محسن سعادت
پس از آغاز جنگ ایران و آمریکا، آینده جمهوری اسلامی بیش از هر زمان دیگری در هالهای از ابهام قرار گرفته است. در میان سناریوهای مختلفی که درباره آینده ایران مطرح میشود، یک احتمال قابل تأمل وجود دارد: جمهوری اسلامی ممکن است بهطور کامل از میان نرود، بلکه جغرافیای تحت حاکمیت آن کوچکتر شود و در بخشی از ایران به حیات سیاسی خود ادامه دهد.
چنین اتفاقی در تاریخ این جغرافیا بیسابقه نیست. در دورههای مختلف، حکومتهایی که زمانی بر سرزمینهای وسیعی فرمان میراندند، با تغییر موازنه قدرت، جنگ و تحولات داخلی، به تدریج قلمرو خود را از دست داده و در جغرافیایی کوچکتر به حیات خود ادامه دادهاند. بنابراین اگر چنین سناریویی بار دیگر تکرار شود، پرسش این است: جمهوری اسلامی در کدام بخش ایران امکان ادامه حیات خواهد داشت؟
یکی از مناطقی که در این سناریو بیش از همه مورد توجه قرار میگیرد، خراسان است. وجود آرامگاه امام هشتم شیعیان در مشهد، به خراسان جایگاهی ویژه در ساختار مذهبی جمهوری اسلامی داده است. در همین چارچوب، دفن علی خامنهای در مشهد نیز میتواند این پرسش را در ذهن ایجاد کند که آیا خراسان در آینده میتواند به مرکز ثقل یک جمهوری اسلامی کوچکتر تبدیل شود؟
به باور من، چنین سناریویی غیرممکن نیست. ممکن است در سالهای آینده شاهد کوچکشدن ایران امروزی باشیم و جمهوری اسلامی در بخشی از این جغرافیا، از جمله خراسان، همچنان به حیات خود ادامه دهد.
اما پرسش اساسی درباره دیگر مناطق ایران است: در خارج از چنین قلمرویی چه نوع نظام سیاسی شکل خواهد گرفت؟ آیا شاهد تشکیل یک جمهوری دموکراتیک خواهیم بود که حقوق ملتهای مختلف را به رسمیت بشناسد، یا شکل دیگری از تمامیتخواهی جای جمهوری اسلامی را خواهد گرفت؟
اگر تمامیتخواهی در میان جریانهای سیاسی فارسیگرا همچنان ادامه داشته باشد، بحران ایران نیز پایان نخواهد یافت. در چنین شرایطی، ممکن است ایران باز هم کوچکتر شود و در نهایت در بخشهایی از مرکز ایران، حکومتی سلطنتی یا پادشاهی با همان تفکر تمامیتخواهانه به حیات خود ادامه دهد.
اما بسیار بعید است که آزربایجان، کردستان، الاحواز و بلوچستان حاضر باشند چنین حاکمیتی را بپذیرند. در صورت ادامه همان نگاه متمرکز و تمامیتخواهانه، این مناطق نیز راه خود را خواهند رفت.
هر مردمی حق دارد برای آینده خود تصمیم بگیرد و آیندهای را که شایسته آن است رقم بزند. این حق مردم آزربایجان، تورکها، کردها، عربها و بلوچها نیز هست که درباره سرنوشت و آینده سیاسی خود تصمیم بگیرند.
سالهای آینده میتواند دوران تحولات اساسی در این جغرافیا باشد. اگر ساختار کنونی فرو بریزد اما اندیشه تمامیتخواهی باقی بماند، مسئله تنها تغییر حکومت نخواهد بود؛ مسئله اصلی این خواهد بود که جغرافیای سیاسی ایران تا کجا و به چه شکلی میتواند به صورت کنونی باقی بماند.