به نقل از نشنال اینترست، این تفاهمنامه تقریباً بهطور کامل بر عقبنشینی نظامی، بازگشایی تنگه هرمز، تعهدات هستهای، رفع تحریمها و صندوق بازسازی ۳۰۰ میلیارد دلاری متمرکز است و مردم ایران که هم از تجاوز نظامی خارجی و هم از سرکوب داخلی رنج بردهاند، در این چارچوب تقریباً نادیده گرفته شدهاند.
مقامهای حقوق بشری سازمان ملل نیز به همین نکته اشاره کرده و مجمع پارلمانی شورای اروپا تأکید کرده صلح و ثبات پایدار در ایران بدون احترام به حقوق بشر، دموکراسی و حاکمیت قانون ممکن نیست.
ادامه مطلب
به نوشته این نشریه، حکومت جمهوری اسلامی از بیتوجهی واشینگتن بهره برده و سرکوب مردم را تشدید کرده است؛ از جمله افزایش اعدام مخالفان سیاسی، بازداشت هزاران نفر به اتهام «خیانت و جاسوسی»، نگهداری آنها در شرایط سخت، مصادره اموال خانوادههایشان، گرفتن اعترافات اجباری و برگزاری دادگاههای نمایشی.
ترامپ در ماه ژانویه در شبکههای اجتماعی معترضان ایرانی را به ادامه اعتراض و «تصرف نهادها» تشویق کرد و وعده داد «کمک در راه است»، اما هیچ کمک مستقیمی هرگز نرسید.
هرچند آمریکا در بمبارانهای بعدی بخش بزرگی از رهبری تهران را از میان برد، حکومت باقی ماند و رهبران جدید آن با انتقامگیری از معترضان، پایههای خود را تقویت میکنند.
این تحلیل تأکید میکند اهمیت موضوع دو دلیل دارد: نخست اینکه رژیمهای اقتدارگرا معمولاً فراتر از مرزهای خود نیز متجاوزند و صلح منطقهای را تهدید میکنند؛ و دوم اینکه آمریکا از جهانی آزادتر و دموکراتیکتر، هم از نظر اقتصادی و هم امنیتی سود میبرد. به تعبیر آندری ساخاروف، فیزیکدان و کنشگر حقوق بشر شوروی، «کشوری که حقوق شهروندان خود را محترم نمیشمارد، حقوق همسایگانش را نیز محترم نخواهد شمرد.»
در پایان، با یادآوری پشیمانی باراک اوباما از حمایت نکردن کامل از جنبش سبز در سال ۲۰۰۹، این نتیجه گرفته میشود که ترامپ نیز حتی در میانه مذاکره با ایران میتواند مسیر خود را تغییر دهد، بر نقض حقوق بشر در ایران نور بتاباند و به ترویج حقوق بشر در جهان کمک کند.