این تصور رایج که هوش مصنوعی دارد آدمها را از کار بیکار میکند، با آمار جور در نمیآید. پژوهشگران هزاران شرکت استرالیایی را طی چند سال زیر نظر گرفتند و به نتیجهای جالب رسیدند؛ شرکتهایی که از هوش مصنوعی استفاده میکردند، ۳۶ درصد بیشتر از شرکتهای مشابه که سراغ آن نرفته بودند، آگهی استخدام منتشر کرده بودند. و این فاصله هر سال بیشتر هم میشد.
نکته جالب اینجاست که خطر واقعی، کار کردن کنار هوش مصنوعی نیست؛ خطر واقعی کار کردن در شرکتی است که از آن استفاده نمیکند. مثلاً تقاضا برای شغلهایی مثل حسابداری، وکالت و تحلیلگری که بیشتر در معرض هوش مصنوعی هستند، در شرکتهای کاربر این فناوری ثابت مانده بود. اما در شرکتهایی که از آن استفاده نمیکردند، تقاضا برای همین شغلها آرامآرام کم شده بود. انگار کارکنانی که با این ابزارها کار میکنند، نهتنها اضافه نیستند، بلکه رقابتیتر هم میشوند.
نگرانی دیگری هم همیشه وجود داشته؛ اینکه هوش مصنوعی مهارت را از شغلها میگیرد و نیاز به تخصص واقعی را کمرنگ میکند. اما آمار دقیقاً برعکس این را نشان داد. آگهیهای استخدام در شرکتهای کاربر هوش مصنوعی، با گذشت زمان مهارتهای بیشتری میخواستند، نه کمتر؛ بهخصوص در همان شغلهایی که بیشترین سروکار را با این فناوری دارند.
جالب اینکه دانش هوش مصنوعی هم دیگر مخصوص بخش فنی شرکتها نیست. حالا در آگهی استخدام فروشنده، مسئول امنیت و حتی معمار هم دیده میشود؛ شغلهایی که هیچکس آنها را «شغل هوش مصنوعی» نمینامید. مرز بین کارهای فنی و بقیهی شغلها دارد کمرنگ میشود.
نتیجهی اینهمه، این نیست که ماشینها بیخطرند. نتیجه این است که استفادهی درست از آنها به قضاوت انسانی نیاز دارد؛ و کسانی که تخصص عملی و عمیقی در حوزهی کاریشان دارند، بیشترین بهره را از این ابزارها میبرند. این همان برتری انسانیست که هنوز هیچ الگوریتمی به آن نرسیده است.