از باکو تا فروپاشی شوروی؛ میراث سیاسی ژانویه سیاه در سیوشش سالگی
۲۰ ژانویه ۱۹۹۰، که در حافظه جمعی ملت آذربایجان با عنوان «ژانویه سیاه» ثبت شده، تنها یک سرکوب خونین نبود. این روز، لحظهای بود که دولت شوروی، آخرین سرمایه اخلاقی و سیاسی خود را در برابر ملتهای تحت سلطهاش از دست داد. ورود ارتش سرخ به باکو، بدون اعلام قبلی وضعیت فوقالعاده، با استفاده از تانک، خودروهای زرهی و سلاحهای جنگی علیه شهروندان غیرنظامی، نقطه پایانی بود بر هرگونه ادعای «حکومت قانون» در ساختار شوروی.
بیش از ۱۳۰ نفر کشته و صدها تن زخمی شدند؛ اما آنچه در آن شب جان باخت، فقط انسانها نبودند. مفهوم «همزیستی داوطلبانه ملتها»، ایده «سوسیالیسم انسانی» و روایت رسمی مسکو از مشروعیت سیاسی نیز در خیابانهای باکو دفن شد.
زمینههای این فاجعه را باید در سالهای پایانی دهه ۱۹۸۰ جستوجو کرد؛ دورهای که جامعه آذربایجان، بهویژه در میان ملت تورک آذربایجان، به سطحی بیسابقه از آگاهی سیاسی رسیده بود. مسئله قرهباغ، سیاستهای تبعیضآمیز قومی، ضعف حاکمیت محلی و ناتوانی مسکو در پاسخگویی به مطالبات مشروع اجتماعی، مجموعهای از نارضایتی انباشته را شکل داده بود. تظاهرات مردمی در باکو، پیش از آنکه «تهدید امنیتی» باشد، نشانه فروپاشی مشروعیت مرکز بود.
پاسخ شوروی اما نه سیاسی بود و نه حقوقی؛ بلکه کاملاً امنیتی و نظامی. این انتخاب، نشاندهنده ذهنیتی است که در آن دولت، بهجای جامعه، موضوع بقا تلقی میشود. از منظر نظریههای مشروعیت سیاسی، ۲۰ ژانویه لحظهای است که شکاف میان «قدرت» و «حق» به نقطه غیرقابل ترمیم میرسد.
اهمیت تاریخی ژانویه سیاه تنها به آذربایجان محدود نمیشود. این واقعه، در کنار سرکوب تفلیس در ۱۹۸۹ و کشتار ویلنیوس در ۱۹۹۱، بخشی از الگوی فروپاشی امپراتوریهای متأخر است؛ امپراتوریهایی که وقتی ابزار اقناع را از دست میدهند، به زور متوسل میشوند و همین زور، شتابدهنده سقوط آنها میشود.
برای ملت آذربایجان، ۲۰ ژانویه یک شکست نبود؛ یک آستانه بود. پس از این تاریخ، استقلال دیگر یک آرزو یا شعار نبود، بلکه ضرورتی تاریخی شد. جامعهای که هزینه خون را پرداخته، دیگر به وعدههای اصلاحی دل نمیبندد. به همین دلیل، کمتر از دو سال بعد، آذربایجان استقلال خود را اعلام کرد.
امروز، در سیوششمین سالگرد ژانویه سیاه، یادآوری این رویداد فقط ادای احترام به قربانیان نیست؛ بلکه یادآوری یک قاعده بنیادین سیاست است: هیچ نظمی که بر انکار هویت، سرکوب مطالبه و خشونت ساختاری بنا شود، پایدار نمیماند. این درس، نهفقط برای تاریخ شوروی، بلکه برای تمام نظامهایی که هنوز مشروعیت را با زور اشتباه میگیرند، معتبر است.
ژانویه سیاه به ما میآموزد که حافظه تاریخی، بخشی از امنیت ملی ملتهاست. فراموشی، زمینه تکرار است و یادآوری، ابزار مقاومت. برای ملت تورک آذربایجان، ۲۰ ژانویه نه یک روز در تقویم، بلکه سندی زنده از حقانیت مبارزه برای کرامت، آزادی و حاکمیت ملی است.