ساختار اداری مشترکی که طی بیست سال گذشته در شمال عراق برقرار بوده، اکنون به نقطه عطفی جدی در عرصه سیاسی رسیده است. خروج اتحادیه میهنی کردستان تحت کنترل طالبانی از کابینه و آغاز تلاش برای تشکیل یک منطقه فدرال مستقل با مرکزیت سلیمانیه، ناتوانی بازیگران سیاسی این منطقه در ایجاد ساختاری حکومتی پایدار و فراگیر را آشکار کرده است.
با وجود اتحاد رسمی در سال ۲۰۰۶، ساختار کنونی نتوانسته بر اختلافات داخلی خود غلبه کند و فرهنگ مدیریتی مشترکی ایجاد کند. در نتیجه، کشمکشهای داخلی، این ساختار را تا مرحله تجزیه تشکیلاتی که خود ایجاد کرده، پیش برده است.
ریشه اصلی بحران در تلاش حزب دموکرات کردستان به رهبری بارزانی برای کسب اکثریت مطلق پارلمان و کنار گذاشتن سایر گروهها و همچنین اصرار مسرور بارزانی، نخستوزیر اقلیم، بر تمرکز قدرت در دستان خود نهفته است.
ساختار دوگانهای که از جنگ داخلی دهه ۱۹۹۰ به جا مانده، هرگز بهطور کامل برطرف نشده است. نهادهای جداگانه، از نیروهای امنیتی گرفته تا دستگاههای اطلاعاتی، نتوانستهاند به یک ساختار یکپارچه و پایدار تبدیل شوند.
با اقدام یکجانبه حزب دموکرات کردستان برای تشکیل دولت، این بیاعتمادی عمیق سرانجام باعث شد جناح سلیمانیه با فعال کردن سازوکار همهپرسی قانونی، برای جدایی رسمی تلاش کند.
ریشه اختلافات میان دو عشیره اصلی اقلیم کردستان عراق به رقابت تاریخی خاندانهای بارزانی و طالبانی بازمیگردد. عشیره بارزانی، برخاسته از ساختار مذهبی منطقه بارزان، پایگاه اصلی قدرت خود را در اربیل و دهوک دارد؛ مناطقی که بخش مهمی از ساکنان آنها به گویش بادینانی یا کرمانجی سخن میگویند. در مقابل، خاندان طالبانی بیشتر با منطقه سلیمانیه و جامعه سورانیزبان پیوند دارد.
با گذشت زمان، اختلافات ایدئولوژیک این دو جریان تا حد زیادی تحتالشعاع رقابت بر سر قدرت، منابع اقتصادی و کنترل نهادهای امنیتی قرار گرفته است.
وابستگیهای خانوادگی، عشیرهای و منطقهای همچنان در رفتار انتخاباتی اقلیم کردستان تأثیرگذارند. شبکههای خویشاوندی، اشتغال دولتی، منافع اقتصادی و نفوذ احزاب در مناطق مختلف، در حفظ پایگاه رأی دو خاندان نقش دارند.