👤 روح الله مرادی قشقایی
مرداد ۱۳۹۰ که از ایران خارج شدم به دلیل ممنوع الخروجی مجبور بودم قاچاقی بروم. بیش از ۲۰۰ نفر ایرانی و افغان و پاکستانی پس از ساعتها پیاده روی از کوههای مرزی رد شده و به روستای یوکسک اُوا رسیدیم . پس از چند ساعت استراحت قاچاقبر تا وان همراهیم کرد و اونجا با پاسپورت ایرانی جعلی که بهم داده بود سوار اتوبوس به مقصد استانبول شدم.
در اولین ایست بازرسی ژاندرمری که پاسپورتها را کنترل میکرد گیر کردم. من و چند #افغان که پاسپورت نداشتند را پیاده کرد و به دفتر برد. در آن گیرودار فرصتی پیش آمد و به زبان تورکی گفتم
«من فکر میکردم ترکیه وطنهمه تورکهاست نگواشتباه میکردم»
با تعجب فراوان نگاهم کرد و گفت کی هستی اهل کجایی مگه ؟ گفتم
#تورک_قشقایی هستم از جنوب ایران.
از شانس خوشم طرف #میللیتچی بود و اطلاعات خوبی هم داشت و #قشقایی رو هم کاملا میشناخت. چای و سیمیت بهم داد و نیم ساعتی راجع به همه چیز از جمله اینکه چرا قاچاقی آمده ام صحبت کردیم . سوار اتوبوس بعدی که به آدانا میرفت کرد و به راننده هم سفارش کرد هوایم را داشته باشد.
این اولین بار بود که من با یک ترکیه ای صحبت میکردم و تقریبا ۹۰ درصد صحبتهای همدیگرو براحتی میفهمیدیم آنجا بود که بینهایت به زبان مادری ام عشق ورزیدم و از اینکه سالها برای رهایی اش از چنگال قومگرایان مرکزگرا و اعتلایش کوشیده بودم به خودم بالیدم .
بعد هم که به سوئیس آمدم بواسطه همین زبان مادری ام درهای بیشماری به رویم گشوده شد. ایرانیان ساکن اروپا بخوبی میدانند که زبان تورکی در اروپا چقدر کاربرد دارد و بخش قابل توجهی از صاحبان مشاغل و کارفرماها مثل فروشگاه های زنجیره ای، هتلها ، رستورانها و کبابی های زنجیره ای ، ترانسپورت و حمل و نقل و …. ترکیه ای هستند و کسانی که زبان تورکی را بدانند به سرعت میتوانند کار پیدا کنند و یا بخشی از مشکلاتشان در ارتباطات حل شود.
به هر روی یاوه های مضحکی که این اکانت معلوم الحال بالا آورده مطلقا ارزش پاسخگویی هم ندارد و برای من نیز صرفا یادآوری خاطره ای شیرین از نخستین سفرم به ترکیه را سبب شد که خواستم با دیگران به اشتراک بگذارم .
وگرنه یک قرن تمام است که زبان تورکی و مشخصا هویت تورک در ایران آماج نفرت پراکنیو ترکستیزی فاشیستهای نژادپرستی است که تلاش میکنند هویت تورک را در تقابل و تعارض با ایران و هویت ملی ایرانی قرار داده و بیشرمانه و ابلهانه با توسل به یاوه سرایی برای ده ها میلیون تورک قشفایی و آزربایجانی و تورکمن و خلج و افشار و بایات و اینانلی و باهارلی و نفر و بیچاقچی و … که از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب ایران زندگی میکنند هویت آذری و غیر تورک بتراشند.
زبان تورکی زبان ده ها میلیون شهروند تورک ایران است و فارغ از اینکه آموزش به زبان مادری حق طبیعی و ابتدایی همه انسانها بویژه مردمان غیرفارس ایران است دانستن چنین زبانی که چند صد میلیون گویشور در جهان دارد و زبان دوکشور همسایه ایران است که از قضا هر دو مقصد گردشگری خیل کثیری از ایرانیان هستند حتی برای غیرتورکهای ایران هم کاملا مفید و کاربردی است .
ضمن تبریک ۲۱ فوریه (۲اسفند) به عنوان روز جهانی زبان مادری امیدوارم روشنفکران و نیک اندیشانی که ایران را با تمام فرهنگها و زبانهایش دوست میدارند از زیر یوغ ناسیونالیزم پرخاشگر و دگرستیز ایرانی رها شده و دوشادوش فعالان اتنیکی برای تحقق آرمانهای دموکراسی و آزادی که آموزش به زبان مادری و پذیر ش تکثر وپلورالیسم نیز یکی از مهمترینهایش است علیه رژیم جنایتکار اسلامی هم آوا شوند.
