اقتدارگرایی و مقاومت شکننده جمهوری اسلامی ایران

۱ ساعت پیش 5 دقیقه مطالعه دکتر حمید شهانقی
  اقتدارگرایی و مقاومت شکننده جمهوری اسلامی ایران

تحلیل پویایی قدرت در جمهوری اسلامی ایران در سال ۲۰۲۶ مستلزم درک عمیق مفهوم «مقاومت شکننده» است؛ اصطلاحی که در علوم سیاسی برای توصیف سیستم‌های اقتدارگرایی به کار می‌رود که علی‌رغم صلبیت ساختاری، ظرفیت انطباق‌پذیری خود را از دست داده‌اند. جمهوری اسلامی با عبور از فاز تثبیت، اکنون در مرحله‌ای قرار دارد که هرگونه فشار، به جای ایجاد اصلاحات، منجر به شکستگی‌های ساختاری می‌شود. ساختار سیاسی ایران در این سال، ترکیبی پیچیده از تئوکراسی و نظامی‌گری است که در آن لایه‌های متعددی از نهادهای غیرپاسخگو، نهادهای انتخابی را محصور کرده‌اند.

مقام رهبری به عنوان منبع قدرت الهی-قانون اساسی، علی‌رغم فرماندهی کل قوا، به دلیل بیماری پیشرفته و اثرات روانی جنگ ۲۰۲۵، با غیبت از انظار و فلج‌شدگی در تصمیم‌گیری مواجه شده است. در این میان، سپاه پاسداران (IRGC) با کنترل بر بیش از ۶۰ درصد اقتصاد ایران، از یک بازوی نظامی به یک خونتای نظامی غیررسمی تبدیل شده است که بقای رژیم را تضمین می‌کند. سایر نهادها مانند شورای نگهبان با مهندسی انتخابات و مجلس خبرگان با گرفتاری در بحران جانشینی (Succession Paralysis)، عملاً مسیرهای قانونی تغییر را مسدود کرده‌اند.



▪️شوک استراتژیک و فروپاشی دکترین بازدارندگی


بزرگترین ضربه به مقاومت شکننده سیستم در ژوئن ۲۰۲۵ وارد شد؛ زمانی که درگیری با اسرائیل و ایالات متحده به یک جنگ ۱۲ روزه گسترده تبدیل گشت. این نبرد دکترین «دفاع رو به جلو» را ویران کرد. انفعال حزب‌الله و فروپاشی رژیم اسد، ایران را در برابر حملات مستقیم تنها گذاشت. طی عملیات «شیر خروشان»، برتری هوایی مطلق دشمن منجر به تخریب زیرساخت‌های هسته‌ای نطنز و فردو توسط بمب‌های سنگر‌شکن GBU-57 و بمب‌افکن‌های B-2 شد که برنامه هسته‌ای ایران را سال‌ها به عقب راند. همچنین سیستم‌های پدافندی S-300 و باور-۳۷۳ در برابر جنگنده‌های F-35I و جنگ الکترونیک ناکام ماندند و مراکز فرماندهی سپاه هدف موشک‌های مایکروویو CHAMP قرار گرفتند که منجر به کشته شدن بیش از ۳۰ فرمانده ارشد و نابودی مرکزیت فرماندهی شد. رژیم برای مقابله با پیامدهای این شکست و کنترل اعتراضات، به اقتدارگرایی دیجیتال روی آورد. استفاده از هوش مصنوعی برای شناسایی چهره، نظارت پیش‌دستانه با فناوری DPI و قطع کامل اینترنت در ژانویه ۲۰۲۶، ابزارهای اصلی کنترل بودند. این خاموشی فراتر از رسانه‌های اجتماعی، بر خدمات بانکی و بهداشتی نیز اثر گذاشت و نشان‌دهنده اولویت مطلق امنیتی بر ثبات مدنی بود.  



