آراز نیوز
خانه / مقالات / از توهین قومیتی تا آسیمیلاسیون؛ مسئله‌ای فراتر از سکوهای فوتبال
مقالات

از توهین قومیتی تا آسیمیلاسیون؛ مسئله‌ای فراتر از سکوهای فوتبال

از توهین قومیتی تا آسیمیلاسیون؛ مسئله‌ای فراتر از سکوهای فوتبال

حامد یگانه‌پور

در روزهای اخیر، بار دیگر شاهد سر باز کردن یکی از زخم‌های دیرین جامعه، یعنی توهین قومیتی علیه تورک‌ها، در دیدار تراکتور و ملوان بودیم. این اتفاق با تصمیم مسئولان باشگاه تراکتور و کادر فنی این تیم برای خودداری از ادامه مسابقه، ابعاد تازه‌ای به خود گرفت و بار دیگر ضرورت مقابله با تحقیر و تبعیض قومی را مطرح کرد.

⬅ بخش اول

⬅ بخش دوم

توهین به تورک‌ها را نمی‌توان جدا از زمینه‌های تاریخی و فرهنگی آن بررسی کرد.

از زمان استقرار حکومت پهلوی، سیاست تمرکزگرایی و یکسان‌سازی هویتی، به‌ویژه در حوزه زبان و فرهنگ، به یکی از موضوعات مهم مناقشه درباره حقوق اقوام و گروه‌های زبانی در ایران تبدیل شد. در چنین فضایی، کلیشه‌های تحقیرآمیز درباره تورک‌ها نیز در بخش‌هایی از فرهنگ عمومی و رسانه‌ها بازتولید شده‌اند.

تقسیم انسان‌ها به ملت‌های «باهوش» و «احمق» یا دارای «فرهنگ» و «بی‌فرهنگ»، نه مبنای علمی دارد و نه چیزی جز تبعیض و تحقیر تولید می‌کند. بااین‌حال، تکرار چنین کلیشه‌هایی می‌تواند برخی افراد را به فاصله‌گرفتن از زبان و هویت خود سوق دهد؛ پدیده‌ای که در بحث‌های هویتی از آن با مفاهیمی چون ازخودبیگانگی فرهنگی و آسیمیلاسیون یاد می‌شود.

در برابر سیاست‌های همگون‌ساز، واکنش‌ها یکسان نبوده است: برخی آن‌ها را پذیرفته‌اند، گروهی با آن مدارا کرده‌اند و عده‌ای نیز با وجود مخالفت، سکوت را برگزیده‌اند. در کنار این گروه‌ها، کسانی هم برای دفاع از حقوق زبانی و فرهنگی هزینه داده‌اند؛ اما گاهی به‌جای حمایت از اصل حق‌خواهی، تمام توجه به نقد روش یا عملکرد مطالبه‌گران معطوف می‌شود.

نقد عملکرد هر فرد یا جریان حق جامعه است؛ اما این نقد نباید به بهانه‌ای برای نادیده‌گرفتن مطالبات قانونی و مدنی تبدیل شود. دفاع از حقوق زبانی و فرهنگی، نه به معنای تأیید بی‌چون‌وچرای همه فعالان است و نه مستلزم سکوت در برابر رفتار نادرست دیگران.

توهین قومی یکی از نمودهای آشکار تبعیض است، اما تمام مسئله به آن خلاصه نمی‌شود. اگر تنها پس از هر حادثه اعتراض کنیم و سپس موضوع را به فراموشی بسپاریم، چرخه توهین، اعتراض و تکرار همچنان ادامه خواهد یافت.

از تمرکزگرایی تا توسعه آذربایجان

مرزهای اداری کشور لزوماً با پیوستگی‌های تاریخی، زبانی و فرهنگی مناطق منطبق نیستند. این وضعیت پرسش‌هایی درباره میزان مشارکت مردم مناطق مختلف در تعیین اولویت‌های اقتصادی، فرهنگی و توسعه‌ای خود ایجاد می‌کند.

آذربایجان از ظرفیت‌های مهم صنعتی، معدنی، کشاورزی و تجاری برخوردار است. بنابراین، ضروری است روشن باشد چه میزان از ارزش افزوده تولیدشده در این مناطق به توسعه زیرساخت‌های محلی بازمی‌گردد و مردم منطقه چه سهمی از منافع این ظرفیت‌ها دارند.

معدن مس سونگون و مدیریت آن توسط مس کرمان نمونه‌ای قابل بررسی در این زمینه است. سهم منطقه از منافع اقتصادی معدن، وضعیت اشتغال بومی، توسعه صنایع پایین‌دستی، درآمدهای عمومی و پیامدهای زیست‌محیطی آن، موضوعاتی هستند که باید با اتکا به اسناد مالی و داده‌های معتبر بررسی شوند. مطالبه اصلی، شفافیت در مدیریت منابع عمومی و برخورداری عادلانه مناطق از فرصت‌های اشتغال و توسعه است.

زبان مادری؛ حقی که نباید به حاشیه برود

اصل پانزدهم قانون اساسی، ضمن تعیین زبان فارسی به‌عنوان زبان رسمی و مشترک، استفاده از زبان‌های محلی و قومی در مطبوعات و رسانه‌ها و تدریس ادبیات آن‌ها در مدارس را آزاد اعلام می‌کند. اصل نوزدهم نیز زبان و مانند آن را موجب امتیاز نمی‌داند.

