شنبه ۱۶ آبان ۱۴۰۵ 7 November 2026
ایران

هراس تمرکزگرایان از تقسیم قدرت؛ حمله به پزشکیان با اتهام تجزیه‌طلبی

هراس تمرکزگرایان از تقسیم قدرت؛ حمله به پزشکیان با اتهام تجزیه‌طلبی

آرازنیوز

پس از حمله علی‌اکبر رائفی‌پور به طرح آموزش به زبان مادری و ارتباط دادن آن با فدرالیسم و تجزیه ایران، شماری از چهره‌های سیاسی مخالف این طرح، حملات خود به مسعود پزشکیان را تشدید کرده‌اند. در تازه‌ترین مورد، تصویری ترکیبی از پزشکیان و جعفر پیشه‌وری، رهبر حکومت ملی آذربایجان، در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده و رئیس‌جمهور ایران به حمایت از تجزیه‌طلبی متهم شده است.

عبدالرضا داوری، فعال سیاسی اصولگرا، با انتشار تصویر ترکیبی پزشکیان و پیشه‌وری در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «با طرح آموزش به زبان مادری، روح پیشه‌وری و دمکرات فرقه‌سی شاد شد!» او همچنین با استفاده از هشتگ تجزیه‌طلبی، این موضوع را به تهدید علیه تمامیت ارضی ایران پیوند داد.

این موضع‌گیری پس از آن صورت گرفت که علی‌اکبر رائفی‌پور، از چهره‌های نزدیک به جریان تندروی اصولگرا، طرح آموزش به زبان مادری را اقدامی خطرناک در راستای فدرالیزه کردن ایران توصیف کرد و مدعی شد دولت پزشکیان با سرعت در حال اجرای اقداماتی است که یکپارچگی کشور را تهدید می‌کند.

این حملات بار دیگر اختلاف بر سر حقوق زبانی، اقتصادی و فرهنگی و مشارکت سیاسی ملیت‌های ساکن ایران را برجسته کرده است.

منتقدان سیستم تمرکزگرا در کشور معتقدند جریان‌هایی، بدون پذیرش حقوق ملی و فرهنگی ملیت‌ها و گروه‌های زبانی، هرگونه مطالبه برای آموزش به زبان مادری یا تقسیم اختیارات سیاسی مناطق را با برچسب تجزیه‌طلبی پاسخ می‌دهند.

از نگاه این منتقدان، پیوند دادن آموزش به زبان مادری با تجزیه کشور، نوعی هراس‌افکنی برای جلوگیری از گسترش مشارکت سیاسی و فرهنگی ملیت‌های غیرفارس است. آنان تأکید می‌کنند که دموکراسی تنها به برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری محدود نمی‌شود، بلکه مستلزم توزیع قدرت، پاسخگویی نهادهای حکومتی و مشارکت واقعی مردم مناطق مختلف در تصمیم‌گیری درباره سرنوشت خود است.

آیا اداره تمام مناطق ایران باید به تصمیمات تهران وابسته باشد؟

یکی از پرسش‌های اساسی منتقدان نظام متمرکز این است که چرا استانداران نباید مستقیماً از سوی مردم هر استان انتخاب شوند و در برابر همان مردم و نمایندگان منتخب آنان پاسخگو باشند؟ آیا رئیس‌جمهور و دولت مرکزی می‌توانند تمام مسائل اقتصادی، آموزشی، زیست‌محیطی و عمرانی کشوری با وسعت و تنوع ایران را از تهران مدیریت کنند؟این موضوعی است که پزشکیان نیز به آن اذعان کرده و گفته چرا نباید هر استان بتواند بدون اجازه گرفتن از مرکز اقدام به حل مشکلات استان کند؟

در ساختار کنونی ایران، استانداران با تصمیم دولت مرکزی منصوب می‌شوند و شوراهای اسلامی استان نیز اگرچه وجود دارند، از اختیارات محدودتری نسبت به نهادهای قانون‌گذاری و اجرایی منطقه‌ای در بسیاری از کشورها برخوردارند. از دیدگاه منتقدان، انتخاب مستقیم استانداران، تقویت شوراهای استانی و واگذاری اختیارات اجرایی، مالی و برنامه‌ریزی به مناطق می‌تواند پاسخگویی مسئولان را افزایش دهد و تصمیم‌گیری درباره مشکلات محلی را تسریع کند.

چنین ساختاری مترادف با فدرالیسم نیست. در کشورهایی مانند فرانسه و ایتالیا، شوراها و نهادهای منتخب منطقه‌ای بخشی از مسئولیت‌های اداره امور محلی و توسعه اقتصادی را بر عهده دارند. این تجربه‌ها نشان می‌دهد که حفظ یکپارچگی کشور با تمرکز کامل قدرت سیاسی و اداری در پایتخت یکسان نیست. اگرچه فدرالیسم نظامی است که طرفداران آن در ایران معتقدند بهترین سازوکار برای اداره کشوری با تنوع ملیتی چون ایران می‌باشد. اما دولت پزشکیان صرفا به دلیل ناکارآمدی سیستم تمرکزگرای ایران که موجب انباشت منابع در پایتخت و مناطق مرکزی شده و مشکلات جبران‌ناپذیری برای کشور به وجود آورده، خواستار کاهش بار تمرکز در نظام موجود شده است.

منتقدان تمرکزگرایی همچنین این پرسش را مطرح می‌کنند که چرا تصمیم‌گیری درباره منابع و اولویت‌های توسعه هر استان نباید با مشارکت مؤثر مردم همان منطقه انجام شود؟ به باور آنان، تمرکز اختیارات و منابع در تهران می‌تواند زمینه‌ساز گسترش روابط رانتی، رقابت برای نزدیکی به مراکز قدرت و کاهش نظارت عمومی باشد؛ در حالی که واگذاری اختیارات همراه با بودجه شفاف، نظارت نهادهای منتخب و سازوکارهای پاسخگویی می‌تواند چنین وابستگی‌هایی را کاهش دهد.

از این منظر، مخالفت با تقسیم قدرت سیاسی، تنها اختلافی درباره شیوه اداره کشور نیست، بلکه به این پرسش نیز مربوط می‌شود که چه کسانی از حفظ ساختار متمرکز کنونی سود می‌برند و چرا بخشی از مخالفان تمرکززدایی، به‌جای ارائه پاسخ درباره حقوق ملیت‌ها، توسعه متوازن و دموکراسی محلی، بحث را به مسئله تجزیه ایران محدود می‌کنند.

اگر هدف حفظ یکپارچگی ایران و توسعه همه مناطق آن است، چرا واگذاری بخشی از قدرت سیاسی و اقتصادی تهران به نهادهای منتخب مردم استان‌ها باید تهدیدی علیه کشور تلقی شود؟

این خبر را با دیگران به اشتراک بگذارید