سقوط نظام جمهوری اسلامی در ایران ـ نظامی که بر پایهی تمرکزگرایی ایدئولوژیک، سرکوب سیاسی و انکار هویتهای ملی بنا شده است ـ بدون تردید یکی از بزرگترین تحولات سیاسی در تاریخ معاصر منطقه خواهد بود. در چنین شرایطی، مسئلهی آیندهی آزربایجان نه تنها یک موضوع اساسی، بلکه یکی از تعیینکنندهترین عوامل در شکلگیری نظم سیاسی جدید در ایرانِ پس از جمهوری اسلامی خواهد بود.
با سقوط جمهوری اسلامی، این ساختار تمرکزگرا نیز به شدت دچار فروپاشی خواهد شد و فرصت تاریخی برای بازتعریف رابطهی آزربایجان با ساختار قدرت پدید میآید.
سه سناریوی اصلی برای آیندهی سیاسی آزربایجان قابل تصور است:
۱. ایران فدرال و دموکراتیک
در این سناریو، ایران به یک ساختار فدرال تبدیل میشود که در آن ملتهای مختلف دارای حق ادارهی امور داخلی خود هستند. در چنین چارچوبی، آزربایجان میتواند با پارلمان و دولت محلی، آموزش به زبان ترکی و کنترل بخشی از منابع اقتصادی، به عنوان یک واحد فدرال نقش ایفا کند.
۲. کنفدراسیون یا ساختار چندملیتی
اگر بحران سیاسی عمیقتر باشد، ممکن است ساختاری شبیه کنفدراسیون میان مناطق مختلف شکل گیرد؛ جایی که هر ملت اختیارات گستردهتری دارد و رابطهی مرکز و پیرامون بسیار محدودتر است.
۳. استقلال سیاسی
در شرایطی که نیروهای مرکزگرا بار دیگر تلاش کنند ساختار پیشین را بازسازی کنند، امکان مطرح شدن گزینهی استقلال برای آزربایجان نیز وجود خواهد داشت. تجربهی تاریخی جنبش ملی آزربایجان نشان داده است که این ملت در برابر بازتولید استبداد مرکزی سکوت نخواهد کرد.
ضرورت سازماندهی
آیندهی آزربایجان صرفاً به فروپاشی یک رژیم وابسته نیست؛ بلکه به میزان آمادگی سیاسی و سازماندهی نیروهای اجتماعی آن بستگی دارد. بدون نهادهای سیاسی، رسانههای مستقل و شبکههای اجتماعی قدرتمند، هیچ ملتی نمیتواند در لحظات سرنوشتساز تاریخ نقش تعیینکنندهای ایفا کند.
به همین دلیل، مهمترین وظیفهی امروز فعالان آزربایجانی، ایجاد ساختارهای مدنی و سیاسی است که بتوانند در دورهی گذار از جمهوری اسلامی نمایندگی واقعی جامعه را بر عهده بگیرند.
اتحاد ملتها
آیندهی آزربایجان همچنین به رابطهی آن با سایر ملتهای ساکن در ایران گره خورده است. تجربه نشان داده است که اتحاد میان ترکها، کوردها، عربها، بلوچها و دیگر ملتها میتواند مهمترین مانع در برابر بازگشت استبداد فارسمحور باشد.
چنین اتحادی نه برای تجزیه، بلکه برای پایان دادن به نظامی است که یک قرن است تنوع ملی را تهدیدی برای خود میداند.
سقوط جمهوری اسلامی پایان یک دوره از تاریخ ایران خواهد بود، اما آغاز مرحلهای تازه از مبارزه برای تعیین سرنوشت ملتهاست. برای آزربایجان، این لحظه میتواند به معنای بازگشت به جایگاه تاریخی خود به عنوان یکی از نیروهای پیشرو آزادی و دموکراسی در منطقه باشد.
آینده هنوز نوشته نشده است؛ اما یک حقیقت روشن است:
آزربایجان دیگر حاضر نخواهد بود به حاشیه رانده شود.