آراز نیوز
خانه / یادداشت سیاسی / زن، زندگی، آزادی – جامعه بی‌طبقه توحیدی؛ یا آزادلیق، عدالت، میللی حکومت
یادداشت سیاسی

زن، زندگی، آزادی – جامعه بی‌طبقه توحیدی؛ یا آزادلیق، عدالت، میللی حکومت

زن، زندگی، آزادی – جامعه بی‌طبقه توحیدی؛ یا آزادلیق، عدالت، میللی حکومت

یا آزادلیق، عدالت، میللی حکومت

اسماعیل جوادی - عضو شورای مرکزی تشکیلات دیرنیش

دستیابی به قدرت سیاسی و شکل‌دهی جامعه بر اساس جهان‌بینی، ایدئولوژی و نظریه‌های مورد باور، آرمان مشترک هر جریان فکری، سیاسی، حزب یا گروهی است که در برابر ساختار حاکم قرار گرفته و برای تغییر آن مبارزه می‌کند.

▪بخش اول

▪بخش دوم

از همین رو، رهبران فکری و عقیدتی و نیز جریان‌های سیاسی، با تکیه بر باورها و جهان‌بینی خود و با بهره‌گیری از ابزارهای رسانه‌ای، تبلیغاتی و فرهنگی، به تولید گفتمان و تئوریزه‌کردن دیدگاه‌هایشان در بطن جامعه می‌پردازند. آنان معمولاً بخش مهمی از اندیشه‌ها و اهداف خود را در قالب رنگ‌ها، نمادها، کلیدواژه‌ها و شعارهای کوتاه و تأثیرگذار متبلور کرده و به پرچم مبارزات سیاسی و میدانی خود تبدیل می‌کنند. برای مثال، جریان‌های لیبرال غالباً بر کلیدواژه «دموکراسی» تأکید دارند و جریان‌های سوسیالیستی از رنگ «سرخ» و مفاهیمی چون «طبقه کارگر» یا «دهقانان» بهره می‌گیرند. در ایران نیز حتی جریان‌های درون ساختار سیاسی، برای متمایز ساختن هویت فکری و عقیدتی خود از لایه‌های مسلط قدرت، از مؤلفه‌ها و گفتمان‌های ویژه‌ای استفاده می‌کنند.

با این حال، در برخی موارد، شخصیت‌ها و گروه‌های منشعب از یک حزب یا تشکیلات، احزاب رقیب و حتی نهادهای اطلاعاتی و امنیتی، با ایجاد تغییرات جزئی در نمادها، رنگ‌ها، کلیدواژه‌ها و گفتمان‌ها تلاش می‌کنند یک جریان را مصادره، منحرف یا موازی‌سازی کنند. هدف از این اقدامات معمولاً جذب نیرو، تغییر جهت افکار عمومی و در نهایت دگرگون ساختن اهداف و مقاصد اصلی یک جنبش یا مبارزه سیاسی است.

برای درک بهتر موضوع، می‌توان به نمونه‌ای عینی اشاره کرد. در جریان اعتراضات سال‌های اخیر، شعار «ژن، ژیان، ئازادی» که از سوی عبدالله اوجالان و در چارچوب جهان‌بینی و ادبیات سیاسی گروه تروریستی پ.ک.ک تئوریزه و مطرح شده بود، در بخش‌هایی از مناطق کردنشین گسترش یافت. طبیعی است که فراگیر شدن چنین شعارهایی می‌تواند به تثبیت بیشتر جایگاه یک حزب یا سازمان سیاسی در میان لایه‌های مختلف جامعه و تقویت نفوذ گفتمانی آن منجر شود.

در ادامه، برخی احزاب و جریان‌های سیاسی کرد، همچنین بخشی از نیروهای چپ‌گرای فارسی‌زبان و حتی شماری از فعالان چپ در آذربایجان جنوبی، با مشاهده گسترش این گفتمان، نسخه فارسی آن یعنی «زن، زندگی، آزادی» را به‌طور گسترده مطرح و ترویج کردند. در مقابل، نهادهای تبلیغاتی و رسانه‌ای جمهوری اسلامی نیز برای ایجاد یک گفتمان رقیب، شعار «زن، عفت، حجاب» را به میدان آوردند.

