غیبت معنادار رضا پهلوی در «وبسایت آذریها»

۱ ساعت پیش 3 دقیقه مطالعه محسن سعادت
 غیبت معنادار رضا پهلوی در «وبسایت آذریها»

در فضای ملتهب ناشی از جنگ اخیر میان ایران، اسرائیل و آمریکا، صف‌بندی‌های سیاسی و رسانه‌ای بار دیگر دستخوش بازتعریف شد. در این میان، سکوت برخی رسانه‌ها نه‌تنها کم‌اهمیت نیست، بلکه خود به یک «موضع» تبدیل می‌شود. «وبسایت آذریها»—که بنا بر شواهد و قرائن، به اتاق‌های فکر نزدیک به نهادهای امنیتی و اطلاعات سپاه در تبریز منتسب می‌شود—در قبال یکی از چهره‌های جنجالی این دوره، یعنی رضا پهلوی، سکوتی معنادار اختیار کرده است؛ سکوتی که پرسش‌برانگیزتر از هر موضع‌گیری صریح است.


این وبسایت که طی سال‌های گذشته با نویسندگانی چون سالار سیف‌الدینی و وحید بهمن، همواره در تقابل با هویت‌خواهی تورک‌های آزربایجان و در راستای تقویت گفتمان ایرانشهری قلم زده، در موضوعات مختلف سیاسی و قومی، مواضعی تند و بی‌پرده اتخاذ کرده است. اما اکنون، در شرایطی که رضا پهلوی به‌عنوان یکی از حامیان حمله خارجی به ایران از سوی بخشی از افکار عمومی مورد انتقاد شدید قرار گرفته، غیبت کامل نام و تحلیل او در این وبسایت، نمی‌تواند تصادفی باشد.


این سکوت، زمانی بیشتر جلب توجه می‌کند که بدانیم همین رسانه، درباره «کنگره آزادی برای ایران»—که گروه‌هایی از آزربایجان نیز در آن حضور داشتند و موضعی ضدجنگ اتخاذ کرده بودند—مطالب انتقادی منتشر کرده است. به‌عبارت دیگر، هرجا که پای نیروهای آزربایجانی در میان است، این وبسایت فعالانه وارد میدان می‌شود؛ اما در برابر چهره‌ای چون رضا پهلوی، که آشکارا از فشار خارجی و حتی حمله نظامی حمایت کرده، سکوت اختیار می‌کند.


چرا؟


یکی از فرضیه‌های قابل بررسی، وجود نوعی «هم‌پوشانی منافع» است. جریان‌های ایرانشهری، چه در درون حاکمیت و چه در بخشی از اپوزیسیون، علی‌رغم اختلافات ظاهری، در یک نقطه اشتراک دارند: نفی هویت‌های غیرفارس و مقابله با مطالبات ملیت‌های غیرفارس، به‌ویژه تورک‌های آذربایجان. در این چارچوب، رضا پهلوی—با وجود قرار گرفتن در اپوزیسیون—در بسیاری از مواضع کلان، از جمله تأکید بر یکپارچگی متمرکز ایران و بی‌اعتنایی به حقوق ملیت‌ها، با این گفتمان هم‌راستاست.


از این منظر، سکوت «آذریها» می‌تواند ناشی از یک محاسبه باشد: پرهیز از تضعیف چهره‌ای که—حتی به‌طور غیرمستقیم—در تداوم همان گفتمان مرکزگرا و ضدتکثر عمل می‌کند. به‌عبارت دیگر، نقد رضا پهلوی ممکن است به تقویت گفتمان‌های جایگزین، از جمله فدرالیسم یا حق تعیین سرنوشت، منجر شود؛ گفتمان‌هایی که این وبسایت همواره با آن‌ها مخالف بوده است.


فرضیه دیگر، به «مدیریت افکار عمومی» بازمی‌گردد. در شرایط جنگی، نهادهای امنیتی ممکن است ترجیح دهند تمرکز انتقادات را از چهره‌های خاصی منحرف کرده و به‌سمت اهدافی هدایت کنند که کم‌هزینه‌تر یا هم‌راستا با سیاست‌های کلان‌تر است. در این میان، سکوت درباره رضا پهلوی می‌تواند بخشی از یک استراتژی رسانه‌ای باشد: نه تأیید، نه رد—بلکه نادیده‌گرفتن.


اما این سکوت، در نهایت، بیش از آن‌که به نفع این وبسایت باشد، به تضعیف اعتبار آن منجر می‌شود. رسانه‌ای که مدعی دفاع از «ایران» است، نمی‌تواند در برابر دعوت به حمله خارجی علیه همین «ایران» سکوت کند، مگر آن‌که معیارهایش نه اصول، بلکه ملاحظات پنهان و روابط نانوشته باشد.


در جمع‌بندی، غیبت رضا پهلوی در «آذریها» را باید نه یک خلأ، بلکه یک «نشانه» دانست؛ نشانه‌ای از پیچیدگی روابط میان جریان‌های به‌ظاهر متضاد، و یادآور این واقعیت که در سیاست ایران، خطوط تقابل همیشه آن‌گونه که به‌نظر می‌رسند، شفاف و صریح نیستند.