آذربایجان جنوبی در بزنگاه تاریخ: جنگ، تهدیدها و ضرورت ساختن آینده

👤 گؤکتورک تبریزلی، عضو کمیته دانشجویی تشکیلات مقاومت ملی آذربایجان (دیرنیش)
تاریخ ملتها را نه جغرافیا و نه منابع طبیعی، بلکه نهادهایی که شکل میدهند، میسازد. لحظاتی وجود دارد که مسیر یک ملت را برای نسلها تعیین میکند لحظاتی که فرصتهای نو و تهدیدهای جدی همزمان در برابر جامعه ظاهر میشوند. جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل یکی از همین لحظات است؛ نقطه عطفی که میتواند برای ملت تورک آذربایجان جنوبی فرصتی برای حرکت به سوی آیندهای متفاوت رقم بزند.
اما تجربههای تاریخی به ما میگویند که بحران بهتنهایی تضمینگر تغییر مثبت نیست. همانگونه که در دهههای گذشته بسیاری از ملتها فرصتهای مشابه را از دست دادهاند، ملت تورک نیز اگر بهدرستی عمل نکند، ممکن است این لحظه تاریخی را به سرنوشتی تکراری بدل کند.
حملههای هوایی اسرائیل و فروپاشی پدافند هوایی ایران یک خلأ امنیتی به وجود آورده که تا پیش از این تصور آن دشوار بود. در چنین شرایطی، آذربایجان شمالی و تورکیه با قدرت دیپلماتیک و نظامی خود بهعنوان پشتوانهای بالقوه برای ملت تورک ظاهر شدهاند. سه بار درخواست آذربایجان شمالی از اسرائیل برای حفاظت از جان غیرنظامیان تورک، نشانهای از حمایت آشکار آذربایجان شمالی از ملت جنوب رود آراز و اهمیت جایگاه ژئوپلیتیک آن است.
چنین حمایتهایی در تاریخ بارها مسیر ملتها را تغییر دادهاند، اما تجربههای تاریخی به ما هشدار میدهند که هیچ مداخله خارجی بهتنهایی نمیتواند ضامن آیندهای بهتر باشد.
در نقطه مقابل این فرصتها، تهدیدهای جدی نیز وجود دارند. گروههای تروریستی کردی میتوانند با سوءاستفاده از هرجومرج، امنیت مناطق تورکنشین را به خطر اندازند. این گروهها سالهاست که در سایه ضعف حکومت مرکزی و در بسیاری موارد با همکاری با جمهوری فاشیستی اسلامی، برای پیشبرد پروژههای ضد تورک خود فعالیت میکنند.
تجربه یوگسلاوی و عراق به ما میآموزد که در چنین لحظاتی، اگر نهادهای سیاسی، مدنی و ساختارهای محلی قدرت نداشته باشند، آشوب جای نظم را میگیرد و ملتها قربانی بازیهای بزرگتر میشوند.
همه اینها ما را به مهمترین پرسش میرساند: آیا ملت تورک آذربایجان جنوبی آماده است تا از این لحظه تاریخی بهره بگیرد؟
تجربههای موفق تاریخ نشان میدهند که تنها ملتهایی توانستهاند مسیر خود را تغییر دهند که فعالیتهای تشکیلاتی و نهادسازی را در کانون حرکتهای خود قرار دادهاند. انقلابهای موفق، حرکتهای استقلالطلبانه و گذارهای سیاسی موفق همه و همه بر پایه سازماندهی، نهادسازی و انسجام عمل کردهاند.
برای آذربایجان جنوبی نیز بدون ایجاد تشکیلاتهای سیاسی، مدنی، صنفی، رسانهای و سیاسی، فرصتهای کنونی تنها به حسرتهای فردا بدل خواهند شد. بدون تشکیلات:
• نیروهای اجتماعی پراکنده و بیاثر باقی میمانند.
• تهدیدهای امنیتی و آشوبها مهار نمیشوند.
• صدای سیاسی ملت در سطح منطقهای و بینالمللی پژواک نمییابد.
در مقابل، فعالیتهای تشکیلاتی میتواند قدرت چانهزنی ایجاد کند، رسانههای مستقل و هویت ملی را تقویت کند و زمینهای برای حضور در معادلات آینده فراهم آورد.
در نهایت، هیچ آیندهای خودبهخود نوشته نمیشود. لحظات بحرانی همچون شمشیری دولبهاند: میتوانند به آزادی و رفاه ختم شوند یا به تکرار تاریخ سرکوب و فقر.
ملت تورک آذربایجان جنوبی اگر میخواهد از این نقطه عطف تاریخی عبور کند، باید بداند که نهادهای قوی، انسجام اجتماعی و فعالیتهای تشکیلاتی نه یک انتخاب لوکس بلکه ضرورتی وجودی است.
جنگ ۱۲ روزه تنها یک شروع است مسیر آینده هنوز باز است، اما نوشتن این آینده به دست کسانی است که امروز درک درستی از مسئولیت تاریخی خود دارند.