خانه از پای‌بست ویران است؛ تبعیض حتی در ورزش ایران

6 ساعت پیش 3 دقیقه مطالعه سعید عزیزی
خانه از پای‌بست ویران است؛ تبعیض حتی در ورزش ایران

ورزش، به‌ویژه فوتبال، در بسیاری از جوامع نه‌تنها عرصه‌ای برای رقابت سالم، هیجان جمعی و تخلیه احساسات اجتماعی است، بلکه آینه‌ای شفاف از ساختارهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی آن جامعه نیز به‌شمار می‌رود. فوتبال می‌تواند بستری برای همبستگی، برابری و پذیرش تنوع باشد، اما به همان اندازه می‌تواند به میدان بازتولید تبعیض‌ها، نابرابری‌ها و شکاف‌های حل‌نشده تبدیل شود. در ایران، فوتبال دقیقاً چنین نقشی یافته است؛ نقشی که بیش از آنکه وحدت‌آفرین باشد، شکاف‌ها را برجسته و تضادها را عمیق‌تر کرده است.

آنچه امروز در فوتبال ایران مشاهده می‌شود، صرفاً مجموعه‌ای از اشتباهات داوری، تصمیم‌های مقطعی مدیران یا حاشیه‌های معمول هواداری نیست. مسئله بسیار عمیق‌تر و ریشه‌دارتر است. تبعیض قومی و ملی، تمرکزگرایی افراطی، وابستگی نهادهای ورزشی به ساختار قدرت سیاسی و سکوت یا جانبداری رسانه‌ها، همگی دست به دست هم داده‌اند تا فوتبال ایران به نمونه‌ای کوچک اما گویا از بحران‌های بزرگ‌تر جامعه بدل شود. عنوان «خانه از پای‌بست ویران است» دقیقاً به همین واقعیت اشاره دارد: مشکل فوتبال ایران نه در سقف و دیوار، بلکه در پی و بنیان آن است.


این مقاله می‌کوشد با تمرکز بر تجربه تیم تراکتور و هواداران آن، و با بررسی نقش فدراسیون فوتبال، رسانه‌ها و نهادهای قدرت، نشان دهد که چگونه تبعیض قومی–ملی در فوتبال ایران نهادینه شده و چگونه این تبعیض، فوتبال را به عرصه‌ای سیاسی، قطبی و تنش‌آلود تبدیل کرده است.

نظام ورزشی ایران را نمی‌توان نظامی بی‌طرف، حرفه‌ای و مبتنی بر شایسته‌سالاری دانست. از همان سطوح بالای مدیریتی، نوعی نگاه مرکزگرا و فارس‌محور بر ساختار تصمیم‌گیری حاکم است. این نگاه، تیم‌ها و ورزشکاران وابسته به مناطق غیرفارس را نه به‌عنوان اجزای برابر یک کل ملی، بلکه به‌عنوان حاشیه‌هایی قابل کنترل و مهار می‌نگرد.

تبعیض ساختاری در ورزش ایران خود را در اشکال مختلف نشان می‌دهد: تخصیص ناعادلانه بودجه، تمرکز امکانات پیشرفته در پایتخت، ضعف زیرساخت‌های ورزشی در مناطق، و برخوردهای سلیقه‌ای و امنیتی با باشگاه‌ها و هواداران غیرفارس. این تبعیض تنها اقتصادی یا مدیریتی نیست، بلکه بار فرهنگی و هویتی سنگینی نیز دارد.

ملیت‌های غیرفارس، از جمله ترک‌ها و عرب‌ها در ورزشگاه‌ها بارها با توهین‌های آشکار قومی، شعارهای نژادپرستانه و رفتارهای تحقیرآمیز مواجه شده‌اند. آنچه این وضعیت را وخیم‌تر می‌کند، واکنش نهادهای رسمی است؛ واکنشی که اغلب یا سکوت است یا تلاش برای عادی‌سازی و بی‌اهمیت جلوه دادن مسئله.

رسانه‌ها در هر جامعه‌ای نقشی تعیین‌کننده در شکل‌دهی افکار عمومی دارند. در فوتبال ایران، رسانه‌های فارسی‌زبان ـ چه رسانه‌های دولتی و چه بخشی از رسانه‌های خارج از کشور ـ اغلب به بازتولید نگاه مرکزگرا کمک کرده‌اند. این رسانه‌ها در مواجهه با توهین‌های قومی علیه ترک‌ها و دیگر ملیت‌های غیرفارس، یا سکوت اختیار می‌کنند یا با واژگانی مبهم از کنار ماجرا می‌گذرند.