ابراهیم ساوالان
هفته گذشته نیز مانند همه روزها و هفتههای سال، چندین خبر وحشتناک درباره قتل زنان شنیدم که اولین آنها در روستای همسایه خودمان بود که زنی قربانی نزاع شد. خبر بعدی مربوط به زنی پنجاه ساله به نام لطیفه محمدزاده بود که اهل سقز و راننده آژانس تاکسی مسافربری بوده و روز پنجشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۵ در مسیر بازگشت از یکی از روستاهای سقز، در جاده «قرهناو» با ضربات متعدد چاقو کشته و پیکر او در اطراف جاده پیدا شده است.
خبر دیگری میگوید که آتوسا جعفری، زن ۲۷ ساله سنندجی و از کارکنان اداره پست، صبح هنگام رفتن به محل کار خود، در محدوده باغ ژاله بر اثر حمله با سلاح سرد کشته شده و مثل اینکه فرد مظنون همسر سابق او بوده و پس از وقوع حادثه از محل متواری شده است.
و خبر آخری میگوید که روز ۲۸ مرداد در ولایت بادغیس افغانستان مردی، مادر خود را با تبر کشته که این یکی واقعا هولناک است و شکی نیست که قاتلان این زنان موجودات خطرناکی هستند که هم باید مجازات شوند و هم باید برای صیانت جامعه از شر این افراد، تدابیری یافت. ولی تقلیل این جنایات به یک قتل پاسخ ما نیست و زن و حقوق زن همواره در جوامع ما مورد تعرض فرهنگ غالب مردسالار بوده و زنان روز به روز بیدفاعتر میشوند.
حتی حیوانات نیز به لانه خود به چشم محل امن و سرپناه خودشان در برابر خطرات نگاه میکنند ولی کار بجایی رسیده و خشونت خانوادگی به قدری زیاد شده که برخی خانهها به مکان ترس و وحشت زنان تبدیل شده و فرهنگ بسیار بسیار بد «حفظ آبروی خانواده» باعث شده که آنها در برابر این خشونتهای مثلا غیر مرگبار، سکوت کنند.
از طرف دیگر جنگ، گرانی و سایر معضلاتی که خودشان را به تیتر اخبار رساندهاند، دیگر اجازه نمیدهند که به مشکلات دیگری که در سالهای گذشته مورد توجه بخشی از جامعه مدنی بود، بپردازیم و همین بیتوجهی به مباحث دیگر در سایه جنگ و فلاکت، دست خشونت را بازتر گذاشته است و طبعا افراد و اقشار ضعیفتر قربانیان افزایش خشونت در جامعه هستند.