۱۲شهریور ۱۳۲۴ همان تاریخی که آزربایجان با مفاهیم مدرنی به نام ملت، خود را در عرصه ی رخدادهای ابژکتیو ثابت کرد و بار دیگر مدرنیزاسیون را در قالب تفکر جمعی در جغرافیایی به نام ایران، ابتدا به کام خود و سپس به نفع ملتهای دیگر نشان داد.
اهمیت این تاریخ در خرد جمعی ملتی ماندگار شد که پس از ۸۰ سال از آن وقوع بار دیگر هستی خود را به معرض ظهور گذاشت.
هستی ای که چیستی و چرایی خود را از مفاهیم مدرنی چون، لیبرالیست استخراج کرده و با پیوند دادن فردیت ها به اجتماع، مطالبات متقرقی خواهانه را فریاد می زند و صدایی میشود بر علیه آپارتاید فرهنگی، آسمیلاسیون اجتماعی و انکار هویت مولد.
این تفکر از بطن جامعه ای پدیدار میشود که بر هر مفهوم ایده آلیستی فقیر هست لذا وجود این جریان به مثابه چراغی میشود در شهر خاموش، که بار دیگر امید و باور را در این خطه ی خسته میتواند به ارمغان بیاورد.
در اینجا دوباره شاهد یک دوره تاریخی هستیم، کاری که محمد امین رسول زاده در سال ۱۹۱۸ کرد و شکل آرمانی را ایجاد کرد که باور هر دست نیافتنی را از بین برد و ایده آل یک ملتی را به واقعیت تبدیل کرد و آزربایجان رها شده از استبداد شوروی با الهام از بیشینه ی خود و با رهبری ابوالفضل ائلچی بئی بار دیگر در مسیر سعادت خود قدم برداشت که اکنون در آن سوی آزربایجانمان پروسه پویایی ملت مند شدن را شاهدیم.
اینک در این سوی آزربایجان پس از حکومت ملی آزربایجان در سال ۱۳۲۴ به رهبریت سید جعفر پیشه وری که ترسیم کاملی از خوشبختی و سعادت را برای ملتی پدید آورد که مشتاق سرنوشت عزتمندانه و سرشار از غرور بودند و طعم شیرین این مفاهیم را هر چند کوتاه ولی پایدار در اذهان چشیدند.
گویا بعد از سالیان سرنوشت مشابه بر این سرزمین پهناور در حال روی دادن است و یوروش قدم در مسیری گذاشته که ائلچی بئی پیشقدم آن در شمالی ترین نقطه در وطنمان بود.
گویا سرنوشت این سرزمین مشترک ما را به سعادتی مشترک سوق میدهد.
حال این مبارزه با هر سختی و دشواری مسیری روشن به سعادت فراهم کرده که هر ایمان و باوری به سعادت در آزربایجان جنوبی را پررنگتر میکند