آراز نیوز
خانه / حقوق بشر / من هیچ‌گاه نخواستم با ترس زندگی کنم
حقوق بشر

من هیچ‌گاه نخواستم با ترس زندگی کنم

من هیچ‌گاه نخواستم با ترس زندگی کنم

حامد یگانه پور

ساعت حدود ۱۲:۲۰ دقیقه است. به فکر فرو رفته‌ام. اتفاقات چند روز اخیر، مربوط به برنامه به‌اصطلاح «ایران جان، آذربایجان شرقی»، ذهنم را مشغول کرده است.

خبر تأسیس «بنیاد زبان تورکی» از سوی حداد عادل! خبری که بیشتر شبیه جوک بود. فرهنگستان شد بنیاد! بنیادی که بانی آن فردی است که همواره مواضع خود علیه زبان تورکی را علنی بیان کرده است. قطعاً نتیجه این بنیاد، چیزی جز تولید «ترکان پارسی‌گو» نخواهد بود.

ادامه

از طرف دیگر، خانم المیرا شریفی، مجری تلویزیون، که برای اجرای برنامه «صبحانه ایرانی» به مراغه آمده بود و پدرش مراغه‌ای و مادرش تبریزی است، تحت تأثیر سیاست آسیمیلاسیون، حاضر نشد و شاید هم نتوانست به زبان مادری خود صحبت کند.

از سوی دیگر، دوستانی که به‌خاطر مطالبه حقوق حقه آذربایجان و هویت‌طلبی خود، در تبریز و اردبیل و اوین تهران در زندان به سر می‌برند و دیگرانی که زیر حکم، منتظر اجرای احکام خود هستند.

با این افکار کلنجار می‌رفتم که ناگهان موبایلم زنگ خورد. پشت تلفن، صدای سالار طاهر افشار بود.

سالار در زندان اوین، به‌خاطر باور و مطالبه حقوق آذربایجان، دوران محکومیتش را سپری می‌کند. او را از نزدیک ندیده‌ام، اما گویا سال‌هاست از نزدیک یکدیگر را می‌شناسیم.

پس از احوالپرسی، جویای حالش شدم. در اولین جمله، با صلابت گفت:

«حال من خوب است.»

در همین لحظه با خود گفتم: چطور ممکن است فردی به‌خاطر عقیده و باورهای خود، دور از شهرش، اورمیه، در زندان اوین منتظر اتمام سال‌ها حبس خود باشد و چنین باصلابت بگوید: «حالم خوب است»؟

به سالار گفتم: «گویا برعکس قرار است تو به من روحیه بدهی!»

سالار گفت:

«من هیچ‌گاه از مسیری که در آن قدم گذاشته‌ام، پشیمان نیستم و هیچ‌گاه نخواسته‌ام با ترس زندگی کنم.»

سن و سال سالار، اگرچه از من کمتر است، اما سخنانش بسیار پخته و پرمعنا بود.

در ادامه گفت: «من و خانواده‌ام سال‌هاست زخم بر جان داریم؛ برادرم، خواهرم و مادرم.»

سالار ادامه داد: «چند روز پیش به مادرم زنگ زده بودم. تازه از خواب بیدار شده و کمی بی‌حوصله بودم که ناگهان مادرم گفت: نکند کم آورده‌ای؟ شیرم را حلالت نمی‌کنم.»

آری، آذربایجان پر است از سالارها و چنین مادرانی.

قطعاً یک روز این سیاست مجبور است در مقابل خواست به‌حق آذربایجان سر تعظیم فرود آورد.

از این روست که به حداد عادل می‌گویم: «بنیاد زبان تورکی» نه؛ بلکه باید یک روز حق تحصیل به زبان مادری در این سرزمین اجرا شود.

خانم المیرا شریفی، از اینکه شما همشهری بنده هستید، اصلاً مفتخر نیستم؛ چرا که وقتی در پاسخ به درخواست خبرنگاری که از شما خواست به زبان مادری خود، یعنی تورکی، صحبت کنید، گفتید: «من می‌خواهم فارسی صحبت کنم»، معنای واژه «مانقورد» و تأثیر سیاست پان‌فارسیسم و آسیمیلاسیون را به عینه دیدم.

آری، تا سالارها، یوروش‌ها، علی‌بابایی‌ها، لسانی‌ها، عظیمی‌قدیم‌ها، سیامک میرزایی ها ، عسگر اکبرزاده ها و دیگر قهرمانان آذربایجان نفس می کشند، قطعاً روزی بر این سیاست‌های منسوخ، خط بطلانی قرمز کشیده خواهد شد.

به امید آزادی هرچه زودتر قهرمانان آذربایجان.