ایجاد جبههٔ غربی علیه ارتجاع فارس‌گرایی

۱ ساعت پیش 3 دقیقه مطالعه محسن سعادت
 ایجاد جبههٔ غربی علیه ارتجاع فارس‌گرایی

سال‌هاست که سیاست رسمیِ حاکم بر ایران، چه در قالب سلطنت و چه در هیئت جمهوری اسلامی، بر یک ستون مشترک ایستاده است: تمرکزگرایی فارس‌محور. این تمرکزگرایی نه تنها ساختار قدرت را در تهران انحصاری کرده، بلکه هویت‌های تاریخی و ملیت‌های غیرفارس را نیز به حاشیه رانده است. نتیجه روشن است؛ حذف زبان‌ها، تحقیر فرهنگ‌ها، تخریب اقتصاد مناطق پیرامونی و امنیتی‌سازی هر مطالبهٔ مدنی. آنچه امروز با آن روبه‌رو هستیم صرفاً یک اختلاف سیاسی نیست، بلکه شکلی از ارتجاع هویتی است؛ ارتجاعی که ایران را ملک شخصی «مرکز» می‌داند و دیگران را رعیت.

فارس‌گراییِ ارتجاعی، در عمل تفاوتی میان عمامه و تاج نمی‌شناسد. چه سلطنت‌طلبان با نوستالژی «ایران واحدِ یک‌صدا» و چه اسلام‌گرایان با شعار «امت واحده»، هر دو یک پروژه را پیش می‌برند: انکار تکثر. آنان از واژه‌هایی مانند «تمامیت ارضی» و «امنیت ملی» به‌عنوان چماق استفاده می‌کنند تا هر صدای عدالت‌خواهانهٔ ملیت‌ها را سرکوب کنند. در این گفتمان، تورک، کورد، بلوچ و عرب باید یا حل شوند یا خاموش بمانند. این همان منطق استبداد تاریخی است که دهه‌ها توسعه را از پیرامون دزدیده و فقر و مهاجرت را به سرنوشت مردمان این مناطق تبدیل کرده است.

در برابر این ساختار فرسوده، شکل‌گیری یک «جبههٔ غربی» ضرورتی تاریخی است؛ جبهه‌ای متکی بر همبستگی ملیت‌های غرب ایران، به‌ویژه اتحاد تورک و کورد. این دو ملت، با تاریخ، جغرافیا و رنج‌های مشترک، سال‌ها قربانی سیاست «تفرقه بینداز و حکومت کن» بوده‌اند. حکومت‌های مرکزی همواره کوشیده‌اند میان تورک و کورد دیوار بی‌اعتمادی بسازند، زیرا می‌دانند که پیوند این دو، معادلهٔ قدرت را تغییر می‌دهد. اتحاد تورک و کورد نه یک شعار احساسی، بلکه یک استراتژی سیاسی است؛ استراتژی‌ای برای شکستن انحصار مرکز و ایجاد توازن واقعی در ساختار آیندهٔ ایران.

این جبهه می‌تواند بر پایهٔ مطالبات مشترک شکل گیرد: آموزش به زبان مادری، ادارهٔ محلی، توزیع عادلانهٔ منابع، و گذار به یک نظام فدرال دموکراتیک. فدرالیسم نه تجزیه است و نه تهدید؛ بلکه راهی برای جلوگیری از فروپاشی است. تنها با تقسیم قدرت است که می‌توان کشور را حفظ کرد. تجربهٔ جهان نشان داده که تمرکزگرایی افراطی، سرانجام یا به استبداد می‌انجامد یا به انفجار.

امروز بیش از هر زمان دیگری، نیروهای مدنی، روشنفکران و فعالان تورک و کورد باید از رقابت‌های فرعی عبور کنند و بر دشمن اصلی تمرکز کنند: ارتجاع فارس‌گرا. آیندهٔ این سرزمین نه در بازتولید «ملت واحدِ اجباری»، بلکه در پذیرش «ملت‌های برابر» رقم خواهد خورد. جبههٔ غربی می‌تواند نقطهٔ آغاز این تغییر باشد؛ الگویی برای همبستگی دیگر ملیت‌ها و گامی عملی به‌سوی ایرانی دموکراتیک، چندملیتی و عادلانه.

اگر مرکز، زبان سرکوب را انتخاب کرده است، پیرامون باید زبان اتحاد را برگزیند. تاریخ ثابت کرده است که هیچ قدرتی نمی‌تواند در برابر همبستگی ملت‌ها دوام بیاورد. اتحاد تورک و کورد، نه فقط یک ضرورت سیاسی، بلکه شرط بقا و کرامت همهٔ ماست.