دریا اولوب آغلامیشام گوز یاشی
به یاد شاعر بلند بال، مهندس کریم شاهین
تئومان شاهین
او بزرگ دلی بود که همواره چشمانش را به آب زلال پاکی و جوانمردی میشست. کلمات روحش را به هم میدوخت و با صلابت صدایش یکی از قویترین پل های ارتباطی روح و روان انسان را برقرار میکرد.
سخن از مهندس کریم شاهین است.
ادامه
شاهینی که روح بلند بال و چشمان تیز وارش از ورای سهند ها و ساوالان ها نظاره گر زمین بود، با اشعارش روح آسمانی خود را به زمین میدوخت، با صوت بسیار اپرایی و حماسه آفرینش حیدربابا و اپرای کوراغلو می خواند، در شب های شعر از سبلانها، گذر عمر جوانمردی، و اشک نیلها سرایید و در جبهه ها از حماسه دلیران میخواند و روزها به یاری مغز فنی و دستان پر قدرتش بر جاده ها پل میدوخت تا آدمها هر چه سریعتر به یکدیگر برسند. انسانی مملو از شور زندگی که هماره معتقد بود «گر زمانه خواست با تو بسازد، تو با آن بستیز»
او یکی از اعضاء اصلی هئیت اجرایی گروه شعر و موسیقی کودکان «چیچک لر» بود که در جهت آشنا سازی کودکان آزربایجان با فرهنگ خود به یاری شعر، موسیقی، داستان و جنبه های مختلف فولکلور ادبیات کودک فعالیتی بسیار کوشا داشت.
در مراسم و مجالس ادبی و اجتماعی داخل و خارج درباره فرهنگ و تاریخ سرزمینش سخنرانی ها کرده بود و زندگیش را در میان طوفان های توفنده وطنش سپری کرد و همواره میزانش جوانمردی و صداقت بود.
مهندس کریم شاهین جوانمردی از دیار نورالله خان و بخشعلی خان یکانی بود که تیر ماه ۱۳۳۶ در روستای یکانکهریز آزربایجان به دنیا آمد. او در نوجوانی انشایی با عنوان «از اجتماع خود چه میدانید» نوشت که نمره اش دو روز حبس و مجازات بود. از همان زمان روح بلندش بر آنچه که از جامعه اش می دید به پرواز در آمد و کلمات موزونش رنگ خاص گرفت.
او اشعارش را به تورکی و فارسی می سرود و با صوتی بسیار اصیل و دلنشین به شنوندگان میرساند، شوریده سری بود که از خیانت ها و جداییها سخت آزرده و بیزار. در پاره ای از یکی شعر های بلندش گفته بود:
موشتولوق وئر بوتون قوهوم قارداشا
آیریلیغین عومرو چاتیبدیر باشا
گئجه گچیب آز قالمیشیق اوباشا
گونش یاییلدیقجا قاچاجاق گئجه
گئجه گئجه لیدیر قالامماز گئجه
مهندس کریم شاهین که در مناسب بالای دولتی شاغل بود نیمه شب ۲۲ مرداد ۱۳۷۳ در سانحه ای مشکوک از این دنیای فانی به دنیای کمال پر گشود و در ۲۶ مرداد به خاک سپرده شد.
روحش شاد یادش گرامی