در سایه جنگ و خلأ امنیتی؛
آیا پناه بردن به سپاه برای دفاع از شهرها راهحل است؟
با گسترش جنگ میان جمهوری اسلامی با آمریکا و اسرائیل، مناطق غربی آزربایجان جنوبی به یکی از کانونهای اصلی بحران تبدیل شدهاند. گزارشها حاکی از آن است که شهرهایی مانند اورمیه، نقده، سردشت و بوکان هدف حملات شدید قرار گرفتهاند و بسیاری از مراکز نظامی، انتظامی و پایگاههای سپاه در این مناطق بهطور گسترده تخریب شدهاند. نتیجه چنین وضعیتی ایجاد خلأ امنیتی در برخی شهرها بوده است؛ خلأیی که نگرانیهای جدی در میان مردم محلی درباره امنیت جان و خانههایشان ایجاد کرده است. همزمان، برخی گروههای مسلح مستقر در شمال عراق اعلام کردهاند که قصد دارند با استفاده از شرایط جنگی وارد خاک ایران شوند و علیه جمهوری اسلامی عملیات انجام دهند؛ موضوعی که بر نگرانیها در مناطق مرزی افزوده است.
در چنین شرایطی، بخشی از فعالان آزربایجانی و مردم تورک برای محافظت از شهرها و خانوادههای خود به سراغ نیروهای رسمی جمهوری اسلامی رفتهاند و از سپاه پاسداران یا دیگر نهادهای نظامی درخواست سلاح کردهاند. پاسخ سپاه اما چنین بوده است: کسانی که خواهان سلاح هستند باید ابتدا بهعنوان نیروی رزمنده در صفوف این نهاد ثبتنام کنند و تحت پرچم سپاه بجنگند. این پاسخ در ظاهر شاید راهی برای دسترسی به سلاح به نظر برسد، اما در واقع میتواند پیامدهای بسیار خطرناکی به همراه داشته باشد.
باید توجه داشت که سپاه پاسداران در سالهای اخیر از سوی آمریکا، اتحادیه اروپا و اسرائیل بهعنوان یک سازمان تروریستی معرفی شده است و زیرساختها و پایگاههای آن بهطور مستقیم در فهرست اهداف نظامی قرار دارند. در چنین فضایی، پیوستن به ساختار سپاه، حتی با هدف دفاع از شهر و خانواده، میتواند بهسادگی افراد را در معرض حملات نظامی قرار دهد. از نگاه طرفهای درگیر در جنگ، هر نیرویی که در چارچوب سپاه یا در کنار آن فعالیت کند، بخشی از ساختار نظامی جمهوری اسلامی تلقی خواهد شد. بنابراین خطر آن وجود دارد که شهروندانی که صرفاً به دنبال دفاع از محل زندگی خود هستند، ناخواسته به هدف مشروع حملات تبدیل شوند.
از این رو، بسیاری از فعالان ملی آزربایجان هشدار میدهند که پیوند زدن سرنوشت مردم محلی با ساختار نظامی جمهوری اسلامی میتواند یک اشتباه استراتژیک باشد. تجربه سالهای گذشته نشان داده که جمهوری اسلامی در مواقع بحرانی اغلب تلاش میکند نیروهای محلی را در چارچوب ساختارهای خود جذب کند، بیآنکه مسئولیت پیامدهای بعدی آن را بپذیرد. در حالیکه هزینه چنین تصمیمی در نهایت بر دوش مردم منطقه خواهد افتاد.
در مقابل، برخی دیدگاهها بر این باورند که در شرایط خلأ امنیتی، فعالان و جامعه آزربایجانی باید به دنبال ایجاد سازوکارهای مستقل برای حفاظت از شهرها و محلات خود باشند و در عین حال تلاش کنند از ظرفیتهای منطقهای و روابط با کشورهای همسو در جهان تورک بهره ببرند. در این نگاه، ترکیه و جمهوری آزربایجان بهعنوان کشورهای نزدیک از نظر فرهنگی و سیاسی میتوانند نقش مهمی در ایجاد توازن امنیتی و جلوگیری از گسترش ناامنی در مناطق تورکنشین ایفا کنند.
آنچه مسلم است این است که غرب آزربایجان در یکی از حساسترین مقاطع تاریخی خود قرار گرفته است. جنگ، خلأ قدرت و حضور بازیگران متعدد میتواند این منطقه را به صحنه رقابتهای خطرناک تبدیل کند. در چنین وضعیتی، تصمیمهای عجولانه یا احساسی ممکن است هزینههای سنگینی برای مردم داشته باشد. هوشیاری، انسجام اجتماعی و پرهیز از قرار گرفتن در معادلاتی که میتواند شهروندان عادی را به هدف حملات نظامی تبدیل کند، از مهمترین ضرورتهای این دوره بحرانی به شمار میرود.