نقد و تأملی بر بیانیه ائتلاف نیروهای سیاسی کوردستان ایران
مسئلهی روابط میان ملت تورک آذربایجان و ملت کورد، یکی از مهمترین موضوعات سیاسی در جغرافیای ایران معاصر است. این موضوع در سالهای اخیر بارها مورد بحث قرار گرفته و نویسندهی این سطور نیز در نوشتهها و تحلیلهای متعدد خود، بارها بر ضرورت گفتگوی صادقانه، احترام متقابل و همکاری میان این دو جنبش ملی تأکید کرده است. از نگاه نگارنده، آیندهی دموکراتیک در ایران بدون درک متقابل و همگرایی میان ملتهای تحت ستم، بهویژه تورکها و کوردها، بسیار دشوار خواهد بود. در همین چارچوب، بیانیهی اخیر «ائتلاف نیروهای سیاسی کوردستان ایران» را باید رویدادی قابل توجه دانست که شایستهی بررسی و تحلیل دقیق است.
نقد و تأملی بر بیانیه ائتلاف نیروهای سیاسی کوردستان ایران (بخش اول)
این بیانیه که خطاب به ملتهای ایران و بهویژه ملت تورک آذربایجان منتشر شده، در شرایطی مطرح میشود که تحولات سیاسی و بحرانهای ساختاری در ایران، آیندهی کشور را در برابر پرسشهای جدی قرار داده است. در چنین فضایی، هر تلاشی برای ایجاد گفتگوی میان ملتهای تحت ستم و نیروهای دموکراسیخواه میتواند اهمیت ویژهای داشته باشد.
در سطح گفتمانی، این بیانیه حاوی نکات مثبتی است که باید مورد توجه قرار گیرد. مهمترین آن تأکید بر ضرورت استقرار نظامی دموکراتیک و بهرسمیت شناختن حقوق ملی ملتها در ایران است. در فضایی که جریانهای مرکزگرای فارسمحور همچنان بر انکار تنوع ملی و فرهنگی در ایران اصرار دارند، تأکید بر چندملیتی بودن جامعه ایران و ضرورت برابری زبانی و فرهنگی، گامی در جهت شکستن یکی از مهمترین تابوهای سیاسی در ایران به شمار میرود.
نکتهی مثبت دیگر، خطاب مستقیم بیانیه به ملت تورک آذربایجان و دعوت به همکاری و گفتگو است. تاریخ روابط میان تورکها و کوردها نشان داده است که این دو ملت در بسیاری از مناطق، قرنها در کنار یکدیگر زندگی کردهاند و در برهههایی از تاریخ نیز تجربهی همکاری سیاسی داشتهاند. اشاره به پیمان مودت میان جمهوری کوردستان و حکومت ملی آذربایجان در سال ۱۹۴۶ نیز یادآور یکی از مهمترین نمونههای همکاری میان جنبشهای ملی این دو ملت است؛ تجربهای که میتواند الهامبخش تلاشهای امروز برای همگرایی میان نیروهای دموکراتیک باشد.
با این حال، این بیانیه در کنار نقاط قوت خود، حاوی برخی ابهامها و اشکالات نیز هست که نمیتوان از آنها چشم پوشید.
یکی از این موارد، استفاده از اصطلاح «آذری» برای اشاره به ملت تورک آذربایجان است. این واژه در ادبیات سیاسی و ایدئولوژیک جریانهای ایرانشهری و مرکزگرا، اغلب با هدف کمرنگ کردن هویت تورکها و جایگزین کردن آن با یک هویت جعلی یا مبهم به کار رفته است.
نقد و تأملی بر بیانیه ائتلاف نیروهای سیاسی کوردستان ایران (بخش دوم)
از این رو، بهکارگیری همین اصطلاح در بیانیهای که قرار است پیام همبستگی و احترام متقابل میان ملتها را منتقل کند، میتواند نوعی تناقض گفتمانی ایجاد کند.
برای بسیاری از فعالان جنبش ملی آذربایجان، استفاده از واژهی «آذری» یادآور همان رویکردی است که در یک قرن گذشته توسط گفتمان رسمی دولتهای ایران برای انکار هویت تورکها به کار گرفته شده است. بنابراین اگر هدف این بیانیه تقویت اعتماد و گسترش همکاری میان دو ملت است، انتظار میرود در ادبیات سیاسی آن نیز حساسیتهای هویتی و تاریخی ملتها با دقت بیشتری رعایت شود.
چالش دیگر بیانیه به مفهوم «مناطق مختلط» و پیشنهاد «ادارهی مشترک» بازمیگردد. هرچند اصل همکاری و مشارکت میان جوامع مختلف قابل دفاع است، اما در عمل این مفهوم میتواند به منبعی از اختلاف تبدیل شود اگر تعریف دقیق و شفاف از آن ارائه نشود. تجربهی تاریخی نشان داده است که ابهام در چنین مفاهیمی میتواند زمینهساز سوءتفاهمها و حتی تنشهای تازه شود.
از منظر جنبش ملی آذربایجان، هرگونه گفتگو دربارهی مناطق مشترک باید بر پایهی احترام متقابل به حقوق ملی هر دو ملت و پرهیز از هرگونه نگاه یکجانبه به تاریخ و جغرافیا صورت گیرد. تنها در چنین چارچوبی است که میتوان به سازوکارهایی پایدار و عادلانه دست یافت.
با وجود این نقدها، انتشار چنین بیانیهای را باید نشانهای از آمادگی بخشی از نیروهای سیاسی کوردستان برای گشودن باب گفتگو با دیگر ملتهای ایران دانست. در شرایطی که جریانهای اقتدارگرا و مرکزگرا تلاش میکنند میان ملتهای تحت ستم شکاف ایجاد کنند، هر اقدامی که به تقویت فرهنگ گفتگو و همکاری میان این ملتها کمک کند، میتواند ارزشمند باشد.
واقعیت آن است که هیچیک از ملتهای ایران—نه تورک، نه کورد، نه عرب، نه بلوچ و نه دیگران—به تنهایی قادر به تغییر ساختار استبدادی در ایران نیستند. تنها از طریق همبستگی میان این ملتها و شکلگیری یک جبههی گستردهی دموکراسیخواه میتوان به استبداد تاریخی در ایران پایان داد.
از این منظر، پیام ائتلاف نیروهای سیاسی کوردستان ایران را باید نه پایان یک بحث، بلکه آغاز یک گفتگوی ضروری دانست؛ گفتگویی که اگر با صداقت، احترام متقابل و حساسیت نسبت به هویت و حقوق ملتها همراه شود، میتواند به یکی از پایههای شکلگیری نظمی تازه و عادلانه در آیندهی ایران تبدیل گردد.
تاریخ روابط میان ملت تورک آذربایجان و ملت کورد نشان داده است که این دو ملت، در لحظات مهمی از تاریخ، توانستهاند در کنار یکدیگر بایستند. اکنون نیز اگر این گفتگو با دقت، واقعبینی و احترام متقابل ادامه یابد، میتواند بار دیگر به نیرویی تعیینکننده در مسیر آزادی و دموکراسی تبدیل شود.