تماس ظریف و پهلوی؛ خون‌شویی جوانان ایران

2 ساعت پیش 2 دقیقه مطالعه محسن سعادت
 تماس ظریف و پهلوی؛ خون‌شویی جوانان ایران

تماس یا پیام‌های غیررسمی میان محمدجواد ظریف و طیف پهلوی‌گرا ــ صرف‌نظر از شکل دقیق و جزئیات فنی آن ــ بیش از آن‌که یک «اتفاق» باشد، نشانه‌ی یک هم‌پوشانی عمیق سیاسی است؛ هم‌پوشانی‌ای که هدف اصلی‌اش نه نجات ایران، بلکه پاک‌سازی خون جوانان از حافظه‌ی جمعی و بازتولید همان نظم سرکوبگر، با چهره‌ای جدید است.

ظریف، نماینده‌ی لبخند‌زده‌ی دستگاهی است که خیابان را با گلوله می‌بندد و پشت میز مذاکره از «عقلانیت» سخن می‌گوید. پهلوی‌گراییِ امروز نیز، نماینده‌ی نوستالژیِ دولتی است که در تاریخ معاصر ایران، با سرکوب، انکار ملت‌ها و تمرکزگرایی خشن شناخته می‌شود. اتصال این دو، اتصال «شیخِ دیپلمات» و «شاهزاده‌ی بی‌پادشاهی» است؛ پیوندی برای مدیریت گذار بدون عدالت.

در این پروژه، جوانی که در خیابان کشته شده، به «هزینه‌ی ناگزیر» تقلیل می‌یابد. خون، از سیاست شسته می‌شود و مسئولیت، در مهِ «مصلحت ملی» گم می‌گردد. تماس ظریف و پهلوی، اگر واقعیت داشته باشد یا حتی به‌عنوان گفتمان مشترک عمل کند، دقیقاً همین معنا را دارد:

نه دادخواهی، نه حقیقت، نه پاسخ‌گویی.

هر دو جریان، در یک نقطه مشترک‌اند:

 • ترس از سیاست رادیکال مردمی

 • هراس از فدرالیسم و حق تعیین سرنوشت ملت‌ها

 • نفی نقش خیابان، شوراها و نیروی مستقل جامعه

جمهوری اسلامی با زبان دین، و پهلوی‌گرایی با زبان «ایران واحد»، هر دو خواهان بازسازی دولت مقتدر مرکزگرا هستند؛ دولتی که در آن، آزربایجان، کردستان، بلوچستان و عربستان ایران فقط «مسئله امنیتی»‌اند، نه سوژه‌ی سیاسی.

تماس ظریف و پهلوی، تماس دو سوی یک قیچی است؛ قیچی‌ای که امید جوانان را می‌بُرد و اعتراض را به «بی‌ثباتی» تقلیل می‌دهد. این تماس، اگر امروز عادی‌سازی شود، فردا به ائتلاف نانوشته‌ای می‌انجامد که خروجی‌اش چیزی جز تداوم استبداد نخواهد بود؛ با عمامه یا با تاج، تفاوتی ندارد.

ایرانِ آزاد، نه با لبخند ظریف ساخته می‌شود و نه با نوستالژی پهلوی. ایرانِ آزاد، از دل عدالت، حقیقت، و گسست کامل از هر دو سنت سرکوب متولد می‌شود و تا زمانی که خون جوانان، ابزار معامله‌ی سیاسی باشد، هیچ تماسی «ملی» نیست؛ بلکه فقط خون‌شویی سیاسی است.