انتقاد مقامات روسیه از سفر پزشکیان به آذربایجان و تداوم غیبت علی خامنهای؛
آیا نهادهای تصمیمگیر کشور دچار دگرگونی میشوند؟

✍️ یادداشت آراز نیوز
در حالی که دو هفته از پایان جنگ ۱۲ روزه میان ایران و اسرائیل گذشته، به نظر میرسد تحولات تازهای در صحنه سیاست داخلی ایران و سیاستهای منطقهای آن در حال شکلگیری است؛ تحولاتی که نشانههایی از گسست در روابط سنتی ایران با متحدان دیرینهاش مانند روسیه و همزمان تلاش برای بازتعریف سیاست منطقهای کشور را به نمایش میگذارد.
در رأس این تحولات، سفر مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، به آذربایجان برای شرکت در نشست سران سازمان همکاری اقتصادی (اکو) قرار دارد؛ سفری که بر خلاف ظاهر دیپلماتیک و معمول آن، گویا موجب خشم مقامات روسیه شده است. بر اساس گزارش رسانه اسرائیلی N12، مقامات بلندپایه در کرملین و وزارت خارجه روسیه از این سفر بهعنوان “اقدامی غیرمسئولانه و نامناسب” یاد کرده و اظهار کردهاند که «به هر حال، ما با ایران یک همکاری استراتژیک داریم و اکنون این کشور تصمیم گرفته است که به کشوری سفر رسمی داشته باشد که شهروندان روسی را در خیابانها دستگیر میکند.»
از سوی دیگر، از پایان جنگ اخیر با اسرائیل، نزدیک به دو هفته گذشته، اما رهبر جمهوری اسلامی، علی خامنهای، هنوز در هیچ مراسم، سخنرانی یا دیدار علنی حاضر نشده است. این پنهانشدن طولانیمدت رهبر ایران سوالات جدی درباره وضعیت روند تصمیمسازی در جمهوری اسلامی را مطرح کرده است.
در فقدان حضور فعال رهبر، برخی از تحلیلگران معتقدند که مسعود پزشکیان عملاً فضای مانور بیشتری برای اتخاذ تصمیمات مستقل یافته است. البته نباید از نظر دور داشت که در فقدان حضور فیزیکی رهبر ایران در صحنه سیاست کشور، تنها نهادی که توانایی تصمیمگیری بیشتری به دست آورده است قوه مجریه نیست و سایر نهادهای قدرت در نظام جمهوری اسلامی نیز در شرایط موجود مجبور به تصمیمسازی مستقل هستند. همین امر نیز گمانهها در مورد شدت اختلافات درونی در رژیم در صورت طولانی شدن غیبت خامنهای را افزایش داده و ناگزیر بودن تغییر سیستم تصمیمسازی در سطح بالای کشور مطرح میشود.
پزشکیان، به عنوان رئیس جمهور در راس قوه مجریه کشور و منتقد سیاستهای تنشزای کشور در منطقه است. وی دیدگاهی توسعهمحور داشته و بر روابط مبتنی بر حسن همجواری با همسایگان باور داشته و بر لزوم کاهش تنش در منطقه بارها تاکید کرده است. بنابراین با توجه این موضوع و انتقاد مقامات روس از سفر وی به آذربایجان، ممکن است این نظریه مطرح شود که این سفر با تصمیم مستقل وی صورت گرفته و حاوی پیامهایی از سیاست کاهش تنش در روابط با کشورهای منطقه باشد.
نباید این نکته را نیز از قلم انداخت که سفر وی در داخل نیز منتقدان سرسختی داشته است؛ جریان فاشیستی ایرانشهری و برخی جریانهای افراطی وابسته به سپاه از منتقدان این سفر بودند. بنابراین این نظریه مطرح میشود که مسعود پزشکیان اکنون شاید میخواهد با ارسال پیامهایی به همسایگان، مسیر جدیدی در دیپلماسی منطقهای ایران ترسیم کند؛ مسیری که کمتر متکی به دکترین «محور مقاومت» و بیشتر مبتنی بر منافع اقتصادی کشور و همکاریهای منطقهای باشد.
همچنین میتواند حاوی پیامی به روسیه نیز باشد؛ کشوری که در جنگ اسرائیل و ایران و پیش از آن در سوریه همواره در زمینه پشتیبانی از ایران در برابر حملات اسرائیل شانه خالی کرده و غایب بوده است. پیامی که موجب خشم کرملین شده و با رویکرد پیشین ایران در قبال روسیه متفاوت است. اما این سیاست مستقل از مسکو، میتواند پیامدهایی برای ایران داشته باشد.
با توجه به آنچه ذکر شد به نظر میرسد مشابه اقدام مسعود پزشکیان در اتخاذ سیاست مستقل بدون در سایر نهادهای قدرت در نظام سیاسی ایران نیز رخ دهد و یا در حال رخ دادن است. در این صورت میتوان گفت که شبکه تصمیمگیری که تاکنون بهشدت شخصمحور و حول رهبر متمرکز بود، اکنون در حال انشعاب و رقابت است. اما روند فعلی نهادهای قدرت در رژیم ایران برای حرکت به سوی تصمیمسازی مستقل به ادامهدار بودن غیب علیخامنهای بستگی دارد؛ اگرچه برخی تحلیلگران معتقدند این روند وارد مرحلهای بدون بازگشت شده است و علیخامنهای در صورتیکه دوباره به صحنه سیاست بازگردد؛ دیگر آن هیبت پیشین خود را نخواهد داشت.
در هر صورت، آنچه واضح است، ساختار قدرت در جمهوری اسلامی دیگر در وضعیت پیشین قرار ندارد.