مرداد ۱۳۹۰ که از ایران خارج شدم به دلیل ممنوع الخروجی مجبور بودم قاچاقی بروم. بیش از ۲۰۰ نفر ایرانی و افغان و پاکستانی پس از ساعتها پیاده روی از کوههای مرزی رد شده و به روستای یوکسک اُوا رسیدیم . پس از چند ساعت استراحت قاچاقبر تا وان همراهیم کرد و اونجا با پاسپورت ایرانی جعلی که بهم داده بود سوار اتوبوس به مقصد استانبول شدم.
در اولین ایست بازرسی ژاندرمری که پاسپورتها را کنترل میکرد گیر کردم. من و چند #افغان که پاسپورت نداشتند را پیاده کرد و به دفتر برد. در آن گیرودار فرصتی پیش آمد و به زبان تورکی گفتم
«من فکر میکردم ترکیه وطنهمه تورکهاست نگواشتباه میکردم»
با تعجب فراوان نگاهم کرد و گفت کی هستی اهل کجایی مگه ؟ گفتم
#تورک_قشقایی هستم از جنوب ایران.
از شانس خوشم طرف #میللیتچی بود و اطلاعات خوبی هم داشت و #قشقایی رو هم کاملا میشناخت. چای و سیمیت بهم داد و نیم ساعتی راجع به همه چیز از جمله اینکه چرا قاچاقی آمده ام صحبت کردیم . سوار اتوبوس بعدی که به آدانا میرفت کرد و به راننده هم سفارش کرد هوایم را داشته باشد.
این اولین بار بود که من با یک ترکیه ای صحبت میکردم و تقریبا ۹۰ درصد صحبتهای همدیگرو براحتی میفهمیدیم آنجا بود که بینهایت به زبان مادری ام عشق ورزیدم و از اینکه سالها برای رهایی اش از چنگال قومگرایان مرکزگرا و اعتلایش کوشیده بودم به خودم بالیدم .
بعد هم که به سوئیس آمدم بواسطه همین زبان مادری ام درهای بیشماری به رویم گشوده شد. ایرانیان ساکن اروپا بخوبی میدانند که زبان تورکی در اروپا چقدر کاربرد دارد و بخش قابل توجهی از صاحبان مشاغل و کارفرماها مثل فروشگاه های زنجیره ای، هتلها ، رستورانها و کبابی های زنجیره ای ، ترانسپورت و حمل و نقل و …. ترکیه ای هستند و کسانی که زبان تورکی را بدانند به سرعت میتوانند کار پیدا کنند و یا بخشی از مشکلاتشان در ارتباطات حل شود.
به هر روی یاوه های مضحکی که این اکانت معلوم الحال بالا آورده مطلقا ارزش پاسخگویی هم ندارد و برای من نیز صرفا یادآوری خاطره ای شیرین از نخستین سفرم به ترکیه را سبب شد که خواستم با دیگران به اشتراک بگذارم .
وگرنه یک قرن تمام است که زبان تورکی و مشخصا هویت تورک در ایران آماج نفرت پراکنیو ترکستیزی فاشیستهای نژادپرستی است که تلاش میکنند هویت تورک را در تقابل و تعارض با ایران و هویت ملی ایرانی قرار داده و بیشرمانه و ابلهانه با توسل به یاوه سرایی برای ده ها میلیون تورک قشفایی و آزربایجانی و تورکمن و خلج و افشار و بایات و اینانلی و باهارلی و نفر و بیچاقچی و … که از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب ایران زندگی میکنند هویت آذری و غیر تورک بتراشند.
زبان تورکی زبان ده ها میلیون شهروند تورک ایران است و فارغ از اینکه آموزش به زبان مادری حق طبیعی و ابتدایی همه انسانها بویژه مردمان غیرفارس ایران است دانستن چنین زبانی که چند صد میلیون گویشور در جهان دارد و زبان دوکشور همسایه ایران است که از قضا هر دو مقصد گردشگری خیل کثیری از ایرانیان هستند حتی برای غیرتورکهای ایران هم کاملا مفید و کاربردی است .
ضمن تبریک ۲۱ فوریه (۲اسفند) به عنوان روز جهانی زبان مادری امیدوارم روشنفکران و نیک اندیشانی که ایران را با تمام فرهنگها و زبانهایش دوست میدارند از زیر یوغ ناسیونالیزم پرخاشگر و دگرستیز ایرانی رها شده و دوشادوش فعالان اتنیکی برای تحقق آرمانهای دموکراسی و آزادی که آموزش به زبان مادری و پذیر ش تکثر وپلورالیسم نیز یکی از مهمترینهایش است علیه رژیم جنایتکار اسلامی هم آوا شوند.