یادداشت نجاح محمد علی؛ سوگنامهای برای پایان سلطه ویرانگر ایران بر کشورهای منطقه

👤 آرازنیوز
یادداشت اخیر نجاح محمد علی با عنوان «شام جدید؛ پروژهای برای بازطراحی مشرق عربی» تصویری شاعرانه اما عمیقاً جانبدارانه از تحولات اخیر در خاورمیانه ارائه میدهد؛ تحلیلی که نه بر پایه واقعیتهای میدانی، بلکه بر پایه دلسردی از عقبنشینی «محور مقاومت» و فروپاشی نظم مطلوب جمهوری اسلامی ایران در سوریه، عراق و لبنان بنا شده است.
نجاح محمد علی، تحلیلگر رسانهای عراقی و چهرهای شناختهشده در رسانههای وابسته به جمهوری اسلامی ایران، سالهاست مدافع سرسخت سیاستهای تهران در منطقه است. او در تمامی اعتراضات مردمی داخل ایران، بدون استثنا، از سیاستهای سرکوبگرانه جمهوری اسلامی ایران حمایت کرده و معترضان را یا فریبخورده یا ابزار دست دشمنان خارجی خوانده است. اکنون که تحولات منطقهای، بهویژه در سوریه و عراق، برخلاف آرزوهای او و سیاستگذاران در بیت رهبری و سپاه پیش میرود، سعی دارد این شکست را با زبانی استعاری، نتیجه پروژهای خارجی جلوه دهد تا مشروعیت آن را زیر سؤال ببرد.
تحلیل او از پروژه موسوم به «شام جدید» که در آن ترکیه، آمریکا و کشورهای عربی خلیج نقش فعالی دارند؛ با تعابیری همچون «ثبات مصنوعی»، «برنج سیاسی» و «سلطان هماهنگکننده» تزئین شده تا این تحولات را غیرمردمی و حاصل معامله قدرتهای غربی با کشورهای منطقه از جمله ترکیه جلوه دهد. اما در واقع، آنچه از این متن به چشم میآید چیزی جز ابراز ناامیدی و تلخکامی از شکست سیاستهای توسعهطلبانه جمهوری اسلامی ایران و کاهش نفوذ آن در منطقه نیست.
نجاح محمد علی بدون اشارهای به فجایع انسانی، فساد و ویرانیهایی که سیاستهای تهران در سوریه، عراق و لبنان به بار آورد، از «رامشدن سوریه» و «مطیعشدن لبنان» با لحنی حسرتبار یاد میکند؛ گویی رژیمهایی چون بشار اسد، که سالها نماد ظلم، فساد و جنگ داخلی بودند، صرفاً با سرمایهگذاری کشورهای خلیج یا اقدامات ترکیه از صحنه قدرت حذف شدهاند. وی در مورد لبنان نیز اشارهای به خشم عمومی نسبت به حزبالله و نقش مخرب جمهوری اسلامی ایران در تداوم بحرانهای امنیتی و اقتصادی برای مردم این کشور نمیکند.
او به جای بررسی نقش ویرانگر نیروهای نیابتی ایران و تأثیر مستقیم سیاستهای جمهوری اسلامی ایران بر بحرانهای مزمن در عراق و سوریه، تلاش میکند مسئولیت را متوجه «ویترینسازی خلیج» یا «نقشههای آمریکایی» کند. حال آنکه واقعیت صریحتر از آن است که بتوان با استعاره پنهانش کرد: محور مقاومت شکست خورده، و منطقه دیگر جایی برای سیاستهای بیثباتساز تهران ندارد.
از سوی دیگر، اشاره طعنهآمیز او به نقش ترکیه و رجب طیب اردوغان، بیشتر ناشی از نگرانی از قدرتیابی مجدد آنکاراست. ترکیه برخلاف ایران، توانسته در سطح دیپلماسی، امنیت و توسعه اقتصادی نقشی سازنده ایفا کند و در مسیر بازسازی منطقه مشارکت فعال داشته باشد؛ مسیری که اگرچه منافع راهبردی ترکیه را تأمین میکند، اما همزمان موجب بهبود وضعیت اقتصادی و رفاهی در کشورهای هدف نیز میشود. پروژه «جاده توسعه» که قصد دارد بندر فاو در عراق را به ترکیه وصل کند یکی از این اقدامات ترکیه برای توسعه منطقه است.
در مقابل، سیاستهای جمهوری اسلامی در منطقه چیزی جز جنگ، ویرانی، بحرانهای انسانی و فقر برای مردم کشورهای میزبان و خود ایران به همراه نداشته است. شاید همین واقعیت، دلیل اصلی تلخی و عصبانیت لحن نجاح محمد علی باشد: نظمی در حال شکلگیری است که در آن جمهوری اسلامی ایران نه تنها دیگر بازیگر اصلی نیست، بلکه به عنصری مزاحم و فاقد اعتبار تبدیل شده است.
در نهایت، یادداشت نجاح محمد علی را باید سوگنامهای برای پایان سلطه جمهوری اسلامی ایران در منطقه دانست؛ تلاشی ناامیدانه برای حفظ روایتی شکستخورده و مشروعیتزدایی از نظمی نوین در خاورمیانه.