گذر از جمهوری اسلامی ایران به جمهوری فدرال ایران

۱ ساعت پیش 3 دقیقه مطالعه محسن سعادت
 گذر از جمهوری اسلامی ایران به جمهوری فدرال ایران

چهار دهه پس از استقرار جمهوری اسلامی، مسئله ایران دیگر در سطح «اصلاح نظام» یا «تغییر دولت» قابل فهم نیست. آنچه امروز جامعه ایران با آن مواجه است، یک بحران ساختاریِ چندلایه است که ریشه در ماهیت قدرت سیاسی، شیوه توزیع آن، و انکار نظام‌مند تکثر ملی و اجتماعی دارد. در چنین وضعیتی، بحث از «گذار» ناگزیر به بحث از مدل جایگزین حکومت می‌انجامد. جمهوری فدرال ایران، در این چارچوب، نه یک ایده حاشیه‌ای، بلکه پاسخی ساختاری به بن‌بست تاریخی ایران معاصر است.

جمهوری اسلامی بر پایه تلفیق دین، دولت و تمرکز حداکثری قدرت شکل گرفته است. ولایت فقیه به‌مثابه رأس هرم سیاسی، هرگونه حاکمیت مردمی را به امری مشروط و فرعی تقلیل داده و نهادهای انتخابی را در عمل بی‌اثر کرده است. این ساختار، به‌گونه‌ای طراحی شده که نه‌تنها اصلاح‌پذیر نیست، بلکه هر تلاش اصلاحی را در خود مستهلک می‌کند. از این‌رو، بحران کنونی ایران نه ناشی از «اجرای بد قانون»، بلکه حاصل خودِ قانون اساسی و منطق قدرت حاکم است.


تمرکزگرایی شدید در ایران، چه در دوران پهلوی و چه در جمهوری اسلامی، همواره به‌عنوان ابزار «حفظ وحدت» توجیه شده است. اما در عمل، این تمرکز نه وحدت، بلکه شکاف تولید کرده است: شکاف میان مرکز و پیرامون، میان دولت و ملت‌ها، و میان هویت رسمی و واقعیت اجتماعی. نابرابری توسعه، سرکوب زبانی و فرهنگی، و حذف سیاسی مناطق غیرفارس، پیامد مستقیم همین منطق تمرکز است. جمهوری اسلامی این الگو را نه‌تنها اصلاح نکرد، بلکه با ایدئولوژی دینی آن را تشدید نمود.


ایران کشوری تک‌ملیتی نیست و هر طرح حکمرانی که بر انکار این واقعیت بنا شود، محکوم به بحران دائمی است. فدرالیسم، در این معنا، نه پروژه‌ای ایدئولوژیک و نه مقدمه تجزیه، بلکه سازوکاری حقوقی برای مدیریت تکثر است. جمهوری فدرال ایران می‌تواند با توزیع قدرت میان مرکز و واحدهای فدرال، مشارکت واقعی ملت‌ها را تضمین کرده و زمینه همزیستی پایدار را فراهم آورد. تجربه کشورهای چندملیتی نشان می‌دهد که تمرکززداییِ دموکراتیک، بیش از تمرکز اقتدارگرایانه، حافظ تمامیت ارضی است.


بدیل‌هایی چون بازتولید سلطنت یا تداوم جمهوری متمرکز سکولار، اگرچه در ظاهر با جمهوری اسلامی تفاوت دارند، اما در سطح ساخت قدرت، همان منطق حذف و یکسان‌سازی را بازتولید می‌کنند. مسئله ایران «دین یا سکولاریسم» به‌تنهایی نیست، بلکه چگونگی توزیع قدرت است. بدون فدرالیسم، هر نظام آینده—حتی اگر سکولار و انتخابی باشد—در معرض بازتولید استبداد مرکزی خواهد بود.


ایران امروز در برابر یک انتخاب تاریخی قرار دارد: یا پذیرش تکثر و بازتعریف دولت بر پایه فدرالیسم، یا تداوم چرخه تمرکز، سرکوب و فروپاشی اعتماد ملی. جمهوری فدرال ایران، نه آرمان‌گرایی سیاسی، بلکه راه‌حلی واقع‌گرایانه برای خروج از بن‌بست جمهوری اسلامی و جلوگیری از بازتولید استبداد در اشکال جدید است. آینده ایران، تنها در صورتی قابل تصور است که قدرت، همان‌قدر که کشور متکثر است، متکثر شود.