در کره جنوبی، فقط در عرض یک نسل، بیش از ۴ هزار مدرسه تعطیل شدهاند. راهروها خالیاند، حیاط مدرسهها ساکت، چون دیگر بچهای نیست که این مدرسهها را پر کند. علتش عددی است که کوچک به نظر میرسد ولی دارد کل اقتصاد کشورها را زیر و رو میکند: هر زن کرهای به طور میانگین فقط ۰.۷۵ بچه به دنیا میآورد، پایینترین نرخ باروری در کل جهان، خیلی کمتر از ۲.۱ که برای ثابت نگهداشتن جمعیت لازم است.
کره جنوبی حالت افراطی ماجراست، اما تنها نمونه نیست. در ژاپن، ایتالیا، اسپانیا، چین و روسیه هم نرخ باروری از حد لازم برای جایگزینی جمعیت پایینتر رفته و بر اساس بررسی پژوهشگران، الان ۶۱ کشور جمعیتشان دارد کم میشود. تا سال ۲۰۵۰ هم قرار است بیش از سهچهارم کشورهای دنیا به همین وضعیت برسند، جایی که تعداد مرگها از تولدها بیشتر میشود.
پیامد اقتصادی این ماجرا اصلاً چیز انتزاعیای نیست. کمتر شدن تولد امروز یعنی بیست سال دیگر نیروی کار و مالیاتدهنده کمتر، درست همان زمانی که موج بزرگی از مردم بازنشسته میشوند و باید مستمری و خدمات درمانی بگیرند. همین نابرابری، یعنی نیروی کار رو به کاهش در برابر جمعیت سالمند رو به افزایش، دارد بودجه دولتها را زیر فشار میبرد؛ در چین مثلاً الان نزدیک به یکچهارم جمعیت بالای ۶۰ سال دارند.
یک چیز دیگر هم هست که اندازهگیریاش سختتر است: ایدههای تازه. به گفته اقتصاددانان، آدمها فقط نیروی کار نیستند، منبع کارآفرینی و نوآوری هم هستند. پس جمعیتی که هم کوچکتر میشود هم پیرتر، میتواند به مرور اقتصادی کندتر و کمخلاقیتتر بسازد.
دولتها برای حل این مشکل پول زیادی خرج کردهاند؛ فقط کره جنوبی صدها میلیارد دلار صرف کمک نقدی و مراقبت از کودکان کرده، ولی تأثیر چندانی روی نرخ تولد نداشته است. حالا مسئولان کرهای دارند راهبردشان را عوض میکنند: بهجای اینکه فقط مردم را به بچهدار شدن بیشتر ترغیب کنند، میخواهند محیط کار را خانوادهدوستتر کنند و در پذیرش مهاجر هم بازتر عمل کنند، چون شاید بعضی کشورها واقعاً باید همان آدمهایی را بپذیرند که خودشان نتوانستهاند تولیدشان کنند.