از بن بستِ شیخ، به بن بست شاه - نه!

2 روز پیش 2 دقیقه مطالعه
 از بن بستِ شیخ، به بن بست شاه - نه!


ابراهیم نفیسی


امروز مردم آذربایجان بیش از بسیاری از نقاط ایران با فشارهای اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. مشکلات این منطقه صرفاً مقطعی یا احساسی نیست؛ عدیده، چندلایه و ساختاری است. 


تبعیض در توسعه، تمرکز سرمایه و کار در مرکز، بیکاری، فقر و فروپاشی زندگی و مهاجرت برای یافتن کار به شهرهای مرکزی، آذربایجان را در موقعیتی ناعادلانه قرار داده است. این واقعیت را نمی‌توان با تغییر نام حاکم در تهران پنهان کرد. آن هم نه با تغییری رو به جلو بلکه با عقبگرد تاریخی!


مسئله آذربایجان این نیست که چه کسی در تهران قدرت را در دست بگیرد؛ مسئله، خودِ ساختار تمرکزگرای حاکم بر ایران است. اقتصاد آذربایجان با آمدن یک شاه دیگر به پایتخت ترمیم نمی‌شود. راه بهبود، تنها از برقراری حکومتی ملی و دموکراتیک در خود آذربایجان می‌گذرد. آذربایجان یکصد سال‌ است بهای سنگین یک نظام استعماری در ایران را پرداخته؛ سیستمی که منابع را از پیرامون می‌گیرد و تصمیم را در مرکز می‌گیرد.


همه ما از وضع موجود خسته‌ایم؛ از گرانی، از ناامنی معیشتی، از انسداد سیاسی و اقتصادی حکومت مرکزی. نفرت و بیزاری از حکومت شیخ واقعی و گسترده است. اما این خستگی نباید ما را از یک بن‌بست به بن‌بستی دیگر سوق دهد. نباید نارضایتی و خستگی از این نظام بهانه‌ای شود برای بازتولید همان ساختار مرکزگرایانه، این بار با چهره شاه و افتادن در چاه رژیم دیکتاتوری دیگر. تغییر نام حاکم، بدون تغییر ساختار، آزادی نمی‌آورد.


راه رهایی روشن است: حکومت ملی. آذربایجان باید به دست مردم خود اداره شود؛ با آزادی، عدالت و حاکمیت اراده مردم. نه تهران حق تعیین استاندار دارد و نه مرکز باید سرنوشت اقتصاد و سیاست آذربایجان را رقم بزند. آینده آذربایجان در بازگشت به گذشته نیست؛ در حرکت رو به جلو، در دموکراسی، و در ساختن نظمی عادلانه و مردمی است. نقشه راه دموکراتیک آذربایجان این است: آزادلیق، عدالت، میلی حکومت.