✍️ آراز نیوز
اعتراضات مردمی در نقاط مختلف ایران در حال گسترش است. این اعتراضات، محصول مستقیم بحرانهای عمیق و انباشته در حوزههای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و زیستمحیطی است. تورم افسارگسیخته، بیکاری، نابسامانی خدمات عمومی، فساد ساختاری و بنبستهای سیاسی، زمینههایی را فراهم کرده که جامعه واکنش نشان دهد. از این منظر، اعتراض خیابانی نه پدیدهای تصادفی، بلکه واکنشی طبیعی و ضروری به شرایط موجود است.
در این میان، نکته قابل توجه، برجسته شدن مجدد شعارها و نمادهای وابسته به نظام سلطنتی و خاندان پهلوی در میان بخشی از معترضین فارسیزبان است. رسانههای فارسیزبان خارج از کشور و گاه داخل کشور نیز با تمام توان در حال بازنمایی و تقویت گفتمان بازگشت پهلوی هستند و آن را بهعنوان آلترناتیو سیاسی مطلوب معرفی میکنند. این جریان تلاش دارد بحران موجود را به فرصتی برای بازسازی نظم سیاسی گذشته تبدیل کند؛ نظمی که متکی بر ذهنیت استعماری، انکار حقوق ملل تحت ستم و سرکوب سازمانیافته بود.
از منظر تحلیل اجتماعی، اگر بخش قابل توجهی از جامعه فارسیزبان تصمیم گرفته باشد که به سمت بازتولید گونهای از دیکتاتوری سابق حرکت کند، این انتخاب قبل از هرچیز به همان جامعه مربوط است و باید در چهارچوب تحولات درونی آن ارزیابی شود. اما مشکل از آنجا آغاز میشود که این انتخاب، به شکل مطالبهای سراسری و الزامآور برای همه جامعه ایران عرضه میشود و از ملل تحت ستم انتظار میرود در این پسرفت تاریخی مشارکت و همراهی کنند. چنین انتظاری نهتنها نادرست، بلکه از نظر تاریخی و سیاسی نیز غیرواقعبینانه است.
ملل تحت ستم در ایران – از جمله ترکهای آذربایجان – پهلوی را نه به عنوان «گذشته طلایی»، بلکه به عنوان دورهای از سرکوب هویتی، سیاست آسیمیلاسیون، تخریب ساختارهای محلی، ممنوعیت زبان مادری و تبعیض سیستماتیک به یاد میآورند. تجربهی مشترک آنان این بوده است که هم جمهوری اسلامی و هم پهلوی، در سطح ساختاری، در تداوم تمرکزگرایی و انکار حقوق ملی و زبانی اشتراک داشتهاند؛ تفاوتها بیشتر در شکل حکومت بوده است تا در محتوا.
از همین رو، انتظار همراهی آذربایجان و سایر ملل تحت ستم با پروژه بازگشت پهلوی، انتظاری واهی است. حرکت ملی آذربایجان به روشنی اعلام کرده که در معادله سیاست آینده، نه به گذشته بازمیگردد و نه در چهارچوب نظم تمرکزگرای پیشین ادغام خواهد شد. گفتمان آذربایجان، گفتمانی صرفاً اعتراضی نیست؛ بدیل خود را نیز تعریف کرده است.
شعار راهبردی آذربایجان روشن و دقیق است:
«آزادلیق – عدالت – میلی حؤکومت»
این شعار، سه محور اصلی را بازتاب میدهد:
• آزادی از دیکتاتوری و سرکوب
• عدالت در توزیع قدرت و ثروت
• حاکمیت ملی بر سرنوشت خویش
بنابراین ملت ترک آذربایجان در اعتراضات سراسری، نه دنبالهرو پروژههای سیاسی دیگران، بلکه صاحب گفتمان مستقل خویش است. ورود آذربایجان به میدان سیاست آینده، در قالب همین شعار و با تاکید بر حقوق ملی و سیاسی خود خواهد بود، نه با ادغام در نوستالژیهای سلطنتطلبانه.
اعتراضات سراسری اگر قرار است به تغییر واقعی منجر شود، نمیتواند بر حذف یا نادیده گرفتن ملل غیر فارس بنا شود. بازتولید نظم استعماری – چه با نام جمهوری اسلامی و چه با نام پهلوی – به معنای تکثیر بحرانهاست، نه پایان آنها. آینده سیاسی ایران هر چه باشد، بدون بهرسمیتشناختن ارادهی ملل تحت ستم و حقوق ملی آنها شکل نخواهد گرفت.