▪️بحران جانشینی و اقتصاد سایه در بن‌بست سیاسی


در فوریه ۲۰۲۶، خلاء قدرت ناشی از زوال شناختی رهبری، نبرد برای جانشینی را در سه جبهه تشدید کرده است. مجتبی خامنه‌ای با حمایت سازمان اطلاعات سپاه (SASM) و کنترل بر منابع مالی بیت رهبری، جدی‌ترین گزینه برای موروثی‌سازی قدرت است؛ هرچند این اقدام با مخالفت روحانیون سنتی مواجه شده است. در جبهه دیگر، چهره‌هایی مانند محمدباقر قالیباف با تکیه بر بدنه اجرایی و علی لاریجانی با انتصاب به دبیری شورای عالی امنیت ملی، تلاش می‌کنند سیستم را از طریق یک «شورای رهبری» یا توازن مجدد نهادی از فروپاشی نجات دهند. این بحران سیاسی با یک گسست سیستمی در اقتصاد همراه شده است. تورم به مرز ۶۰ درصد رسیده و ریال با سقوطی آزاد، ارزش خود را در برابر دلار بیش از پیش از دست داده است. رژیم برای بقای مالی به یک معماری پیچیده «بانکداری سایه» متکی شده که سالانه بیش از ۹ میلیارد دلار تراکنش را مدیریت می‌کند. صادرات ۱.۴ میلیون بشکه نفت در روز از طریق «ناوگان ارواح» با پرچم‌های مصلحتی به مقصد چین، جابجایی ۴۰۰ میلیون دلار از طریق ارز دیجیتال (USDT) در صرافی‌های غیررسمی مشهد و دبی، و قراردادهای تهاتری «نفت در برابر تکنولوژی» به ارزش ۸.۴ میلیارد دلار با چین، تنها بخشی از این شبکه فرار از تحریم است. با این حال، خروج سرمایه ۱.۵ میلیارد دلاری توسط وابستگان رژیم در یک بازه ۴۸ ساعته در ژانویه ۲۰۲۶، نشان‌دهنده بی‌اعتمادی عمیق حتی در هسته سخت قدرت است.


▪️قیام ژانویه ۲۰۲۶: آناتومی یک قتل‌عام سیستمی


نقطه اوج شکنندگی رژیم در قیام ژانویه ۲۰۲۶ نمایان شد؛ جایی که اعتراضات معیشتی به سرعت به فراخوان سراسری برای سرنگونی تبدیل گشت. پاسخ رژیم، خشن‌ترین سرکوب تاریخ معاصر بود که طی آن بیش از ۳۶,۵۰۰ نفر در ۴۰۰ شهر کشته شدند. این کشتار در شهرهایی مانند رشت با ۲,۵۰۰ کشته، مشهد با ۱,۸۰۰ کشته و مناطق کرج، شهریار و اندیشه با ۳,۰۰۰ کشته ابعاد فاجعه‌باری داشت. در تهران نیز تصاویر ماهواره‌ای از گورهای جمعی در حاشیه کهریزک و استفاده از تریلرها برای حمل اجساد به دلیل کمبود آمبولانس، عمق بحران را تایید کرد. در میان جان‌باختگان، هویت ۲۰۰ دانش‌آموز تایید شده است. رژیم با قاب‌بندی این سرکوب به عنوان «تطهیر الهی» و حرکت به سمت «ناسیونالیسم دفاعی» سعی کرد مشروعیت از دست رفته را بازیابی کند، اما این استراتژی در برابر واقعیت تورم و کشتار، عمدتاً شکست خورد.



▪️مدل‌سازی آینده و فروریزش احتمالی


جمهوری اسلامی اکنون در وضعیتی قرار دارد که هر تغییر کوچکی می‌تواند منجر به واکنش زنجیره‌ای غیرقابل بازگشت شود. چهار سناریوی اصلی برای آینده قابل تصور است: نخست، تشکیل یک «خونتای نظامی» توسط سپاه که با کنار زدن روحانیت، به سمت هسته‌ای شدن کامل حرکت می‌کند. دوم، توازن مجدد قدرت و اصلاحات صوری برای کاهش تنش با غرب. سوم، فروپاشی و تجزیه در صورت انشقاق در بدنه سپاه که می‌تواند منجر به جنگ داخلی شود. و در نهایت، بقای فرسایشی تحت فشار دائمی با حمایت‌های فنی چین و روسیه، مشابه مدل کره شمالی. 


در مجموع، جنگ ۱۲ روزه و قیام ۲۰۲۶ نشان داد که ابزارهای سخت قدرت رژیم در برابر تکنولوژی مدرن و خشم عمومی آسیب‌پذیرند. آینده ایران در این دهه، نه در گرو اصلاحات، بلکه در گرو چگونگی مدیریت «فروریزش» ساختاری است که دیگر توان تحمل وزن تضادهای خود را ندارد.