بااین‌حال، میان اجازه تدریس ادبیات یک زبان و فراهم‌کردن فرصت‌های گسترده برای آموزش، پژوهش و تولید محتوای علمی به آن زبان تفاوت وجود دارد. ازاین‌رو، آموزش زبان و ادبیات تورکی، گسترش پژوهش‌های دانشگاهی، حمایت از تولیدات فرهنگی و بازنمایی منصفانه تاریخ تورک‌ها در کتاب‌های درسی و رسانه‌ها باید جدی گرفته شود.

زبان مادری صرفاً وسیله گفت‌وگو نیست؛ حامل حافظه تاریخی، ادبیات و تجربه نسل‌هاست. دفاع از حقوق زبانی نیز به معنای نفی زبان‌های دیگر نیست. پذیرش تنوع زبانی و فرهنگی می‌تواند زمینه احترام متقابل، مشارکت برابر و حرکت به سوی جامعه‌ای دموکراتیک‌تر را فراهم کند.

آذربایجان و محیط زیست؛ معیار عدالت در توزیع منابع بحران دریاچه اورمیه یکی از مهم‌ترین مسائل زیست‌محیطی آذربایجان است.

پژوهش‌ها نشان داده‌اند که خشک‌شدن دریاچه را نمی‌توان فقط به کاهش بارندگی و تغییرات اقلیمی نسبت داد؛ توسعه کشاورزی آبی، برداشت از منابع آب و شیوه مدیریت حوضه آبریز نیز در این بحران نقش داشته‌اند.

در همین چارچوب، سیاست‌های انتقال آب به مناطق دیگر کشور نیز باید با معیارهای یکسان بررسی شوند. انتقال آب از دریای عمان به صنایع اصفهان و طرح‌های تأمین آب مشهد، در کنار پروژه‌های مرتبط با زاینده‌رود، این پرسش را مطرح می‌کنند که اولویت‌های آبی کشور چگونه تعیین می‌شوند و چه میزان توجه به نیازهای زیست‌محیطی حوضه‌های مبدأ و مقصد اختصاص می‌یابد.

صرف تفاوت در پروژه‌ها یا هزینه‌کردها، علامت سوال مبنی بر وجود تبعیض را ایجاد می کند ؛ اما مقایسه شفاف حجم آب انتقال‌یافته، هزینه‌ها، آثار زیست‌محیطی و میزان تحقق حقابه دریاچه اورمیه می‌تواند به ارزیابی عادلانه کمک کند.

مسئله، تقابل میان مناطق نیست؛ بلکه ضرورت مدیریت علمی منابع، شفافیت و پاسخ‌گویی نهادهای مسئول است.

چرا به‌جای ریشه‌ها، فقط با نشانه‌ها درگیر می‌شویم؟

توهین به تورک‌ها نباید نادیده گرفته شود. باشگاه‌ها، فدراسیون فوتبال، رسانه‌ها و نهادهای مسئول وظیفه دارند در برابر رفتارهای توهین‌آمیز و تبعیض‌آمیز، روشن و منصفانه واکنش نشان دهند. در عین حال، مطالبه‌گری نباید به روزهای پس از یک مسابقه محدود بماند.

پیگیری حقوق زبانی، بررسی بودجه‌های توسعه‌ای، حفاظت از محیط زیست و مطالبه شفافیت در مدیریت منابع، به همان اندازه به استمرار و مستندسازی نیاز دارند. مقابله با تبعیض هم به برخورد قانونی با توهین‌های آشکار نیازمند است و هم به اصلاح سیاست‌ها و نگرش‌هایی که نابرابری را بازتولید می‌کنند.

دفاع از حقوق خود نیز نباید به بازتولید تحقیر دیگر گروه‌های قومی و زبانی منجر شود. مطالبه برابری زمانی استوار است که برای همه شهروندان، فارغ از زبان و هویتشان، حقوقی برابر قائل باشد.

در پایان ماجرای دیدار تراکتور و ملوان را نباید صرفاً یک حادثه ورزشی تلقی کرد؛ همان‌طور که نباید اجازه داد تمام بحث درباره حقوق و مطالبات مردم تورک، به واکنش‌های کوتاه‌مدت پس از چنین حوادثی محدود شود.

توهین قومیتی مسئله‌ای واقعی و شایسته پیگیری است؛ اما برای مقابله مؤثر با آن، باید ریشه‌های تاریخی، فرهنگی و اجتماعی تبعیض را شناخت و در کنار آن، درباره حقوق زبانی، فرصت‌های برابر توسعه، توزیع منابع عمومی و حفاظت از محیط زیست نیز مطالبه‌گری کرد.

مسئله فقط این نیست که چرا در یک ورزشگاه به تورک‌ها توهین می‌شود؛ مسئله این است که چرا پس از هر بار تکرار چنین اتفاقی، دوباره به نقطه آغاز بازمی‌گردیم، بی‌آنکه برای بررسی زمینه‌های آن و پیگیری سایر مطالبات اساسی، برنامه‌ای مستمر داشته باشیم.

تا زمانی که اعتراض ما به توهین محدود بماند و به مطالبه‌ای پیگیر برای حقوق زبانی، فرهنگی، اقتصادی و شهروندی تبدیل نشود، خطر تکرار این چرخه همچنان وجود خواهد داشت.

دفاع از هویت، تنها اعتراض به تحقیر نیست؛ تلاش برای برخورداری برابر از حق، فرصت، زبان، فرهنگ و کرامت انسانی است.