سایر گروه‌های سیاسی در ایران نیز مسیر مشابهی را طی کرده‌اند. برای مثال، سازمان مجاهدین خلق بر پایه جهان‌بینی «توحیدی» خود، چندین دهه است که با شعار «جامعه بی‌طبقه توحیدی» و هدف تشکیل «جمهوری دموکراتیک ایران» فعالیت می‌کند؛ اما این سازمان نیز متناسب با شرایط، اتمسفر و نبض سیاسی جامعه، به‌طور مستمر شعارها و گفتمان‌های جدیدی را ابداع و تئوریزه کرده است.

به‌عنوان نمونه، سازمان مجاهدین خلق که بر اساس آموزه‌های اسلامی، حجاب را برای زنان امری مناسب و مطلوب تحلیل می‌کرد، با گسترش مبارزات ضدحجاب در ایران، تغییر گفتمان داد. همچنین این سازمان که در مقطعی بر ناسیونالیسم ایرانی تأکید داشت، با رشد آگاهی و شعور ملی در میان ملیت‌های غیرفارس، گفتمان جدیدی را تحت عنوان «ملیت‌های ایران» وارد ادبیات سیاسی خود کرد و به‌ویژه در ارتباط با حرکت ملی آذربایجان، جریانی موازی متشکل از نیروهای ترک وابسته به سازمان را پدید آورد.

جمهوری اسلامی نیز دقیقاً همین الگوی سیاسی را در قبال مسئله ملیت‌ها در پیش گرفت.

جریان سلطنت‌طلب نیز برای آنکه از این قافله عقب نماند، مشابه سازمان مجاهدین خلق و جمهوری اسلامی، به استفاده و مصادره برخی کلیدواژه‌ها و گفتمان‌های مرتبط با مسئله ملیت‌های غیرفارس روی آورد. در این راستا، برخی افراد ترک‌، کُرد و عرب‌ نزدیک به این جریان سازماندهی شدند تا بتوانند جریانی موازی در برابر حرکت‌های ملی ایجاد کرده و نبض سیاسی بخشی از جامعه، به‌ویژه جامعه ترک‌های آذربایجان، را در دست گیرند.

هدف از این رویکرد، بهره‌گیری از ظرفیت‌های موجود در میان ملیت‌های غیرفارس و هدایت مطالبات آنان در چارچوب گفتمان سیاسی مورد نظر این جریان بود؛ رویکردی که پیش‌تر نیز از سوی دیگر بازیگران سیاسی در اشکال مختلف دنبال شده بود.

حرکت ملی آذربایجان نیز، همچون سایر جریان‌های سیاسی، با وجود تنوع طیف‌ها و گرایش‌های موجود در درون خود، دارای جهان‌بینی، گفتمان و کلیدواژه‌های مختص به خویش است. هرچند میان گروه‌ها و فعالان این حرکت در حوزه تاکتیک‌ها و شیوه‌های عمل اختلاف‌نظرهایی وجود دارد، اما گفتمان غالب حرکت ملی بر محور مفاهیمی چون وطن و ملت ترک آذربایجان، زبان ترکی آذربایجانی، منافع ملی و جغرافیای واحد آذربایجان شکل گرفته و تبیین شده است.

بر همین اساس، بخش عمده‌ای از ادبیات سیاسی، مطالبات و چارچوب‌های نظری این حرکت نیز در راستای حفظ، تقویت و بازتعریف همین مؤلفه‌های بنیادین صورت‌بندی و تئوریزه شده است.

شخصیت‌ها، فعالان و سازمان‌های سیاسی آذربایجان جنوبی طی سالیان متمادی توانسته‌اند این گفتمان را در بطن جامعه تئوریزه کرده و گسترش دهند. در سال‌های اخیر نیز پرچم مبارزاتی حرکت ملی بیش از پیش تثبیت شده و شعار «آزادلیق، عدالت، میللی حکومت ـ آزادی، عدالت، حکومت ملی» به یکی از ارکان و شاکله‌های اصلی اندیشه سیاسی حرکت ملی تبدیل شده است.

