خامنه‌ای و پهلوی؛ دو خانواده‌ی منفور در تاریخ ایران

3 ساعت پیش 2 دقیقه مطالعه محسن سعادت
 خامنه‌ای و پهلوی؛ دو خانواده‌ی منفور در تاریخ ایران

در تاریخ معاصر ایران، نام برخی خانواده‌ها نه به‌عنوان نماد آزادی و عدالت، بلکه به‌عنوان نشانه‌هایی از اقتدارگرایی، سرکوب و انحصار قدرت ثبت شده است. در این میان، دو خانواده بیش از دیگران در کانون نقد و نفرت عمومی قرار گرفته‌اند: خانواده‌ی خامنه‌ای و خاندان پهلوی. هرچند این دو در ظاهر در دو دوره‌ی متفاوت و با گفتمان‌هایی متضاد حکومت کرده‌اند، اما در عمل، شباهت‌های عمیقی در شیوه‌ی حکمرانی، نگاه به مردم و ساختار قدرت دارند.


خاندان پهلوی با به قدرت رسیدن رضاشاه، پروژه‌ای را آغاز کرد که هدف آن ساختن دولتی متمرکز و مدرن بود؛ اما این پروژه، به‌جای اتکا به مشارکت مردم، بر سرکوب هویت‌های قومی، حذف مخالفان و تمرکز شدید قدرت استوار شد. محمدرضا شاه نیز همین مسیر را با شدت بیشتری ادامه داد؛ ساواک، خفقان سیاسی، و وابستگی به قدرت‌های خارجی، از ویژگی‌های اصلی این دوره بود. در این ساختار، مردم نه به‌عنوان شهروند، بلکه به‌عنوان تابعانی مطیع تعریف می‌شدند.


با سقوط پهلوی، بسیاری انتظار داشتند که جمهوری اسلامی مسیری متفاوت در پیش گیرد. اما خانواده‌ی خامنه‌ای، به‌ویژه در دهه‌های اخیر، ساختاری را تثبیت کرده‌اند که در بسیاری از جنبه‌ها ادامه‌ی همان منطق اقتدارگرایانه است. تمرکز قدرت در بیت رهبری، حذف سیستماتیک مخالفان، محدودیت آزادی‌های مدنی، و استفاده از نهادهای امنیتی برای کنترل جامعه، همگی نشان‌دهنده‌ی بازتولید همان الگوی پیشین در لباسی جدید است.


نکته‌ی مهم این است که هر دو خاندان، مشروعیت خود را نه از رضایت عمومی، بلکه از ابزارهای قدرت گرفته‌اند؛ یکی با تکیه بر ارتش و حمایت خارجی، و دیگری با تکیه بر ایدئولوژی و دستگاه‌های امنیتی. در هر دو مورد، نتیجه، تضعیف نهادهای مدنی، سرکوب تنوع فرهنگی و قومی، و ایجاد شکاف عمیق میان حاکمیت و مردم بوده است.


امروز، نقد این دو خانواده، صرفاً بازخوانی گذشته نیست، بلکه تلاشی است برای جلوگیری از تکرار تاریخ. جامعه‌ای که از تجربه‌ی استبداد درس نگیرد، محکوم به بازتولید آن در اشکال مختلف است. ایران آینده، اگر قرار است بر پایه‌ی آزادی، عدالت و کثرت‌گرایی بنا شود، باید از سایه‌ی هرگونه حکومت خانوادگی و تمرکزگرایانه عبور کند.


امروز ایرانیان در داخل در اسارت مجتبی خامنه‌ای و طیف او هستند و در خارج هم مخالفت اسیر شیادی پهلوی و اطرافیانش. 

در نهایت، مسئله نه صرفاً خامنه‌ای است و نه پهلوی؛ بلکه ساختاری است که امکان تمرکز قدرت در دست یک خانواده یا یک فرد را فراهم می‌کند. تا زمانی که این ساختار تغییر نکند، نام‌ها تغییر می‌کند.