آیا مبارزه مدنی در برابر جمهوری اسلامی به بنبست رسیده است؟
سالهاست که فعالان حرکت ملی آزربایجان، با تکیه بر مبارزه مدنی و روشهای مسالمتآمیز، برای احقاق حقوق ملی، زبانی و فرهنگی مردم آزربایجان تلاش میکنند. این مسیر بر پایه فعالیتهای فرهنگی، رسانهای و اجتماعی بنا شده و هدف آن، وادار کردن جمهوری اسلامی به پذیرش حقوق ابتدایی ملتها در چارچوبی مدنی بوده است. اما وقایع خونین روزهای اخیر و کشتار گسترده بیش از بیست هزار شهروند ایرانی، بار دیگر نشان داد که حاکمیت نهتنها به مطالبات مدنی بیاعتناست، بلکه در برابر کوچکترین اعتراض نیز بیدرنگ به خشونت عریان متوسل میشود.
این واقعیت تلخ، فعالان آزربایجانی را با پرسشی جدی روبهرو کرده است: آیا ادامه مبارزه به شیوههای گذشته هنوز هم کارساز است؟ تا چه زمانی میتوان با شعر، موسیقی، چاپ کتاب و فعالیتهای فرهنگی، حکومتی را متقاعد کرد که اساس بقای خود را بر سرکوب و انکار حقوق ملتها بنا نهاده است؟ جمهوری اسلامی بهروشنی نشان داده که حاضر است هزاران انسان معترض و بیدفاع را به خاک و خون بکشد، اما حتی گامی کوچک در جهت به رسمیت شناختن حقوق زبانی و مدنی آنان برندارد.
به نظر میرسد ایران پس از این سرکوبهای گسترده، دیگر هرگز به شرایط پیش از آن بازنخواهد گشت. آزربایجان جنوبی نیز نمیتواند با همان ابزارها و روشهای گذشته، مسیر مبارزه خود را ادامه دهد. امروز از نگاه جمهوری اسلامی، کوچکترین فعالیت رسانهای، فرهنگی یا مدنی در سطح شهر، بهسرعت با برچسب «اقدام علیه امنیت» یا «فعالیت تروریستی» مواجه میشود. در چنین فضایی، نگرانی برای جان زندانیان سیاسی و جوانانی که فریاد آزادی سر میدهند، به یک دغدغه دائمی و حیاتی تبدیل شده است.
از اینرو، بازاندیشی جدی و شجاعانه در شیوههای مبارزه، ضرورتی انکارناپذیر است. فعالان آزربایجانی باید بهصورت واقعی و عملی، به دنبال راهکارهای جدید و متناسب با شرایط کنونی باشند. این که این شیوهها دقیقاً چه خواهند بود، شاید امروز پاسخ روشنی نداشته باشد، اما تاریخ نشان داده است که ملتهای تحت ستم، هرگز در برابر سرکوب تسلیم نمیشوند و همواره راهی تازه برای ادامه مبارزه و مطالبه حقوق خود پیدا خواهند کرد.