این شعار، ضمن تبیین دهه‌ها سرکوب، تبعیض و محرومیت، افق و آرمان‌شهر مورد نظر حرکت ملی را نیز ترسیم می‌کند؛ افقی که بر پایه آزادی، عدالت، توسعه، رفاه اجتماعی و حق تعیین سرنوشت استوار بوده و در نهایت بر برپایی یک حکومت ملی تأکید دارد. از این رو، این شعار را می‌توان چکیده‌ای از مطالبات تاریخی، سیاسی و اجتماعی بخش قابل توجهی از بدنه حرکت ملی دانست که در قالبی کوتاه و نمادین بیان شده است.

در ماه‌های اخیر شاهد آن هستیم که نهادهای اطلاعاتی، امنیتی و تبلیغی جمهوری اسلامی، به‌ویژه در جریان جنگ اخیر و پس از آن، از طریق جریان‌های موازی و فنومن‌های فضای مجازی وابسته به سپاه سایبری، در حال گفتمان‌سازی جدیدی با استفاده از کلیدواژه‌ها و مفاهیم برگرفته و منحرف‌شده از ادبیات حرکت ملی هستند و می‌کوشند این مفاهیم را به افکار عمومی و کنشگران سیاسی القا کنند.

سازمان مجاهدین خلق نیز با حذف مؤلفه «میللی حکومت»، تنها از دو کلیدواژه «آزادلیق» و «عدالت» در ادبیات و فعالیت‌های رسانه‌ای خود بهره می‌گیرد و سعی می‌کند جایگاه اجتماعی خود در بین ملت ترک آذربایجان را تقویت کند.

جریان سلطنت‌طلب نیز با الگوبرداری و کپی‌برداری از برخی مفاهیم و ادبیات موجود، تلاش دارد اقشار مختلف، به‌ویژه طبقه بورژوازی آذربایجان، را با خود همراه سازد.

همچنین فعالان ترک حاضر در جریان‌های چپِ مرکزگرا، با آگاهی از حساسیت ملت ترک آذربایجان جنوبی نسبت به مسئله غرب آذربایجان، عبدالله اوجالان و گروه‌های تروریستی فعال در آن منطقه، می‌کوشند شعار «ژن، ژیان، ئازادی» را با برگردان ترکی آن، یعنی «قادین، یاشام، آزادلیق»، در میان نسل جوان و فعالان مبارز آذربایجان ترویج و القا کنند.

اما پاسخ حرکت ملی به تمامی این تلاش‌ها روشن است: نه خیر.

خانم‌ها و آقایان،

بنیان‌های تئوریک، اندیشه‌های فکری، رنگ، پرچم مبارزاتی، گفتمان و کلیدواژه‌های مبارزاتی حرکت ملی و تشکیلات‌های برخاسته از بطن آن، کاملاً روشن، عیان و چراغ راه مبارزاتی آنان است.

شعار «آزادلیق، عدالت، میللی حکومت» شعاری نیست که به‌سادگی از کنار آن بتوان گذشت. هر واژه و هر جزء این شعار با پشتوانه‌ای از تاریخ، اندیشه سیاسی و دهه‌ها مبارزه میدانی درهم تنیده شده است. از این رو، هیچ جریان سیاسی یا فکری نمی‌تواند با کپی‌برداری، مصادره یا انحراف این گفتمان و کلیدواژه‌های مبارزاتی، برای خود هویت و دکانی سیاسی دست‌وپا کند.

ده‌ها فرزند آگاه و مبارز ملت ترک آذربایجان که در چارچوب حرکت ملی فعالیت کرده‌اند، به‌دلیل دفاع از شعار «آزادلیق، عدالت، میلی حکومت» سال‌هاست در سلول‌های زندان اوین تهران و زندان تبریز حبس‌های سنگین را تحمل می‌کنند. همچنین خون جوانان ترک آذربایجانی که در قیام خرداد ۱۳۸۵ و دیگر رخدادهای مبارزاتی جان خود را از دست داده‌اند، در مفاهیم و آرمان‌های نهفته در این شعار تبلور یافته است.

بر همین اساس، هر جریان فکری و سیاسی که خود را در این مسیر تعریف می‌کند، باید این شعار را بر سر درِ سازمان، تشکیلات و رسانه خود قرار دهد تا شناسنامه مبارزاتی حرکت ملی آذربایجان برای همیشه در حافظه تاریخی ملت و تاریخ سیاسی منطقه ثبت و ماندگار شود.