاری در چندین دهه فعالیت فرهنگی موفق به انجام آن نشدهاند.
امروز، دههها پس از درگذشت صمد بهرنگی، هنوز نام او در میان مردم آزربایجان زنده است. دلیل این ماندگاری تنها «ماهی سیاه کوچولو» نیست؛ بلکه این حقیقت است که صمد از میان مردم برخاست و هرگز از آنان جدا نشد. او با کودکان آزربایجان زندگی کرد، دردهایشان را فهمید و صدای آنان شد. شاید به همین دلیل است که صمد بهرنگی بیش از آنکه یک نویسنده یا معلم باشد، به نمادی از تعهد اجتماعی و انسانی تبدیل شده است.
نام صمد در حافظه تاریخی آزربایجان نه به عنوان یک چهره ادبی صرف، بلکه به عنوان معلمی باقی مانده است که کلاس درسش از چهاردیواری مدرسه فراتر رفت و تمام زندگی کودکان محروم را دربر گرفت.