تنگه هرمز و بازآرایی جنگ: اگر جنگ دوباره آغاز شود، چه خواهد شد؟

2 ساعت پیش 4 دقیقه مطالعه سینا یوسفی
 تنگه هرمز و بازآرایی جنگ: اگر جنگ دوباره آغاز شود، چه خواهد شد؟

آتش‌بس موقتی که برای مدت دو هفته و مشروط به آغاز فوری مذاکرات میان ایران و ایالات متحده برقرار شده، به‌شدت شکننده است، به‌گونه‌ای که هر لحظه و حتی پیش از پایان این بازه، می‌تواند به ازسرگیری جنگ منجر شود. این آتش‌بس به بازگشایی کامل، فوری و ایمن تنگه هرمز وابسته شده است. با این حال، از همان روزهای نخست گزارش‌هایی از اعمال محدودیت‌های مجدد بر عبور کشتی‌ها از سوی ایران منتشر شده که چشم‌انداز موفقیت مذاکرات را تضعیف می‌کند. در این میان، وضعیت تنگه هرمز به یکی از مهم‌ترین گره‌های این بحران تبدیل شده و تعیین تکلیف آن، چه از مسیر مذاکره و چه از طریق تداوم جنگ، برای جامعه جهانی امری اجتناب‌ناپذیر است. واقعیت آن است که هیچ‌یک از بازیگران بین‌المللی پذیرای ایجاد یک رژیم حقوقی جدید، اخلال در امنیت کشتیرانی یا انسداد بلندمدت این گذرگاه حیاتی نخواهند بود.

در شرایط فعلی، عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز پس از آتش‌بس به‌صورت محدود از سر گرفته شده، اما این عبور تحت ضوابط تازه‌ای همچون الزام به هماهنگی قبلی، بازرسی و در برخی موارد پرداخت عوارض انجام می‌شود. وضعیت حاضر این پرسش را مطرح می‌کند که آیا چنین محدودیت‌ها و شروطی با قواعد حقوق بین‌الملل سازگار است یا خیر؟ برای پاسخ به این پرسش، باید به ماهیت حقوقی تنگه هرمز توجه کرد. این تنگه یک گذرگاه بین‌المللی به عرض حدود ۲۱ مایل دریایی است که در محدوده آب‌های سرزمینی ایران و عمان قرار دارد. اگرچه دولت‌های ساحلی تا سقف ۱۲ مایل دریایی از خط مبدأ خود از حق حاکمیت برخوردارند، اما اعمال این حاکمیت در تنگه‌های بین‌المللی با محدودیت‌های مشخصی همراه است. بر اساس حقوق بین‌الملل دریاها، به‌ویژه رژیم «عبور ترانزیت»، کشتی‌ها از حق عبور مستمر و بدون مانع برخوردارند و دولت‌های ساحلی نمی‌توانند این عبور را مشروط به اخذ عوارض صرفاً برای عبور کنند. از این رو، مطالبه عوارض در وضعیت کنونی، مبنای حقوقی قابل اتکایی ندارد. این موضوع حتی با در نظر گرفتن وضعیت خاص ایران نیز تغییری نمی‌کند. هرچند ایران کنوانسیون حقوق دریاها را علیرغم امضاء تصویب نکرده است، اما قواعد مربوط به عبور ترانزیت به‌عنوان بخشی از عرف بین‌المللی تثبیت شده‌اند و رفتار عملی ایران در سال‌های گذشته که مبتنی بر عدم اخذ عوارض بوده، نشان‌دهنده پذیرش ضمنی این قواعد است.


با این حال، پرسش بنیادین این است که آیا وضعیت کنونی، یعنی محدودسازی عبور یا تحمیل شرایط یک‌جانبه، می‌تواند تداوم یابد؟ پاسخ، با توجه به وابستگی عمیق اقتصاد جهانی به این گذرگاه، منفی است. تداوم این وضعیت می‌تواند اختلالات جدی در بازار انرژی، زنجیره‌های تأمین و ثبات اقتصادی جهان ایجاد کند. از این منظر، تنگه هرمز نه یک اهرم پایدار برای ایران، بلکه عاملی است که می‌تواند به بسیج اجماع بین‌المللی علیه آن منجر شود. ایالات متحده می‌تواند از این وضعیت برای همراه‌سازی سایر قدرت‌ها، از جمله کشورهای اروپایی، بهره گیرد و زمینه را برای اقدامات گسترده‌تر فراهم کند.


در واقع، اگر جنگ بار دیگر آغاز شود، با توجه به چینش هدفمند و مرحله‌به‌مرحله‌ای که ایالات متحده در عرصه سیاسی، حقوقی و میدانی انجام داده است، نمی‌توان آن را صرفاً ادامه وضعیت پیشین تلقی کرد. بهره‌گیری از موضوع تنگه هرمز به‌عنوان یک ابزار راهبردی برای جلب حمایت و همراهی جامعه جهانی، در کنار آماده‌سازی افکار عمومی و تنظیم انتظارات بازارهای بین‌المللی، به‌ویژه در حوزه انرژی، نشان می‌دهد که بستر لازم برای ورود به سطحی متفاوت از سطح پیشین جنگ فراهم شده است. در چنین شرایطی، از سرگیری جنگ می‌تواند با سطحی بالاتر از هماهنگی بین‌المللی، مشروعیت‌سازی گسترده‌تر و آمادگی بیشتر بازیگران خارجی همراه باشد. بر این اساس، ادامه درگیری نه‌تنها از نظر شدت و دامنه عملیات‌ها، بلکه از حیث پیامدهای انسانی، اقتصادی و زیرساختی نیز به‌مراتب ویرانگرتر و پرهزینه‌تر خواهد بود. به بیان دقیق‌تر، ادامه احتمالی جنگ می‌تواند به‌گونه‌ای طراحی و هدایت شود که با هدف حل‌ و فصل نهایی و قطعی مسئله تنگه هرمز پیش رود. امری که در عمل به افزایش فشارهای همه‌جانبه، گسترش اهداف عملیاتی و تشدید خسارات منجر خواهد شد.